استان البرزسیاسیگزارش

 پایان یک پرواز، آغاز یک ماندگاری

چهل‌وششمین سالگرد شهادت نخستین شهید خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس، امیر سرلشکر خلبان شهید والامقام «فیروز شیخ‌حسنی»، هم‌زمان با آغاز هفته دفاع مقدس، یادآور نام فرزندی از طالقان است که از تکیه‌ناوه برخاست، آسمان را برای خدمت به میهن برگزید و در نخستین روز جنگ تحمیلی، خون خود را پای دفاع از ایران نثار کرد؛ خلبانی که آخرین پروازش، نه در آسمان، که به سوی جاودانگی بود.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، بعضی نام‌ها با گذشت سال‌ها از یاد نمی‌روند؛ نه به این دلیل که در قاب یک تصویر مانده‌اند، بلکه چون بخشی از تاریخ یک سرزمین شده‌اند. «فیروز شیخ‌حسنی» یکی از همین نام‌هاست؛ فرزندی از دیار طالقان که زندگی‌اش از روستای تکیه‌ناوه آغاز شد و در نخستین ساعات دفاع از ایران، به نقطه‌ای رسید که پایانش شهادت و ماندگاری نامش در تاریخ بود.

اول خردادماه ۱۳۳۱، تکیه‌ناوه طالقان میزبان تولد کودکی شد که بعدها لباس خلبانی بر تن کرد و آسمان ایران را برای دفاع برگزید. طبق اطلاعات منتشرشده در روایت‌های محلی تکیه‌ناوه و گزارش‌های مربوط به زندگی شهید فیروز شیخ‌حسنی، او در این روستا متولد شد و در سه‌سالگی، به‌دلیل شرایط شغلی پدرش که از کارکنان ارتش بود، همراه خانواده از تهران به تنکابن رفت. منابع محلی نیز نام او را در شمار خلبانان شهید طالقانی و از شهدای روستای تکیه‌ناوه ثبت کرده‌اند.

اما پیوند او با زادگاهش هیچ‌گاه از میان نرفت؛ نام تکیه‌ناوه، نخستین نشانی از زندگی مردی شد که سال‌ها بعد، در یکی از سرنوشت‌سازترین روزهای تاریخ ایران، نامش در شمار شهدای دفاع مقدس ثبت شد.

کودکی با عطر قرآن

در پنج‌سالگی، کلام خدا نخستین صفحه‌های زندگی فیروز شیخ‌حسنی را شکل داد. او فراگیری قرآن کریم را آغاز کرد و در ادامه موفق به ختم قرآن و حفظ چند جزء از کلام‌الله مجید شد؛ مسیری که بعدها در کنار زندگی نظامی، رنگی از ایمان و باور به انتخاب‌های بزرگ او بخشید.

بر اساس زندگینامه منتشرشده از شهید در منابع محلی طالقان، فیروز دوران تحصیل خود را پشت سر گذاشت و با وجود امکان ادامه تحصیل در دانشگاه‌های دیگر، پس از قبولی در آزمون دانشکده افسری وارد این مجموعه شد و پس از سه سال تحصیل به درجه ستوان دومی رسید. همین روایت همچنین به علاقه او به خلبانی و ادامه مسیر آموزشی در این رشته اشاره دارد.

دوران تحصیل را در تنکابن گذراند، اما برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی، به‌دلیل نبود کلاس دوازدهم این رشته، راهی تهران شد. در همین سال‌ها، پدرش را از دست داد؛ غمی که می‌توانست مسیر زندگی یک جوان را متوقف کند، اما برای فیروز پایان راه نبود.

او به مسیر خود ادامه داد و پس از شرکت در آزمون دانشکده افسری و کسب رتبه ممتاز، وارد این دانشکده شد. سه سال بعد، با درجه ستوان دومی، نخستین گام‌های رسمی خود را در مسیر خدمت نظامی برداشت.

وقتی آسمان مقصد شد

برای فیروز، خدمت تنها پوشیدن لباس نظامی نبود؛ آسمان مقصدی بود که باید برای دفاع از آن آماده می‌شد. پس از پایان دوره دانشکده افسری، آموزش‌های خلبانی را دنبال کرد و در سال ۱۳۵۳ برای تکمیل آموزش‌های تخصصی راهی آمریکا شد.

طبق اطلاعات منتشرشده در گزارش‌های مربوط به زندگی شهید، او پس از گذراندن دوره خلبانی در ایران، در سال ۱۳۵۳ راهی آمریکا شد و دوره خلبانی F-5 را به مدت دو سال پشت سر گذاشت. پس از بازگشت به کشور نیز در پایگاه چهارم شکاری وحدتی دزفول به‌عنوان استاد خلبان به خدمت ادامه داد.

او تنها خلبان جنگنده نبود؛ تجربه و دانشش را به نسل دیگری از خلبانان منتقل می‌کرد و هم‌زمان مسئولیت فرماندهی اطلاعات پرواز پایگاه دزفول را نیز بر عهده داشت. مردی که قرار بود از آسمان ایران دفاع کند، خود را برای روزی آماده می‌کرد که شاید هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست چقدر نزدیک است.

سال ۱۳۵۵ ازدواج کرد و صاحب دختری به نام شهرزاد شد. اما مسیر آموزش او همچنان ادامه داشت. سال ۱۳۵۷، همراه خانواده بار دیگر راهی آمریکا شد تا دوره‌های تخصصی و پیشرفته پرواز و آموزش‌های مرتبط با ایمنی را پشت سر بگذارد و در تیرماه ۱۳۵۸ به کشور بازگشت. یک سال بعد، آسمان ایران دیگر تنها محل پرواز نبود؛ میدان جنگ بود.

۳۱ شهریور؛ روزی که آسمان رنگ دیگری گرفت

صبح ۳۱ شهریورماه ۱۳۵۹، رژیم بعث عراق حمله گسترده خود به ایران را آغاز کرد. جنگی که سال‌ها ادامه یافت، از همان روز نخست، پایگاه‌های هوایی ایران را نیز درگیر کرد. پایگاه چهارم شکاری وحدتی دزفول یکی از نخستین اهداف حملات دشمن بود.

در کتاب «نبردهای هوایی ایران» درباره حمله به پایگاه چهارم شکاری دزفول آمده است که این پایگاه در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ در دو مرحله و با فاصله پنج دقیقه بمباران شد. بر اساس همین روایت، سروان خلبان فیروز شیخ‌حسنی که افسر ایمنی پرواز پایگاه بود، برای بررسی وضعیت باند وارد محل شد و در جریان مرحله دوم بمباران، بر اثر اصابت ترکش بمب از ناحیه سر مجروح شد.

شهید شیخ‌حسنی در همان ساعات در حال انجام وظیفه بود. او برای رسیدگی به وضعیت پایگاه و آماده‌سازی جنگنده‌ها و شرایط پرواز در محل حضور داشت. حملات ادامه یافت و موج دیگری از آتش دشمن بر پایگاه فرود آمد.

در همین حملات، ترکش‌های ناشی از بمباران به بدن شهید اصابت کرد. در روایت منتشرشده از سوی کانون فرهنگی روستای گوران درباره زندگی شهید نیز آمده است که هنگام بمباران پایگاه دزفول، دو ترکش به سر و پای شهید اصابت کرد و گروه امداد برای انتقال او با بالگرد تلاش کرد.

مردی که سال‌ها برای پرواز آموزش دیده بود، این بار روی زمین، میان آتش و دود، برای آخرین بار با مرگ روبه‌رو شد. نیروهای امدادی تلاش کردند شهید شیخ‌حسنی را برای درمان به بیمارستان منتقل کنند. اما جنگ حتی فرصت نجات مجروحان را نیز به آسانی نمی‌داد.

طبق همان روایت منتشرشده درباره آخرین ساعات زندگی شهید، ادامه حملات دشمن مانع از آن شد که بالگرد در زمان مناسب پرواز کند و سرانجام حدود ساعت ۱۰ شب امکان انتقال فراهم شد. با این حال، جراحت شدید و تأخیر در انتقال، فرصت نجات را از او گرفت. کتاب «نبردهای هوایی ایران» نیز شهادت او را در مسیر اعزام به بیمارستان اهواز ثبت کرده است.

فیروز شیخ‌حسنی در نخستین روز جنگ تحمیلی به شهادت رسید؛ نخستین روزی که هنوز بسیاری نمی‌دانستند قرار است هشت سال از تاریخ این سرزمین را با نام دفاع مقدس رقم بزند.

وصیتی که بوی پرواز می‌داد

شاید هیچ چیز به اندازه وصیت‌نامه یک شهید نتواند گوشه‌ای از دنیای درونی او را روایت کند. در وصیت‌نامه شهید فیروز شیخ‌حسنی، آرزوی شهادت و خدمت در راه خدا با زبانی روشن بیان شده است.

بخشی از وصیت‌نامه شهید که در منابع مربوط به زندگی او، از جمله پایگاه‌های محلی طالقان و گزارش‌های منتشرشده درباره این شهید بازنشر شده، چنین است: «اللهم اجعلنی من جندک فان جندک هم الغالبون و اجعلنی من حزبک فان حزبک هم المفلحون و اجعلنی من اولیائک فان اولیائک لاخوف علیهم و لا هم یحزنون.»

این دعا، سال‌ها پیش از آنکه آخرین لحظه زندگی‌اش فرا برسد، تصویری از آرزوی مردی است که برای شهادت آماده بود؛ مردی که سرانجام در همان نخستین روز نبرد، به آنچه در دل داشت رسید.

افتخاری که از طالقان به آسمان رسید

پیکر امیر سرلشکر خلبان شهید فیروز شیخ‌حسنی در تخت فولاد اصفهان آرام گرفت، اما داستان او در همان‌جا به پایان نرسید. نامش در تاریخ نیروی هوایی ماندگار شد و در زادگاهش، تکیه‌ناوه طالقان، یاد مردی زنده ماند که از همین خاک برخاست و برای دفاع از ایران جان داد.

در منابع محلی طالقان نیز نام فیروز شیخ‌حسنی به‌عنوان خلبان شهید تکیه‌ناوه و از خلبانان شهید خطه طالقان ثبت شده است؛ نامی که در کنار دیگر شهدای این روستا و منطقه، بخشی از حافظه تاریخی و محلی طالقان را شکل داده است.

چهل‌وششمین سالگرد شهادت این خلبان شهید، هم‌زمان با آغاز هفته دفاع مقدس، تنها یادآوری یک تاریخ نیست؛ روایت افتخاری است که طالقان در دفتر دفاع مقدس ایران به یادگار گذاشته است.

فیروز شیخ‌حسنی از تکیه‌ناوه برخاست، به آسمان رسید و در نخستین روز جنگ، زمین را با شهادت ترک کرد؛ اما پرواز نامش هنوز ادامه دارد.

امروز، پس از ۴۶ سال، شاید زیباترین روایت از او همین باشد: فرزندی از طالقان که آسمان را برای دفاع از ایران انتخاب کرد و نخستین روز جنگ، آخرین روز زندگی زمینی‌اش شد؛ اما آغاز ماندگاری نامش در تاریخ این سرزمین.

هانیه ربیعی _ تیتر

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا