تولد پهلوانی که در گودِ انسانیت، مدالِ گمنامی گرفت
اول اردیبهشتماه، تقویم ایران تنها نظارهگر آغاز بهار نیست؛ بلکه سالروز طلوع ستارهای است که مفهوم «قهرمانی» را در مستطیل سبز ورزش و تشک زبر کشتی بازتعریف کرد. امروز در روز «شهدای ورزشکار»، به استقبال میلاد مردی میرویم که بزرگترین پیروزیاش، نه در جبهههای جنگ، که در میدان مبارزه با «منیت» رقم خورد.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ در روزگاری که ویترینهای پرزرق و برق و عطشِ دیده شدن، فضای تنفس ما را پر کرده است، بازخوانی زندگی مردی که تمام تلاشش را برای «ندیده شدن» به کار میبست، شبیه به وزش نسیمی خنک در اوج گرمای تابستان است. ابراهیم هادی، فرزند محلههای جنوب شهر تهران، در همان کوچهپسکوچههایی قد کشید که «لوطیگری» نه یک شعار، بلکه یک سبک زندگی بود. او ورزشکاری بود که اندام ورزیده و شانههای پهنش را زیر پیراهنی گشاد پنهان میکرد؛ نه از روی خجالت، بلکه از سرِ حیایِ مردانهای که نمیخواست با جلوهگری، دلِ جوانی کمبنیه را بلرزاند. او ساک ورزشیاش را در کیسهای نایلونی میگذاشت تا مبادا کسی او را به چشم یک «ستاره» ببیند؛ او میخواست فقط «ابراهیم» باشد، برادری برای همه.
اوجِ شکوهِ ابراهیم را باید در میدان کشتی جستجو کرد؛ جایی که فنونِ «فتوت» را بهتر از فنونِ «بارانداز» اجرا میکرد. آن فینالِ تاریخی که ابراهیم وقتی متوجه شد حریفش برای حفظ آبرو پیش چشم خانوادهاش به این برد نیاز مبرم دارد، به عمد باخت تا «انسانیت» برنده شود، تنها یک خاطره ورزشی نیست؛ یک مرامنامه است. او به ما آموخت که گاهی «باختن»، بزرگترین پیروزیِ یک انسان است. همین نگاهِ فرامرزی و انسانی او بود که باعث میشد حتی کسانی که فرسنگها با فضای جنگ و شهادت فاصله داشتند، شیفتهی مرامش شوند. ابراهیم، زبانِ مشترکِ تمام کسانی است که به «شرافت» و «مروت» معتقدند.
او در دوران دفاع مقدس نیز، همان «علمدارِ» مهربانی بود. در کانالِ خونینِ کمیل، وقتی عطش و آتش امانِ همه را بریده بود، ابراهیم نه با سلاح، که با صدای گرمش و با روحِ بزرگی که داشت، به یارانش امید میبخشید. او میتوانست به عقب برگردد، میتوانست نامی از خود به جا بگذارد، اما او «گمنامی» را آرزو کرده بود. ابراهیم هادی در بهمنماه ۶۱ در خاک فکه برای همیشه ماندگار شد، اما نه زیر تلی از خاک، بلکه در عمقِ وجدانهای بیداری که میدانند قهرمانِ واقعی، کسی است که برای آرامش دیگران، از خودش بگذرد.
امروز در زادروز این اسطورهی بیمزار، مخاطب ما تنها همسنگران او نیستند؛ مخاطب ما تمام جوانانی هستند که در جستجوی هویت و معنا در میان غوغای دنیای مدرن میگردند. ابراهیم به ما یاد داد که میتوان مذهبی بود اما قضاوت نکرد؛ میتوان قهرمان بود اما مغرور نشد؛ و میتوان در اوجِ گمنامی، محبوبترینِ قلبها بود. او متعلق به هیچ خطکشیِ سیاسی یا جناحی نیست؛ او «پسرِ ایران» است.
تولدت مبارک پهلوان! امروز که به بهانه روز شهدای ورزشکار، یادت را در دلها زنده میکنیم، از تو میخواهیم که دوباره راهِ رسمِ «رفاقت» و «انصاف» را به ما بیاموزی. کاش کمی از آن نگاهِ بلند و آن سینه بیکینه ات، سهمِ امروزِ ما باشد. ای کاش یادمان بماند که برای بزرگ شدن، باید اول در مقابلِ آیینه حق، کوچک شد.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



