ظهور جهل مرکب در نقاب سلبریتیسم
گستاخی اخیر علی کریمی و تهدید به هتک حرمت ساحت مقدس قرآن کریم، نه تنها یک انتحار سیاسی، بلکه یک سقوط کامل اخلاقی و خروج رسمی از دایره انسانیت و ایمان است.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ کسی که تمام شهرت و اعتبار مادی خود را از سفره این نظام و هویت این ملت به دست آورده، اکنون در اوج جهل مرکب، شمشیر را برای کلام خداوند از رو بسته است. این گزارش به بررسی ابعاد این سقوط آزاد و سرنوشت محتومی میپردازد که در انتظار ستیزهجویان با وحی الهی است؛ مسیری که انتهای آن جز آوارگی در دنیا و دوزخ در آخرت نخواهد بود.
فرجام تلخ ستیز با مقدسات و عاقبت نادانی
تاریخ همواره شاهد ظهور انسانهای مغروری بوده است که در اوج نادانی، خود را بزرگتر از حقیقت پنداشته و به جنگ با خالق برخاستهاند. علی کریمی، که نامآوریاش را مدیون بستری است که جمهوری اسلامی برای رشد او فراهم کرد، اکنون به مصداق بارز «جهل مرکب» تبدیل شده است. ورود آشکار او به میدان جنگ با خدا، از آنجا آغاز شد که در پیامی وقیحانه تهدید کرد در مقابل اجرای حکم قانون برای تروریستها و اغتشاشگران، به قرآنسوزی دست خواهد زد. این تهدید، پیش از آنکه نشانه قدرت باشد، گواهی بر زوال عقل و تهی شدن از کمترین نمهی معرفت انسانی است. هیچ انسان عاقلی، حتی با کمترین ضریب هوشی، تیشه به ریشه باورهایی نمیزند که ستون فقرات هویت ملی و معنوی یک ملت است.
او با این تهدید، ناخواسته اعترافی بزرگ کرد؛ اعتراف به اینکه قرآن، این آخرین و کاملترین کتاب آسمانی، چنان جایگاه رفیعی در قلب مسئولان و مردم ایران دارد که او آن را ابزاری برای فشار قرار داده است. اما غافل از آنکه قرآن، نه یک کاغذ و مرکب ساده، بلکه تجلی قدرت لایزال الهی است که هیچ آتش خشم و کینهای نمیتواند نور آن را خاموش کند.
قرآن راهنمای بشریت برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی
اگر کسی تنها اندکی با فلسفه آفرینش و شکوه کلام وحی آشنا باشد، میداند که قرآن برای هدایت انسان به سوی قلههای سعادت نازل شده است. خداوند در این کتاب بیبدیل میفرماید: «هو الذی خلق الموت و الحیات، لیبلوکم ایکم احسن عملا». هدف از خلقت، رسیدن به «عمل احسن» است؛ یعنی همان راهی که صالحین، ابرار و محسنین برگزیدند. اما علی کریمی و همفکرانش، فرسنگها با این حقیقت فاصله گرفتهاند. کسی که تهدید به قرآنسوزی میکند، در واقع اعلام میکند که با هر نوع خیر، برکت، اخلاق و کمالی که در این کتاب نهفته است، سر جنگ دارد. او نه با سیاست، بلکه با «فلسفه خلقت» در افتاده است.
آتش زدن کتابی که مسیر خوشبختی دنیا و رستگاری آخرت را نشان میدهد، تنها از ذهنی برمیآید که در بنبست نادانی و بیخردی مطلق گرفتار شده باشد. قرآن به انسانها میآموزد که چگونه کریمانه زندگی کنند، اما عاقبت کسی که کرامت خود را به بهای جلب توجه دشمنان فروخته است، چیزی جز حقارت نخواهد بود.
توهین به مقدسات ملت موجب بیوزنی و آوارگی هویتی میشود
تجربه تاریخی به ما میآموزد که سرنوشت انسانهای مغروری که بیمحابا به جنگ با خداوند متعال برخاستهاند، بسیار عبرتآموز است. این مردک بیمقدار باید بداند که عقوبت دنیایی او بسیار نزدیک است. بدترین نوع سرنوشت برای یک انسان، «آوارگی هویت» است. کسی که به مقدسات ملت خود سنگ میاندازد، پیش از هر عذابی، دچار بیوزنی و بیهویتی میشود. همانگونه که شهید والامقام، حاج قاسم سلیمانی، با نگاهی ملکوتی فرمود: «والله هر کس به این نظام و مقدسات سنگ انداخت، آواره شد»، این سرنوشت محتوم در انتظار اوست. آوارگی در غربت، نه فقط غربت جغرافیایی، بلکه غربت از قلبهای مردمی که روزی او را تشویق میکردند.
اما این تنها آغاز ماجراست. سرنوشت واقعی در سرای دیگر رقم میخورد؛ جایی که پردهها کنار میرود و حقیقتِ اعمال آشکار میشود. خداوند در قرآن مجید صراحتاً صفبندیها را مشخص کرده است: «ان الابرار لفی نعیم»؛ نیکوکاران و عاملان به قرآن در نعمت جاویدان خواهند بود. و در مقابل، برای کسانی که اهل فسق و فجور بوده و با وقاحت تمام به جنگ با کلام خدا آمدهاند، وعده داده است: «ان الفجار لفی جهیم». دوزخ سوزان و عذابی دردناک که فوق تصور بشری است، فرجام حتمی انسانهای لجوج و مغروری است که در برابر خالق هستی، قد علم کردهاند.
سکوت جاممعه ورزش در برابر هتک حرمت علی کریمی
نکته پایانی و حائز اهمیت، مسئولیت سنگین جامعه هنری و ورزشی کشور است. علی کریمی از بدنه ورزش برخاسته و با سکوتِ برخی همصنفانش، این توهم برای او ایجاد شده که گویا نماینده این قشر است. شایسته است که ورزشکاران غیرتمند و هنرمندان بااصالت ایران زمین، نسبت به این گستاخی بزرگ و تهدید به قرآنسوزی سکوت نکنند. سکوت در برابر کسی که به کتاب آسمانی بیش از یک میلیارد مسلمان توهین میکند، نوعی همراهی با جهل محسوب میشود.
ایران اسلامی، سرزمین مجاهدتها و فداکاریهاست و اجازه نخواهد داد یک عنصر خودفروخته، با ادبیاتی سخیف، ساحت مقدس وحی را آلوده به اغراض سیاسی خود کند. ملت ایران بیدار است و میان «نقد» و «جنگ با خدا» تمایزی روشن قائل است. علی کریمی اکنون نه یک منتقد، بلکه یک مطرود است که با دستان خود، گور ابدی اعتبار و آخرتش را کنده است.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



