غرشی از طالقان که آسمان جنگ را لرزاند
بعضی نامها فقط یک نام نیستند؛ حماسهاند. روایت مردانی که در بزنگاه تاریخ، میان امنیت و تعهد، راه دشوارتر را انتخاب کردند.

به گزارش اختصاصی گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ سرهنگ خلبان یدالله شریفیراد، فرزند سرافراز دیار طالقان، از همان نامهاست که حماسه آفرید؛ مردی که میتوانست در امنترین آسمانهای جهان پرواز کند، اما ترجیح داد بالهایش را سپر ایران کند.
او در سال ۱۳۲۵ در روستای نسا طالقان چشم به جهان گشود. استعداد کمنظیرش او را پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به پیشرفتهترین مراکز آموزش خلبانی جت جنگنده در آمریکا رساند؛ جایی که آیندهای درخشان و جهانی در انتظارش بود. اما انقلاب اسلامی که پیروز شد، تصمیمش را گرفت: بازگشت به وطن و ماندن در صف مدافعان آسمان ایران.
سیویکم شهریور ۱۳۵۹. پایگاه دوم شکاری تبریز زیر بمباران دشمن است. در اتاق بریفینگ، خلبانها در سکوت نقشهها را نگاه میکنند. مأموریتها یکییکی تعیین میشود؛ حمله به عمق خاک عراق. آن شب، شریفیراد وصیتنامهاش را بازنویسی میکند. سحرگاه، از زیر قرآن سفره عقدش عبور میکند و به سمت باند میرود.
غرش موتور اف-۵، به تعبیر خودش، «اولین شکوفه خشم ملت ایران» بود. چهارده دقیقه بعد، او و همرزمانش بر فراز خاک دشمن بودند. این تنها آغاز راه بود؛ آغاز بیش از ۴۰ مأموریت برونمرزی در دل آتش.
در آسمان شمال عراق، نام شریفیراد بهسرعت دهانبهدهان چرخید. مانورهای جسورانه، تعقیبهای نفسگیر و شلیک دقیق، جنگندههای بعثی را یکی پس از دیگری زمینگیر کرد. سرنگونی سوخو-۲۲ و چند فروند میگ-۲۱ با مسلسل ۲۰ میلیمتری، برای او لقبی ساخت که آسان به دست نیامده بود: «شکارچی میگها».
در یکی از مأموریتهای حساس، هنگام بازگشت از بمباران یک هدف حیاتی، موشک دشمن از پشت به هواپیمایش اصابت کرد. هشدارها فریاد میزدند. زمان تصمیم فقط چند ثانیه بود. صندلی پرتاب فعال شد و او در آسمان دشمن، میان زمین و مرگ رها شد. فرود در کوهستانهای سرد کردستان عراق، آغاز ۲۱ روز بقا بود؛ فرار، اختفا و امید.
نیروهای بعثی در تعقیب بودند، اما مبارزان کرد ضدصدام او را پنهان کردند؛ از غاری به کلبهای، از کوهی به کوه دیگر. در ایران، شایعه شهادتش پیچیده بود تا آن نامه کوتاه رسید: «زندهام. نگران نباشید. برمیگردم.»
بازگشت شریفیراد به میهن، فقط بازگشت یک خلبان نبود؛ بازگشت یک افسانه زنده بود. حماسه او الهامبخش ساخت فیلم ماندگار «عقابها» به کارگردانی زندهیاد ساموئل خاچیکیان شد؛ فیلمی که سالها رکورددار اکران سینمای ایران بود و تصویر رشادت خلبانان نیروی هوایی را برای نسلها ماندگار کرد.
او بعدها خاطرات خود را در دو کتاب ارزشمند «پرواز یک میهنپرست» و «سقوط در چهلمین پرواز» ثبت کرد؛ آثاری که نهفقط روایت خاطره، بلکه سندی زنده از ایمان، شجاعت و نقش تعیینکننده نیروی هوایی در ماههای نخست دفاع مقدساند.
اما برای مردانی از جنس شریفیراد، میدان نبرد هیچگاه زود تمام نمیشود. آنان حتی پس از عبور از سقوط و نجات و بازگشت، باز هم در مسیر میمانند؛ تا زمانی که آسمان، سهم خود را طلب کند.
سرهنگ خلبان یدالله شریفیراد پس از سالها خدمت صادقانه و مجاهدت بیوقفه، سرانجام به فیض عظیم شهادت نائل آمد؛ همان مقامی که بارها در نوشتهها و باورهایش از آن بهعنوان «شیرینتر از زندگی» یاد کرده بود.
شهادت او پایان یک زندگی نبود؛
مهر تأیید بر انتخابی آگاهانه بود
انتخاب ماندن، جنگیدن و نوشتن تاریخ با ایمان و بالهای آتش.
امروز نام او در کنار شهدای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران میدرخشد؛
در کنار آنان که اگرچه جسمشان از آسمان فرود آمد،
اما روحشان برای همیشه در اوج ماند.
طالقان به داشتن چنین فرزندی میبالد؛
و آسمان ایران هنوز غرشی را به یاد دارد
که از این دیار برخاست
و پرواز آخرش را به مقصد شهادت انجام داد.
هانیه ربیعی _ تیتر یک
انتهای خبر/



