دکترین صهیونیستی «بیثباتسازی ایران» با چاشنی اغتشاشات
یک تحلیلگر مسائل سیاسی عملیات ترکیبی طراحی شده توسط رژیم صهیونیستی برای ناآرامی در ایران و جنگ روانی پس از آن را تشریح کرد.

به گزارش اختصاصی گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، محسن معصومی ورکی، تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: آنچه در روزهای اخیر با عنوان جعلی «اعتراض» در برخی نقاط کشور به نمایش درآمد، نه صدای نان بود و نه فریاد معیشت.
این یک عملیات ترکیبی، طراحیشده و هدایتشده از بیرون مرزها بود، عملیاتی که طبق اسناد موجود و حتی اقرارهای رسمی و غیررسمی خودشان، با محوریت رژیم منحوس صهیونیستی و با حمایت مستقیم و همهجانبه آمریکا به اجرا درآمد.
تخریب اموال عمومی، آتشزدن مساجد، هتک حرمت قرآن کریم و به شهادت رساندن نیروهای مردمی، خروجی یک اتاق فکر امنیتی است، نه واکنش طبیعی یک جامعه مطالبهگر.
این پروژه، پیش از آنکه در خیابان دیده شود، سالها در اتاقهای جنگ شناختی پخته شده بود. هدف روشن بود: انتقال بحران از بیرون به داخل، ضربه به امنیت ملی و شکستن پیوند مردم با باورها و نمادهای هویتیشان.
انتخاب اهداف، اتفاقی نبود. مسجد، قرآن، نیروهای مردمی و زیرساختهای عمومی، دقیقاً همان نقاطی هستند که در دکترین بیثباتسازی رژیم صهیونیستی بهعنوان «نمادهای انسجام» تعریف میشوند. وقتی این نمادها هدف قرار میگیرند، یعنی طراح، نقشه را رو کرده است.
اسناد منتشرشده، اعترافات عناصر مرتبط با شبکههای معاند و حتی مواضع رسانههای وابسته به تلآویو، تردیدی باقی نمیگذارد که این اغتشاشات با پشتیبانی اطلاعاتی، رسانهای و لجستیکی دشمنان ملت ایران انجام شده است.
از آموزش آشوب خیابانی گرفته تا هدایت لحظهای تحرکات از طریق بسترهای ارتباطی خاص، همهچیز نشاندهنده یک عملیات سازمانیافته است.
این همان نسخهای است که رژیم صهیونیستی در کشورهای دیگر نیز آزموده؛ نسخهای که هر بار با ویرانی، کشتهسازی و در نهایت، روایتسازی دروغین به پایان میرسد.
شهادت نیروهای مردمی، نقطه عطف این ماجراست. این نیروها، سپر انسانی یک نظام یا جناح نبودند؛ آنها مردم عادی بودند، با همان مشکلات اقتصادی، با همان دغدغهها.
جرمشان فقط این بود که مقابل آتش ایستادند. خون آنها سندی است زنده بر اینکه پروژه اغتشاش، مستقیماً جان مردم را نشانه رفته بود. اینجا دیگر جایی برای توجیه و بازی با واژهها باقی نمیماند.
پس از شکست مفتضحانه این عملیاتها در میدان، فاز بعدی فعال شد؛ جنگ روانی و رسانهای. همان الگوی همیشگی. وقتی خیابان به نتیجه نمیرسد، خبرسازی دروغین آغاز میشود. بمباران افکار عمومی با آمارهای جعلی، بزرگنمایی تلفات، تولید روایتهای احساسی و ساختگی و تبدیل اغتشاشگر به «قربانی».
این جنگ روایت، مکمل همان آتش خیابانی است و باز هم با محوریت رسانههای وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی پیش میرود.
در این مرحله، عددسازی تبدیل به سلاح میشود. کشتههایی که وجود خارجی ندارند، مجروحانی که نام و نشانیشان هر روز عوض میشود و روایتهایی که با چند جستوجوی ساده فرو میریزند.
هدف، حقیقت نیست؛ هدف، القای شکست حاکمیت و ایجاد یأس در جامعه است. این همان عملیات روانی است که بارها امتحان شده و هر بار با هوشیاری مردم ناکام مانده است.
نباید اجازه داد خط اصلی ماجرا با حاشیهها گم شود. مسئله، مشکلات اقتصادی کشور است و رسیدگی به آنها یک ضرورت جدی است؛ اما سوار شدن دشمن بر این مشکلات و تبدیل آن به ابزار آشوب، حقیقتی انکارناپذیر است.
تطهیر اغتشاش و بستن چشم بر نقش مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا، نه تحلیل است و نه دلسوزی؛ بلکه بازی در زمین دشمن است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز به صراحت داریم. این اغتشاشات، پروژه دشمن بود و شکست خورد. حالا همان دشمن، با تمام توان رسانهایاش به میدان دروغ آمده است.
پاسخ، نه انفعال است و نه سادهانگاری؛ پاسخ، روایت دقیق، برخورد قاطع با طراحان و ایستادن کنار خون شهدای مردمی است. تاریخ نشان داده است که ملت ایران، این جنگها را میشناسد و در بزنگاه، حقیقت را از دود و آتش تشخیص میدهد.
امیر کریمی – تیتریک
انتهای خبر/



