مردمیشدن دفاع علت شکست هیمنه غرب در ایران
یک مدرس دانشگاه بیان کرد: غرب با تکیه بر برتری نظامی، اقتصادی و رسانهای تصور میکرد میتواند ایران را در برابر خود به عقبنشینی وادار کند، اما تجربه سالهای اخیر نشان داد معادله قدرت تغییر کرده است. غرب قدرت را عمدتاً مادی میبیند، اما ایران با تکیه بر رهبری، مردم و مقاومت نامتقارن، ماهیت دفاع را از حوزه صرفاً نظامی به لایههای اجتماعی، رسانهای، سایبری و شناختی گسترش داده است.

فرهاد پورکیوان در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، اظهار کرد: عامل اصلی شکست هیمنه غرب در برابر ایران، ناتوانی آن در درک ماهیت قدرت ایران است. غرب برتری مادی را تنها معیار قدرت میدانست، اما ایران با تکیه بر قدرت نرم برخاسته از رهبری و مردم، معادله را تغییر داد. در جنگهای اخیر، حملات دقیق آمریکا نهتنها به شورش مردمی منجر نشد، بلکه مردم ایران آمریکا را مسئول ویرانیها دانستند. مردمیشدن دفاع دقیقاً همان حلقه مفقودهای است که برتری تسلیحاتی حریف را خنثی میکند؛ زیرا هزینه اشغال و کنترل یک ملت مسلح و باانگیزه را از نظر راهبردی غیرقابل تحمل میسازد.
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: این شکست بیش از آنکه نظامی باشد، شناختی و راهبردی است. غرب تصور میکرد با فروپاشی ساختارهای رسمی، جامعه نیز تسلیم میشود؛ در حالی که در الگوی ایرانی، ساختار رسمی تنها یک لایه از دفاع است و لایه عمیقتر، پیوند مردم با آرمانهای دفاعی، هویت و امنیت است.
وی دفاع مردمی را یک راهبرد کلنگر میداند که در آن امنیت ملی صرفاً در حوزه نظامی تعریف نمیشود، بلکه لایههای مختلف جامعه را در بر میگیرد. تفاوت اصلی آن با دفاع صرفاً نظامی در این است که قویترین حصار دفاعی، خود مردم هستند و پدافند زمانی به کمال میرسد که دانایی، توانایی و آمادگی به رویهای مستمر در جامعه تبدیل شود. در این الگو، پدافند سایبری، سواد رسانهای و جهاد تبیین همسنگ با تولید موشک و پهپاد اهمیت دارند. دفاع مردمی را میتوان در سه لایه خلاصه کرد: لایه سخت شامل توان نظامی و امنیتی، لایه نرم شامل رسانه، فرهنگ و جنگ شناختی، و لایه اجتماعی شامل خانواده، محله، مسجد و شبکههای مردمی. کارآمدی این الگو در همافزایی این سه لایه است، نه در جایگزینی یکی بهجای دیگری.
پورکیوان تأکید کرد: برتری مادی تنها در نبردهای متعارف کارایی دارد، اما در جنگ ترکیبی که ذهن و قلب مردم میدان اصلی است، ابزارهای سخت کارساز نیستند. تجربه دفاع مقدس و مقاومت منطقهای نشان میدهد که مقاومت نامتقارن و حضور پیشتازانه مردم، ابتکار عمل را از دشمن سلب کرده و او را در موضع انفعال قرار میدهد. حضور میلیونی مردم در صحنه، حتی در صورت کند شدن ساختارهای فرماندهی نظامی، هرگونه قصد اشغالگری را به کابوسی برای متجاوزان تبدیل میکند.
وی افزود: در جنگ ترکیبی هدف دیگر فقط تصرف سرزمین نیست؛ تسخیر اراده، باور و مشروعیت است. دفاع مردمی با پخشکردن قدرت در میان آحاد جامعه، نقطه واحد شکست را حذف میکند و دشمن را با هزینهای روبهرو میسازد که محاسبه آن دشوار است.
این مدرس دانشگاه طرح «جانفدا» را یک پدیده اجتماعی ـ سیاسی دانست و تصریح کرد: طرح «جانفدا» پیوند عمیق میان مردم و دکترینهای دفاعی را نمادین میسازد. ثبتنام بیش از ۳۱ میلیون نفر، حدود یکسوم جمعیت ایران، یک مکانیزم بازدارندگی جامع ایجاد کرده است. پیام آن به دشمن روشن است: هرگونه تجاوز با مقاومت میلیونی و سازمانیافته روبهرو خواهد شد. این طرح از یک کارزار مردمی به ساختاری سازمانیافته برای دفاع داخلی تبدیل شده و مرز میان بسیج اجتماعی و آمادگی امنیتی را جابهجا کرده است. بازدارندگی در اینجا فقط نظامی نیست؛ بازدارندگی شناختی و اجتماعی است. دشمن پیش از هر اقدام، باید هزینه مواجهه با میلیونها انسان سازمانیافته و باانگیزه را محاسبه کند.
پورکیوان حضور خانوادگی در ایستهای بازرسی و پشتیبانیهای مردمی را نشاندهنده همافزایی بین نسلها دانست و افزود: «ایران یک خانواده است با اعضایی که حاضرند برای همدیگر از جان مایه بگذارند». اهدای غذا، نوشیدنی و دستنوشتههای تشکر از سوی خانوادهها و کودکان به نیروهای مدافع امنیت، جلوهای از پیوند عمیق اجتماعی با دفاع است که آن را از یک وظیفه صرفاً سازمانی به یک مسئولیت اجتماعی و فرهنگی تبدیل میکند.
وی اظهار کرد: آمارها نشان میدهد ۳۲ درصد ثبتنامکنندگان «جانفدا» را زنان و بیش از ۶۰ درصد را افراد زیر ۴۶ سال تشکیل میدهند. این ترکیب نشاندهنده جوانسازی و جنسیتزدایی از دفاع است. زنان ایرانی با استفاده از رسانههای اجتماعی به روایتگران مستقیم جنگ تبدیل شدند و با زبانهای مختلف پیامهای خود را جهانی کردند. حضور اقشار مختلف از پزشکان و طلاب تا کارگران و هنرمندان، تصویری از یک ملت کامل در دفاع ارائه میدهد. دفاع مردمی وقتی واقعی میشود که از انحصار یک گروه یا جنسیت خارج شود. حضور زنان و جوانان، مشروعیت اجتماعی دفاع را افزایش میدهد و آن را به تجربهای زیسته تبدیل میکند.
این کارشناس دفاع مردمی را مکمل و عمق راهبردی توان نظامی دانست و بیان کرد: در دکترین دفاعی ایران، قدرت نرم در کنار قدرت سخت دو بال پرواز برای عبور از جنگ ترکیبی هستند. سازمانهایی مانند بسیج با میلیونها نیروی مردممحور نه بهعنوان یک نیروی حاشیهای، بلکه بهعنوان یک رکن اساسی در دکترین دفاعی کشور در نظر گرفته میشوند. نسبت این دو، نسبت ستون فقرات به بافت عضلانی است که بدون یکدیگر کارایی کامل ندارند. این نگاه دفاع مردمی را از «بسیج اضطراری» به «معماری دائمی امنیت» ارتقا میدهد.
پورکیوان با اشاره به اینکه مقاومت یک مکتب است، نه یک تاکتیک تصریح کرد: فرهنگ ایثار و استقامت ملت ایران در دفاع مقدس به الگوی جبهه مقاومت در منطقه تبدیل شده و جنگهای اخیر نشان داد همان فرهنگ، امروز نیز کارساز است. این تجربه به جنبشهایی مانند حزبالله لبنان، دفاع مردمی عراق، سوریه و یمن منتقل شده و الگوی مقاومت مردمی را به یک راهبرد منطقهای تبدیل کرده است.
این مدرس دانشگاه مقاومت مردمی ایران از دیدگاه غرب را یک پدیده «تسلیح خیابان» و «ساخت ارتشی درون جامعه» دانست و افزود: غرب این مقاومت را تهدیدی برای امنیت منطقه میداند. هراس آنها از این است که الگوی دفاع مردمی ایران به یک مدل قابل صادرات برای سایر کشورهای مقاوم در برابر هژمونی غرب تبدیل شود. وزیر امنیت بورکینافاسو صریحاً اعلام کرده که تجربه ایران «الگوی مهمی برای کشورهای مواجه با مداخله خارجی» است. این الگو، مشروعیتزدایی از مداخلات غرب را به دنبال دارد. هراس غرب از قدرت نظامی ایران نیست؛ از قابل تکثیر شدن الگوی مقاومت مردمی است. الگویی که مشروعیت مداخله خارجی را زیر سؤال میبرد.
پورکیوان برای نهادینهسازی فرهنگ دفاع مردمی در نسل جدید، بر استفاده از مساجد به عنوان پایگاههای آمادگی و آغاز آموزشهای نظامی و امدادی در سنین دانشآموزی تأکید کرد و ادامه داد: طراحی آموزشهای متناسب با سنین و تأکید بر میهندوستی، مسئولیتپذیری، کمکهای اولیه و فرهنگ ایثار و مقاومت از جمله اقدامات ضروری است. انتقال درست روایتها میتواند به تثبیت هویت اسلامی ـ ایرانی و کاهش شکافهای نسلی منجر شود.
این استاد دانشگاه، موازیکاری با نهادهای رسمی یا کاهش مسئولیت آنها را یک آسیب جدی دانست و اظهار کرد: در الگوی دفاع مردمپایه، ایجاد هماهنگی، همافزایی و تقسیم کار مناسب برای جلوگیری از موازیکاری یک ضرورت راهبردی است. مرز میان مشارکت مردمی و استفاده ابزاری از احساسات عمومی در سازماندهی، آموزش تخصصی و تعریف دقیق مأموریتها نهفته است. اگر دفاع مردمی به نیرویی خودسر و خارج از چارچوب تبدیل شود، میتواند به جای تقویت امنیت، هزینههای سیاسی و اجتماعی ایجاد کند.
وی آسیبها را شامل ناکارآمدی در سازماندهی، ریزش انگیزه در بلندمدت و خطر استفاده ابزاری بیان کرد و افزود: برای جلوگیری از افت انگیزه، باید مشارکت مردمی را از یک وضعیت اضطراری به یک رویه مستمر تبدیل کرد. تنوع مسیرهای مشارکت، شامل نظامی، امدادی، رسانهای، مالی و فرهنگی که در طرح «جانفدا» دیده شده، به افراد با انگیزهها و تواناییهای مختلف اجازه مشارکت میدهد و از تکبعدی شدن و خستگی جلوگیری میکند.
پورکیوان با بیان اینکه آینده دفاع مردمی با جنگ شناختی درهم آمیخته است تصریح کرد: در این پارادایم، ذهن و قلب مردم میدان اصلی جنگ است و دشمن میخواهد با ابزارهای رسانهای و سایبری اراده ملت را بشکند. بنابراین، پدافند مردممحور به عنوان یک استراتژی حیاتی بر دانایی، توانایی و آمادگی افراد در برابر تهدیدات نوین تأکید دارد. آینده دفاع مردمی، دفاع از باورها و امیدآفرینی است و نیازمند سواد رسانهای، تفکر انتقادی و مقاومت اقتصادی در کنار آمادگی نظامی است.
سولماز امیدی _ تیتر۱
انتهای خبر/



