اجتماعیگزارش

خیمه عشق و دلدادگی چهارباغ در مسیر خدمت

این روزها موکب شهرستان چهارباغ، فراتر از یک ایستگاه رفاهی، به پناهگاهی امن برای آرامشِ جان و تنِ زائران در مسیرِ وداع با امام شهید بدل شده است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ در گرمای سوزان تابستان و در هیاهوی ترافیک اتوبان کرج – قزوین، جایی در همسایگی شهرستان چهارباغ، بیرق‌های سیاه و سرخ، نشانی از یک ایستگاه آرامش‌اند. موکب زائران امام شهید، تابلویی زنده از پیوند هنر، مذهب و عشق به وطن است؛ جایی که خادمان بی‌ادعا از هر سن و پوششی، کمر به خدمت زائرانی بسته‌اند که دل به جاده سپرده‌اند. اینجا عشق تعارفی نیست؛ با عطر نان داغ، خنکای آب و بوسه بر غبار کفش زائران معنا می‌شود.

خورشید با تمام قوا بر آسفالت داغ اتوبان می‌تابد. اتومبیل‌ها با شتاب عبور می‌کنند و خستگی بر چهره مسافرانی که فرسنگ‌ها راه را برای زیارت یا همراهی با کاروان‌ها پیموده‌اند، دویده است. در این میان، موکب شهرستان چهارباغ مانند واحه‌ای در دل کویر، آغوش گشوده است. نخستین چیزی که نگاه را جلب می‌کند، برچسب پشت شیشه خودروی یکی از زائران است که با نقشه سبز ایران و یک قلب سرخ، بر روی آن نوشته شده: «جان‌پناهی برای ایران». این شعار، روح حاکم بر این موکب است؛ اینجا همه آمده‌اند تا در پناه امام شهیدشان، برای همدیگر جان‌پناه و تکیه‌گاه باشند.

عطش‌زدایی با دست‌های کوچک

در بخشی از موکب، منبع بزرگ آب آشامیدنی با چندین شیر آبی‌رنگ قرار دارد. دختربچه‌ای با جلیقه هلال‌احمر و مقنعه‌ای مرتب، با دقتی ستودنی بطری آب زائران را پر می‌کند. نگاه او پر از مسئولیت‌پذیری است؛ کودکی که یاد گرفته سقا بودن چقدر مقدس است. کمی آن‌طرف‌تر، مردی سپیدموی با محاسن نقره‌ای و پیراهنی مشکی به تن، سینی بزرگی از قاچ‌های سرخ و آبدار هندوانه را حمل می‌کند. او با لبخندی پدرانه، خنکای هندوانه‌ها را به مسافران خسته هدیه می‌دهد.

مادری با چادر مشکی قاچی از این میوه بهشتی را به دست کودک خردسالش با کلاه پلنگی می‌دهد تا عطش راه را از تن کوچک او بزداید. آب معدنی‌های خنک نیز دست به دست میان زائران توزیع می‌شود تا هیچ لبی در این مسیر تشنه نماند.

عطر نان داغ و سفره‌ای به وسعت قلب‌ها

یکی از زیباترین جلوه‌های موکب چهارباغ، پخت نان تازه در محل است. صدای کارکردن دستگاه دوار پخت نان سنتی و بوی مطبوع آرد و خمیر که فضا را پر کرده، حس خانه و امنیت را به زائران منتقل می‌کند. خادمان با دستکش‌های بهداشتی، نان‌های داغ و حباب‌دار لواش را از روی ریل دستگاه برمی‌دارند و بلافاصله برای تهیه ساندویچ‌های ساده و خوشمزه به کار می‌گیرند. کاهو، خیارشور و مخلفات با سلیقه و رعایت کامل اصول بهداشتی لای نان پیچیده شده و بسته‌بندی می‌شود.

در گوشه‌ای دیگر، چای خوش‌رنگ ایرانی از کتری‌های بزرگ روی شعله در لیوان‌های کاغذی قد کشیده و قندهای سپید در ظروف یک‌بار مصرف، آماده پذیرایی از مسافرانی است که خستگی راه را با جرعه‌ای چای داغ و قند پهلو به در می‌کنند.

فراتر از پذیرایی؛ از نمازخانه تا سرای مطالعه و سلامت

موکب شهرستان چهارباغ تنها ایستگاهی برای پذیرایی نیست، بلکه یک مجتمع خدمات‌رسانی هوشمند فرهنگی و رفاهی است. تابلوی راهنمای رنگارنگ موکب مسیرها را مشخص می‌کند: «نمازخانه و وضوخانه» در بالا برای راز و نیاز، «زمین بازی کودکان و زمین ورزشی» در وسط برای تخلیه انرژی کودکان خسته از سفر، و «سرای مطالعه» در پایین برای کسانی که می‌خواهند در سکوت جاده با کتاب خلوت کنند.

در بخش سلامت و درمان نیز، میز داروها با دقت چیده شده است؛ جعبه‌های قرص ضد تهوع مانند اندانسترون، آنتی‌بیوتیک‌هایی مثل سیپروفلوکساسین و آمپول‌های تقویتی نشان‌دهنده آمادگی کامل تیم پزشکی برای مواجهه با گرمازدگی و بیماری‌های شایع جاده‌ای است. خادمان سلامت با جلیقه‌های سفید و آبی در حالی که کپسول اکسیژن و کیف‌های امدادی را حمل می‌کنند، در طول موکب قدم می‌زنند تا در صورت نیاز به یاری زائران بشتابند.

اوج تواضع؛ خاکی‌ترین خدمت

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین و احساسی‌ترین تصویر این موکب، تصویر دو دختر نوجوان با پوشش چادر و چفیه‌های بسته شده به صورت (روبند) است که متواضعانه روی زمین خاکی، در کنار پیاده‌رو نشسته‌اند. جلوی آن‌ها یک میز کوچک چوبی قرار دارد که روی آن برس‌های کفش و قوطی‌های واکس مشکی چیده شده است. آن‌ها با دستکش‌های سفید، آماده‌اند تا غبار راه را از کفش زائران پاک کنند و صیقل بزنند. این تصویر، مرزهای فداکاری و تواضع را جابه‌جا می‌کند؛ جایی که نسل جدید، غرور خویش را در طبق اخلاص می‌گذارد تا بگوید در دستگاه سیدالشهدا، هرچه خاکی‌تر باشی، مقرب‌تری.

موکب شهرستان چهارباغ در حاشیه اتوبان کرج-قزوین، تلاقی بی‌نظیر حماسه و خدمت است. از کودکی که سقا شده تا دخترانی که واکس به دست گرفته‌اند، از پخت نان گرم تا تیم امدادی کپسول به دوش، همه و همه اعضای یک پیکرند؛ پیکری به نام عشق به امام شهید و ایران.

جاده عبور می‌کند، اتومبیل‌ها می‌روند و می‌آیند، اما خاطره این چای داغ، این نان متبرک و این دست‌های مهربان خادمان چهارباغ، تا همیشه در ذهن مسافران جاده عشق حک خواهد شد.

مدیریت جهادی با چاشنی اخلاص

زیبایی این موکب در مردمی بودن آن است، اما وقتی مسئولان شهرستان نیز پابه پای خادمان مردمی عرق می‌ریزند، شکوه این همدلی دوچندان می‌شود. یکی از تاثیرگذارترین تصاویر این ایستگاه عاشقی، حضور فرماندار دلسوز شهرستان چهارباغ است؛ مردی که با وجود جراحت جسمی و در حالی که عصایی را زیر کتف خود دارد، خستگی را به زانو درآورده و شخصاً در محل موکب حاضر شده است. او شانه به شانه دیگر خادمان، بر کیفیت خدمات نظارت می‌کند تا مبادا زائری با خاطره‌ای تلخ از این دیار عبور کند.

کمی آن‌سوتر، امام جمعه چهارباغ همراه با فرماندهان و پرسنل خدوم سپاه و نیروی انتظامی قدم در مسیر موکب گذاشته‌اند. این همراهی صمیمانه میان بازوان امنیت، مذهب و مدیریت شهری، گویای آن است که برای روان‌سازی حرکت زائران و تامین آرامش و امنیت آنان، تمام قد توان شهرستان بسیج شده است.

گلاویژ اصحابی _ تیتر۱

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا