سیاسی
موضوعات داغ

اقتدار و وحدت ملی در مهار فتنه دی‌ماه ۱۴۰۴

در ماه‌های گذشته، جغرافیای سیاسی و اجتماعی ایران شاهد حوادث پیچیده‌ای بود که از مطالبات مدنی آغاز و در سایه موج‌سواری جریان‌های معاند، به آشوبی سازمان‌یافته بدل گشت.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ این برهه حساس، عرصه‌ای برای بازشناسی دو واقعیت توأمان بود: از یک سو، اقتدار نظام در صیانت از امنیت ملی و مدیریت بحران‌های ترکیبی، و از سوی دیگر، روایت مظلومیت شهدایی که در برابر قساوت جانیان آموزش‌دیده، سینه سپر کردند. این گزارش به بررسی ابعاد امنیتی، نبرد روایت‌ها و ضرورت بازسازی اعتماد اجتماعی در پس این التهابات می‌پردازد.

سنجش تاب‌آوری ساختارهای امنیتی و ظرفیت‌های مدیریتی کشور

تحولات اخیر در ایران را نمی‌توان صرفاً در پوسته حوادث خیابانی تحلیل کرد؛ این وقایع در واقع آزمونی بنیادین برای سنجش تاب‌آوری ساختارهای امنیتی و ظرفیت‌های مدیریتی کشور در مواجهه با جنگ ترکیبی بود. هرچند ریشه اولیه برخی اعتراضات در مطالبات برحق معیشتی و دغدغه‌های اجتماعی بخشی از جامعه، به‌ویژه نسل جدید، نهفته بود، اما به‌سرعت مشخص شد که این مطالبات با دخالت شبکه‌های سازمان‌یافته به بستری برای عملیات‌های ضدامنیتی تبدیل شده است. این شبکه‌ها با بهره‌گیری از تکنیک‌های پیشرفته جنگ شهری و عملیات روانی، تلاش کردند تا اعتراضات را از مسیر قانونی خارج کرده و به سمت رویارویی مستقیم با حاکمیت و تخریب زیرساخت‌های عمومی سوق دهند.

گزارش‌های رسمی و مشاهدات میدانی حکایت از آن دارد که در جریان این ناآرامی‌ها، اماکن عمومی، بانک‌ها، خودروهای امدادی و حتی مراکز خدمات‌رسانی که مستقیماً با زندگی روزمره مردم در ارتباط بودند، هدف تخریب‌های هدفمند قرار گرفتند. در این میان، نیروهای انتظامی و حافظان امنیت با راهبرد «خویشتنداری فعال» وارد میدان شدند. مأموریت آن‌ها تأمین امنیت عمومی در عین رعایت حقوق شهروندی بود؛ مأموریتی دشوار که در بسیاری از شهرها با مدیریت هوشمندانه و اقدام به‌موقع، مانع از سقوط شهرها به ورطه ناامنی مطلق و تحقق سناریوهای تجزیه‌طلبانه شد. کارشناسان بر این باورند که هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول و اتکا به تجارب انباشته شده، نقشی حیاتی در مهار این آشوب‌های سازمان‌یافته ایفا کرد.

شهدای ترور همچون سندی زنده بر مظلومیت مدافعان امنیت

در سوی دیگر این حوادث تلخ، نام و یاد «شهدای ترور» همچون سندی زنده بر مظلومیت مدافعان امنیت می‌درخشد. نیروهایی که در حین انجام وظیفه برای برقراری نظم، یا شهروندانی که صرفاً در مسیر زندگی روزمره خود بودند، هدف حملات ناجوانمردانه قرار گرفتند. بررسی تصاویر منتشرشده از صحنه‌های حمله با سلاح گرم، سلاح‌های دست‌ساز و کمین‌های خیابانی، به وضوح نشان می‌دهد که بخشی از عاملان این اقدامات، نه معترضان عادی، بلکه عناصری آموزش‌دیده با برنامه‌ریزی دقیق بوده‌اند. این واقعیت، ادعای خودجوش بودن تمام خشونت‌ها را با چالش جدی مواجه می‌کند و حکایت از یک مهندسی معکوس برای فروپاشی امنیت ملی دارد.

خانواده‌های این شهدا، امروز روایت‌گران مظلومیتی هستند که در هیاهوی کرکننده رسانه‌های بیگانه و فضای مجازی مغفول ماند. مادرانی که پاره‌های تن خود را در راه ثبات کشور تقدیم کردند و فرزندانی که در اوج بی‌گناهی یتیم شدند، وجه انسانی و عاطفی این ماجرا را ترسیم می‌کنند. حضور گسترده اقشار مختلف مردم در آیین‌های تشییع این شهدا، پیامی روشن به همراه داشت: جامعه ایران، علی‌رغم تمام گلایه‌ها و مشکلات، مرز دقیقی میان «مطالبه‌گری مدنی» و «تروریسم سازمان‌یافته» قائل است و اجازه نخواهد داد امنیت کشور وجه‌المصالحه جریانات خشونت‌طلب قرار گیرد.

اقتدار ایران در میزان پشتوانه اجتماعی و توان مدیریت بحران‌ها

از منظری کلان‌تر، اقتدار یک نظام سیاسی صرفاً در توان سخت‌افزاری و ابزارهای پلیسی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه این اقتدار در میزان پشتوانه اجتماعی و توان مدیریت بحران‌های ذهنی تجلی می‌یابد. در حوادث اخیر، نبرد روایت‌ها به اندازه مدیریت میدانی اهمیت داشت. رسانه‌های معاند با پمپاژ ناامیدی و دوقطبی‌سازی کاذب، سعی در ایجاد گسست میان ملت و حاکمیت داشتند. در مقابل، تبیین ابعاد پنهان حوادث، نمایش زندگی انسانی شهدا و افشای پشت‌پرده‌های هدایت‌گری‌های خارجی، تلاشی بود برای بازگرداندن مرجعیت رسانه‌ای به داخل و ارائه روایتی واقع‌بینانه از آنچه در کف خیابان گذشت.

با این حال، با فروکش کردن التهابات، مسئولان ارشد کشور نیز بر ضرورت شنیدن صدای منتقدان و اصلاح برخی فرآیندهای ناکارآمد تأکید کرده‌اند. تفکیک صف معترضان از اغتشاشگران، محاکمه عادلانه عاملان جنایت و جبران خسارات وارده به شهروندان، محورهایی است که می‌تواند به بازسازی اعتماد اجتماعی کمک کند. بازخوانی این حوادث نشان می‌دهد که برای حفظ ثبات پایدار، باید به مطالبات نسل جوان و تحولات فرهنگی جامعه توجهی ویژه داشت و فضایی برای گفت‌وگوی ملی فراهم کرد.

تقویت همبستگی ملی و ارتقای کارآمدی

در جمع‌بندی نهایی، حوادث اخیر اگرچه خسارات انسانی و مالی سنگینی بر جای گذاشت، اما صحنه‌ای برای سنجش تاب‌آوری ملی و هوشیاری دستگاه‌های امنیتی بود. اقتدار نظام در مهار آشوب‌ها، در کنار مظلومیت شهدایی که قربانی قساوت جانیان شدند، دو روی یک سکه هستند که برای فهم دقیق آن‌ها باید به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و رسانه‌ای همزمان نگریست. اکنون زمان آن است که با بهره‌گیری از تجارب این دوران، به سمت تقویت همبستگی ملی و ارتقای کارآمدی گام برداریم. یاد شهدای ترور به‌عنوان نماد هزینه‌های سنگین امنیت، در حافظه جمعی ملت باقی خواهد ماند؛ یادآور این نکته که امنیت، زیربنای هرگونه توسعه و پیشرفت است و پاسداشت آن، مسئولیتی همگانی است که نیازمند هوشیاری مستمر در برابر فتنه‌های پیچیده آینده است.

مهدیه ایمانی _ تیتر یک

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

امیر کریمی خانقاه

مدیر مسئول و صاحب امتیاز تیتر1

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا