سیاسیگفتگو
موضوعات داغ

طوفان‌الاقصی؛ زلزله‌ای که معادلات منطقه را تغییر داد

یک کارشناس مسائل سیاسی با تشریح سه سناریوی پیش‌روی تحولات منطقه گفت: بازگشت به وضعیت قبل از هفتم اکتبر غیرممکن شده و زمان، سلاح مقاومت است.

فرهاد پورکیوان در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱» اظهار کرد: سه سال از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ می‌گذرد؛ روزی که حماس عملیات «طوفان‌الاقصی» را آغاز کرد و منطقه را وارد یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های چند دهه گذشته کرد. آنچه در ابتدا یک عملیات غافلگیرکننده به نظر می‌رسید، به یک جنگ فرسایشی چندجبهه‌ای تبدیل شد که معادلات راهبردی خاورمیانه را از بنیاد تغییر داد.

این کارشناس مسائل سیاسی افزود: برای پاسخ به این پرسش که آیا طوفان‌الاقصی به اهداف خود رسید یا نه، باید دو سطح را از هم تفکیک کنیم. در سطح تاکتیکی، حماس موفق شد ضعف اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی را آشکار کند. اما در سطح راهبردی، این عملیات به یک «نقطه عطف» تبدیل شد؛ نه یک نقطه پایانی، بلکه آغاز یک فرایند بلندمدت.

پورکیوان ادامه داد: آنچه در سه سال گذشته شاهد بودیم، نه یک جنگ کلاسیک، بلکه یک جنگ فرسایشی چندلایه است که در پنج جبهه موازی — غزه، لبنان، یمن، عراق و سوریه — جریان دارد. هیچ‌کدام از این جبهه‌ها به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست، اما مجموع آن‌ها یک فشار راهبردی پیوسته بر اسرائیل و حامیانش ایجاد کرده است.

وی تصریح کرد: برتری نظامی مطلق، اگر به پیروزی سیاسی تبدیل نشود، در بلندمدت به یک تله راهبردی تبدیل می‌شود. اسرائیل می‌تواند بمباران کند و زیرساخت‌ها را نابود کند، اما نمی‌تواند اراده سیاسی طرف مقابل را بشکند. در منطق جنگ فرسایشی، برنده کسی نیست که ضربه سنگین‌تری می‌زند، بلکه کسی است که دیرتر خسته می‌شود.

فروپاشی «اسطوره امنیت»

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مهم‌ترین دستاورد راهبردی طوفان‌الاقصی بیان کرد: مهم‌ترین دستاورد، فروپاشی اسطوره «امنیت مطلق» رژیم صهیونیستی است. هفتم اکتبر این تصویر را در هم شکست و اعتماد عمومی به ارتش و دولت در سرزمین‌های اشغالی به‌شدت آسیب دید. این یک فروپاشی روانی و سیاسی بود، نه صرفاً نظامی.

وی افزود: یکی از شاخص‌های مهم، مهاجرت معکوس است. شمار قابل‌توجهی از اسرائیلی‌ها — به‌ویژه نیروهای متخصص و جوان — کشور را ترک کرده‌اند یا در فکر مهاجرت هستند. این نشان می‌دهد بحران امنیتی به یک بحران اعتماد به آینده تبدیل شده است.

فشارهای ساختاری بر اسرائیل

پورکیوان درباره فشارهای ساختاری بر اسرائیل خاطرنشان کرد: سه حوزه اصلی را می‌توان برشمرد:

حوزه اقتصادی: سه سال جنگ، اقتصاد اسرائیل را به‌شدت تحت فشار قرار داده است. خروج سرمایه انسانی و شرکت‌های فناوری، کاهش سرمایه‌گذاری خارجی و هزینه‌های سرسام‌آور نظامی، دولت را مجبور به کاهش هزینه‌های اجتماعی کرده و شکاف اجتماعی را تشدید کرده است.

حوزه سیاسی – اجتماعی: شکاف‌های داخلی عمیق‌تر شده و دولت نتانیاهو در یک دور باطل گرفتار شده است: نه می‌تواند جنگ را متوقف کند، چون «شکست» تلقی می‌شود، و نه می‌تواند ادامه دهد، چون هزینه‌هایش روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

حوزه بین‌المللی: مشروعیت اسرائیل در افکار عمومی جهانی به‌شدت آسیب دیده و شکاف بین دولت‌ها و افکار عمومی در حال عمیق‌تر شدن است.

محور مقاومت؛ هماهنگی راهبردی نه تاکتیکی

پورکیوان با اشاره به مسئله هماهنگی در محور مقاومت گفت: ما با یک هماهنگی راهبردی، نه تاکتیکی روبه‌رو هستیم. جبهه‌های مختلف در چارچوب یک افق راهبردی مشترک عمل می‌کنند، اما تصمیمات تاکتیکی هر جبهه تا حد زیادی مستقل است. مزیت این مدل، مقاومت در برابر ضربات است؛ چالش آن، دشواری هماهنگی کامل در لحظات حساس.

وی افزود: آنچه سه سال گذشته ثابت کرد این است که همبستگی عملی بین جبهه‌ها بالاتر از انتظار اولیه بوده. مهم‌تر از هماهنگی، هدف مشترک است: تضعیف توان راهبردی اسرائیل و خارج کردن آن از وضعیت «برتری مطلق».

ایران؛ ستون فقرات راهبردی مقاومت

پورکیوان در ادامه با اشاره به نقش ایران گفت: ایران به‌عنوان ستون فقرات راهبردی محور مقاومت عمل کرده است؛ نه به‌عنوان «آمر»، بلکه به‌عنوان هماهنگ‌کننده و حامی. ایران سه سال گذشته را با صبر راهبردی مدیریت کرده؛ نه عقب‌نشینی کرده و نه به‌سمت درگیری تمام‌عیار مستقیم رفته است.

وی تصریح کرد: البته زمان همیشه به نفع یک طرف نیست. اما در این مورد خاص، اسرائیل با بحران داخلی، اقتصادی و مشروعیت بین‌المللی روبه‌روست، در حالی که جبهه مقاومت — با وجود هزینه‌های سنگین — انسجام خود را حفظ کرده است. این یک معادله پویا است و می‌تواند با یک محاسبه اشتباه تغییر کند.

بازگشت مسئله فلسطین به صحنه جهانی

این کارشناس ارشد مسائل سیاسی با اشاره به وضعیت فلسطین در افکار عمومی جهانی اظهار کرد: این یکی از پارادوکس‌های مهم این سه سال است. پیش از اکتبر ۲۰۲۳، پروژه «عادی‌سازی» مسئله فلسطین را به حاشیه رانده بود، اما امروز فلسطین دوباره در مرکز توجه جهانی است — نه به‌عنوان یک موضوع انسانی صرف، بلکه به‌عنوان یک مسئله سیاسی – حقوقی.

وی ادامه داد: اعتراف چند کشور اروپایی به دولت فلسطین نشانه‌ای از این تغییر است، اما مهم‌تر از آن، تغییر افکار عمومی جهانی است. تغییر نسلی در غرب یک روند غیرقابل‌برگشت است؛ وقتی یک نسل کامل با نگاه متفاوتی به مسئله فلسطین بزرگ شود، سیاست‌مداران آینده ناچار خواهند بود این تغییر را در محاسبات خود لحاظ کنند.

هزینه‌های سنگین جنگ فرسایشی

پورکیوان درباره هزینه‌های سه سال گذشته تصریح کرد: اگر صادق باشیم، هزینه‌ها بسیار سنگین بوده. غزه با تلفات انسانی و تخریب زیرساخت‌ها روبه‌روست، حزب‌الله فرماندهان ارشد خود را از دست داده، انصارالله زیر حملات شدید قرار گرفته و سوریه و عراق جبهه‌های فرسایشی را تجربه کرده‌اند.

وی ادامه داد: اما نکته کلیدی این است که در منطق جنگ فرسایشی، هزینه‌ها در دو طرف توزیع می‌شود. سؤال این نیست که «چه کسی هزینه داده؟» بلکه این است که «چه کسی تحمل بیشتری دارد؟» اگر این هزینه‌ها به تغییر معادلات راهبردی منجر شود، می‌توان درباره دستاورد صحبت کرد.

آینده؛ سه سناریوی پیش‌رو

پورکیوان درباره چشم‌انداز سه سال آینده گفت: سه سناریو را محتمل می‌دانم:

*سناریوی اول: تداوم فرسایش (محتمل‌ترین): جنگ با شدت کمتر در چند جبهه ادامه می‌یابد. اسرائیل تدریجاً تحت فشار بیشتر قرار می‌گیرد و محور مقاومت نیز فرسوده می‌شود اما انسجام خود را حفظ می‌کند.

*سناریوی دوم: توافق آتش‌بس پایدار: تحت فشار بین‌المللی، یک توافق جامع شکل می‌گیرد؛ اما در غیاب راه‌حل سیاسی جامع برای مسئله فلسطین، شکننده خواهد بود.

*سناریوی سوم: تشدید تنش و درگیری مستقیم ایران و اسرائیل: پرهزینه‌ترین سناریو که می‌تواند کل منطقه را به جنگ بزرگ بکشاند.

وی افزود: من سناریوی اول را محتمل‌تر می‌دانم، زیرا هیچ‌کدام از طرفین توان یا اراده یک تصمیم نهایی را ندارند. ما با یک تعادل شکننده روبه‌رو هستیم که می‌تواند سال‌ها ادامه یابد.

جمع‌بندی؛ زلزله‌ای راهبردی

پورکیوان در جمع‌بندی سخنان خود گفت: طوفان‌الاقصی نه یک عملیات، بلکه یک زلزله راهبردی بود. سه سال بعد، ما هنوز در میان پس‌لرزه‌های آن هستیم. بازگشت به وضعیت قبل از هفتم اکتبر غیرممکن شده و هیچ‌کدام از طرفین نمی‌توانند به آن چارچوب قدیم بازگردند.

وی تأکید کرد: آینده، نه در یک «پیروزی نظامی» بلکه در توانایی تحمیل اراده سیاسی تعریف خواهد شد. و در این عرصه، سه سال گذشته نشان داده که زمان، سلاح مقاومت است.

این کارشناس ارشد مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: ما در یک نقطه عطف تاریخی ایستاده‌ایم. آنچه رخ داد، فقط یک جنگ نبود؛ یک تغییر پارادایمی در فهم امنیت، قدرت و مشروعیت در خاورمیانه بود. و این تغییر، هنوز در جریان است.

سولماز امیدی _ تیتر۱

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا