جوهره اندیشه سردار جنگل عزت ملی بود
میرزا کوچک خان میان جنگلهای مهآلود شمالاندیشهای را پایهگذاری کرد که جوهره آن استقلال، عدالت و عزت ملی بود.

به گزارش اختصاصی گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، امیر کریمی کارشناس مسائل سیاسی طی یادداشتی نوشت: سالروز شهادت میرزا کوچکخان جنگلی، یادآور یکی از پرشکوهترین فصلهای مقاومت ملی در تاریخ ایران است؛ فصلی که در آن مردی تنها، اما بزرگ، در برابر طوفان استبداد داخلی و زیادهخواهی خارجیایستاد و به جهان نشان داد که ریشههای آزادی در این خاک، چنان ژرف است که با هیچ تندبادی کنده نمیشود.
میرزا کوچکخان تنها یک مبارز سیاسی نبود، او نماد غیرت ایرانی، صدای وجدان ملی و تجسم اراده ملتی بود که نمیخواست در برابر استعمار، تحقیر و وابستگی سر خم کند.

میان جنگلهای مهآلود شمال، اندیشهای را پایهگذاری کرد که جوهره آن استقلال، عدالت و عزت ملی بود. در روزگاری که بسیاری از نخبگان سیاسی کشور در رقابتهای جناحی، بیتدبیری یا وابستگی به قدرتهای بیگانه گرفتار بودند، میرزا با جسارت به دنبال این بود که بفهماند ایران، خانه ماست و خانه را نمیتوان در گرو بیگانگان گذاشت. همین جمله نانوشته بود که او را به یکی از چهرههای ماندگار در حماسه مقاومت بدل کرد.
نهضت جنگل برخاسته از دل مردم بود؛ از رنج کشاورزان، از غیرت مردان گیلان، از درد مردمی که میخواستند آزاد نفس بکشند. میرزا نه سودای قدرت داشت و نه جاه طلبی سیاسی؛ او میخواست ایران بر پای خودش بایستد، بدون دخالت بیگانه و بدون خودکامگی داخلی.
نگاه او، نگاه یک وطنپرست واقعی بود؛ کسی که عزت ملی را بر هر مصلحت زودگذری ترجیح داد.
او میتوانست مانند برخی سیاستمداران آن دوران، با یکی از قدرتهای بزرگ معامله کند و در سایه آن، امنیت شخصیاش را بخرد؛ اما میرزا از آن جنس نبود. او از تبار انسانهایی است که آزادی را با هیچ چیز معاوضه نمیکنند، به همین دلیل بود که در اوج محاصرهها، خیانتها و فشارها، حتی یک قدم از آرمان ملی خود عقبنشینی نکرد. تاریخ بهخوبی ثبت کرده است که وقتی همه راهها بسته شد، او تسلیم نشد، عقبنشینی نکرد و انتخاب نکرد که زنده بماند و از آرمانش دست بکشد.
شهادت میرزا کوچکخان، شهادت یک فرمانده نبود؛ شهادت یکایده بود. ایدهای که اعتقاد داشت ایران باید مستقل باشد، قانون باید محترم باشدو هیچ قدرت خارجی حق ندارد بر سرنوشت ایرانیان سایه بیاندازد. سالها پس از شهادتش، نام میرزا هنوز در ذهن ملت ما زنده است؛ نه به عنوان یک شخصیت تاریخی، بلکه به عنوان الگویی ازایستادگی، جوانمردی و عشق به میهن.
هر نسلی که در این سرزمین چشم به جهان میگشاید، باید بداند ایرانِ امروز، این امنیت، این خاک و این نام بلند، حاصل فداکاری مردانی است که مانند میرزا کوچک خان جنگلی، جان خود را سپر استقلال ایران کردند. وقتی از او یاد میکنیم، در حقیقت از شرأفت ایرانی یاد میکنیم، از روحی که هرگز تسلیم نمیشود.
سالروز شهادت او فرصتی است برای دوبارهاندیشیدن به اینکه اگر میرزا امروز میان ما بود، از ما چه میخواست؟ شاید تنها این را میگفت: «ایران را دوست بدارید، از آزادیاش پاسداری کنید و نگذارید استعمار نو لباس تازه بپوشد».
میرزا کوچکخان خاموش شد، اما آوای آزادگی او هنوز در گوش تاریخ طنینانداز است. این صدا، صدای جاودانه ایران است.
انتهای خبر/



