ماجرای مخوفترین پزشک زندان قصر
پزشک احمدی از شکنجهگران حکومت رضاخان بود که با تزریق آمپول هوا و آمپولهای سمی، مخالفان و منتقدان حکومت را به قتل میرساند.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، زمانی که سوئدیها بر شهربانی تهران ریاست داشتند، زندان نظمیه در میدان توپخانه تهران مستقر بود، مکانی برای نگهداری زندانیان که ۳ اتاق کوچک معروف به حبس نمره یک، چند اتاق و زیرزمین برای زندانیان عمومی داشت اما با استقرار حکومت رضاخان مسیر جدیدی در پیش گرفته شد.
زندان نظمیه گنجایش زندانیان را نداشت در نتیجه ۱۱ آذر ۱۳۰۸ زندان قصر با ظرفیت ۸۰۰ زندانی توسط رضاخان افتتاح شد و تا زمان ساخت زندان اوین در اواحر دهه ۴۰ در کنار ندامتگاه قزل قلعه، بزرگترین زندان پایتخت بود و پزشکی به نام احمد احمدی در آن فعالیت میکرد که مخالفان رضاخان را با آمپول انژکسیون، آمپول داغ و آمپول هوا به قتل میرساند.
پزشکنمائی که ابزار حکومت شد
اهل تبریز بود، پرستاری نخوانده بود اما با داروسازی آشنا بود، با دعوت آیرم خان رئیس کل نظمیه روانه شهربانی شد و به مخوفترین چهره شهربانی رضاخان مبدل شد، در اسناد مرکز پژوهشهای ایرانی آمده است که وی اغلب شب و نیمه شب در سر خدمت حاضر میشد، با آمپولهای مخصوص بیماران را راحت میکرد و از عوامل قتل آزادی خواهان زمان رضاخان بود.
قربانیان پزشک درباری
حتی به تیمورتاش وزیر دربار رضاخان هم رحم نکرد، فرخی یزدی شاعر معروف، جعفر قلی خان بختیاری (سردار اسعد)، خان باباخان اسعد (برادر سردار اسعد) و دکتر تقی ارانی (رهبر گروه کمونیستی ۵۳ نفر) از دیگر شخصیتهای بودند که با آمپول دکتر احمدی از پای درآمدند. بعد از شهریور ۱۳۲۰ و خلع سلطنت رضاخان، تعدادی از خانوادهها شکایت کردند.
خانواده «عبدالحسین تیمورتاش» وزیر دربار رضاشاه و «جعفرقلیخان بختیاری» مشهور به سردار اسعد وزیر جنگ رضاشاه از جمله این خانوادهها بودند اما «پزشک احمدی» به عراق فرار کرده بود و دیوان عالی جنایی در نهایت ۳۰ بهمن ۱۳۲۲ بعد از بررسی قتل عمدی جرم وی را محرز و بنا به ماده ۱۷۰ قانون مجازات عمومی این پزشک را به اعدام محکوم کرد.
۲۲ مهر سال ۱۳۲۳ حکم پزشک احمدی در میدان توپخانه و کنار مجسمه رضاشاه بالا دار رفت اما ماجرای زندان قصر ادامه داشت، سرتیپ درگاهی که زندان را تأسیس کرده بود در این مکان حبس شد، با اوج گرفتن اعتراضات به حکومت پهلوی نیز بسیاری از چهرههای نام آشنای جمهوری اسلامی در سالهای قیام، در زندان قصر محبوس بودهاند.
زندان قصر زندانیان معروفی به خود دید که سید جعفر پیشهوری، قوامالسلطنه، صارمالدوله، صولتالدوله، عبدالحسین تیمورتاش، بزرگ علوی، علیمردان خان بختیاری، محمد فرخی یزدی و تقی ارانی برخی از آنها بودند، البته با اوج گرفتن اعتراضات به حکومت پهلوی هم اغلب چهرههای نام آشنای جمهوری اسلامی در زندان قصر محبوس بودهاند.
آیت الله طالقانی، مهدوی کنی، محمدتقی شریعتی (پدر علی شریعتی)، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید علی خامنهای، مرتضی مطهری، باهنر، محمدجواد تندگویان، احمد احمد، مرضیه دباغ و عزت شاهی و بسیاری از جوانان آزادی خواه و عدالت طلب از این چهرهها هستند. البته روزنامه اطلاعات هم ۲۲ مهر ۱۳۲۳ گزارش اعدام پزشک احمد احمدی را منتشر کرد.
از قتل با سم تا بالش!
در جنایتهای پزشک احمدی همین بس که با همراهی سرهنگ پاشاخان باجناق رضاشاه که ریاست کل زندانها را بر عهده داشت، دستور اجرای قتل تیمورتاش را اجرا کرد، آنها سم را به رگهای تیمورتاش تزریق کردند اما سم کارگر نشد و ناچار شدند با بالش این مرد را خفه کردند، ماجرای تلخی که دختر این زندانی آن را در برهههای مختلف روایت کرد.
محمد فرخییزدی، شاعر آزادیخواه را هم علی رغم اینکه قرار بود پس از ۳ سال از زندان آزاد شود، به قتل رساندند، احمدی به گفته دادستان وقت شریفترین شغل را آلت جنایت قرار داده و به جای کمک به مردم، موجب هلاکت آنان میشد، او را همراهی افراد حکومت که حافظ جان و حقوق مردم بودهاند، مرتکب قتل شده و آنها را از میان برده بود.
غلامحسین بقیعی در کتاب خاطراتش مینویسد: «یکی از مسائل مهم روز که پیوسته در مطبوعات منعکس میشد، محاکمه پزشک احمدی بود. یک روز روزنامهفروشها داد میزدند: فوقالعاده! به دار زدن پزشک احمدی! …. فردا در میدان توپخانه! … فوقالعاده! …. او حتی در زمان اعدام اعلام کرد قاتل اصلی سرتیپ مختار و خود رضا شاهه، من بیگناهم.
پزشکی که به فرزندانش رحم نکرد
پزشک احمدی بجای آنکه درمانکننده بیماران و تسکین دهنده آلام و دردهای جسمانی و روحی مردم باشد با نهایت بیشرمی و سنگدلی برای دریافت چند تومان بیشتر حقوق و لبخند رضایت بخش حضرت اجل ریاست کل تشکیلات شهربانی کشور، حاضر به سر بریدن پسر و دختر و عروس و داماد خود نیز بود و برایش خودی و بیگانه هیچگونه تفاوتی نداشت.
پزشک احمدی را میتوان همانند هیملر یا الورنتی بریا، رؤسای پلیس مخفی سیاسی و امنیتی کشورهای آلمان و روسیه شوروی، قبل و بعد از جنگ جهانی دوم، یک قاتل حرفهای انگاشت با این تفاوت که هیملر معروف به قصاب و بریای معروف به آدمکش هیچ کدام پزشک نبودند، او ماموریت حذف مغضوبان و زندانیان سیاسی را به سبک خود انجام میداد.
سرنوشت قاتل درجه یک زندان قصر
ایراندخت دختر اول تیمورتاش هم که از دانشآموزان ممتاز بود و به پای میز محاکمه کشاندن دکتر احمدی نقش داشت، در دیدار با مهدی آذر در پاریس خاطره مرگ پدرش را جزئی و دقیق شرح داده بود، به گفته ایران دخت که با میرزاهاشم خان افسر به ملاقات پدرش رفته بود، تیمورتاش سرپرستی فرزندانش را به افسر داده بود تا از آنها مراقبت کند.
ایراندخت که سالها در پاریس زندگی میکرد و سال ۱۳۷۰ درگذشت، وی تنها یادگار و خاطرهای که از پدرش داشت، همان بالش خون آلودی بود که تیمورتاش را با آن خفه کرده بودند اما با همکاری نوری سعید وزیر وقت خارجه عراق، دکتر احمدی را در این کشور پیدا کرد، آن را در مرز خسروی تحویل ایران داد و این پزشک قاتل را به سزای عملش رساند.
گلاویژ اصحابی – تیتر یک
انتهای خبر/



