یادداشت؛
نقش فرهنگ و اقتصاد در طلاق

طلاق در خانواده

طلاق، به عنوان یک آسیب اجتماعی، امروزه در بافت‌های حاشیه‌ای و کم‌برخوردار شهرهایی چون کرج، چهره‌ای متفاوت به خود گرفته است؛ ترکیبی از فشارهای معیشتی و تغییر سبک زندگی که بنیان خانواده‌ها را نشانه رفته است.
365

به گزارش شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ سیده مرضیه معصومی، مددکار و روانشناس خانواده طی یادداشتی نوشت: خانواده، کوچک‌ترین و مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که سلامت آن، سلامت کل جامعه را تضمین می‌کند. اما امروز شاهد آن هستیم که این نهاد مقدس در برخی مناطق، به‌ویژه در بافت‌های کم‌برخوردار و حاشیه‌نشین شهر کرج نظیر حصارک و کرج‌نو و گلدشت، با تهدیدات جدی روبرو شده است. در گفتگویی که اخیراً با محوریت بررسی علل و عوامل طلاق داشتم، مشخص شد که این پدیده، برخلاف تصور عمومی، تنها ریشه در یک عامل واحد ندارد، بلکه آمیزه‌ای پیچیده از فشارهای اقتصادی و تحولات فرهنگی است.

تحولات فرهنگی در دهه‌های اخیر، به‌ویژه با گسترش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، سبک زندگی و انتظارات زوج‌های جوان را دگرگون کرده است. در گذشته، خانواده‌ها بر اساس الگوهای سنتی و با تاکید بر صبر و سازش شکل می‌گرفتند، اما امروزه شاهد ظهور انتظارات کاذب و غیرواقعی از زندگی مشترک هستیم. مقایسه مداوم زندگی خود با تصاویر ایده‌آل و غیرواقعی در فضای مجازی، باعث ایجاد سرخوردگی و کاهش آستانه تحمل در میان زوجین می‌شود. در مناطق حاشیه‌نشین، این تغییرات فرهنگی به دلیل فقر آموزشی و عدم دسترسی به مهارت‌های زندگی، نمود بیشتری دارد و منجر به گسست نسلی و تعارضات شدید میان زوجین می‌شود.

اما در کنار تحولات فرهنگی، نمی‌توان از نقش مخرب فشارهای اقتصادی غافل شد. در مناطق کم‌برخوردار مانند حصارک و گلدشت، بیکاری، تورم افسارگسیخته و ناتوانی در تامین نیازهای اولیه زندگی، به یک کابوس خاموش برای خانواده‌ها تبدیل شده است. وقتی مرد خانواده نمی‌تواند هزینه‌های اجاره مسکن یا درمان را تامین کند و زن نیز تحت فشار مضاعف قرار می‌گیرد، کانون خانواده به میدان نزاع بدل می‌شود. این فشارها، به‌ویژه در کرج‌نو و گلدشت که با معضل مهاجرت‌پذیری و حاشیه‌نشینی روبروست، باعث افزایش خشونت خانگی، اعتیاد و نهایتاً فروپاشی بنیان خانواده می‌شود. در واقع، فقر اقتصادی به عنوان یک عامل تشدیدکننده، آسیب‌پذیری خانواده‌ها را در برابر سایر تهدیدات، از جمله طلاق، به شدت افزایش می‌دهد.

در کنار مسائل اقتصادی و فرهنگی، نباید از نقش مخرب اعتیاد و فقدان مهارت‌های حل مسئله در مناطق حاشیه‌نشین غافل شد. در مناطقی مانند حصارک و کرج‌نو و گلدشت، متأسفانه شاهد چرخه معیوبی هستیم که در آن فقر منجر به گرایش به آسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد می‌شود و اعتیاد نیز به نوبه خود، فشار اقتصادی مضاعفی را بر پیکره خانواده تحمیل می‌کند. این چرخه، تاب‌آوری خانواده را به صفر می‌رساند و در چنین شرایطی، زوجین به جای حل مسالمت‌آمیز اختلافات، تنها راه نجات را در جدایی می‌بینند. از سوی دیگر، بسیاری از زوج‌های جوان در این مناطق، فاقد مهارت‌های پایه‌ای ارتباطی و حل تعارض هستند؛ آن‌ها هرگز نیاموخته‌اند که چگونه در لحظات خشم و اختلاف، گفتگو کنند. بنابراین، آموزش مهارت‌های زندگی و ارائه خدمات مشاوره‌ای رایگان در این بافت‌ها، نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای نجات نهاد خانواده است.

با توجه به آنچه گفته شد، حل معضل طلاق در این مناطق نیازمند یک رویکرد چندوجهی است. صرفاً نمی‌توان با برگزاری کلاس‌های آموزشی یا مشاوره‌های کوتاه‌مدت، نسخه‌ای برای این معضل پیچیده پیچید. در وهله اول، بایستی زیرساخت‌های اقتصادی و اشتغال‌زایی در این مناطق تقویت شود تا فشارهای معیشتی کاهش یابد. در گام بعد، تقویت مراکز مشاوره خانواده و ارائه آموزش‌های پیش از ازدواج و مهارت‌های زندگی، به‌ویژه برای جوانان، ضروری است. همکاری نهادهای مردمی، شهرداری و بهزیستی برای شناسایی و توانمندسازی خانواده‌های در معرض خطر، از جمله اقداماتی است که می‌تواند از فروپاشی خانواده‌ها جلوگیری کند.

طلاق، پایان یک شکست نیست؛ بلکه آغاز یک آسیب اجتماعی است که هزینه‌های آن بر دوش کل جامعه سنگین می‌کند. در مناطق کم‌برخوردار کرج، این آسیب با فقر و ناآگاهی تشدید می‌شود. اگر به دنبال ساختن جامعه‌ای سالم هستیم، باید پیش از آنکه دیر شود، به داد خانواده‌ها برسیم و با تلفیق سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی، اجازه ندهیم فشار معیشتی و تغییرات فرهنگی، کیان خانواده‌های ایرانی را به تباهی بکشاند.

سر تیتر های خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *