قدرت بازدارندگی چین عامل تعامل آمریکا
یک تحلیلگر سیاسی با اشاره به اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره الگوی تعامل چین و آمریکا گفت: برای درک اینکه چرا چین امروز میتواند مسیر خود را مستقل از فشارهای آمریکا دنبال کند، باید به مسیر قدرتیابی این کشور توجه کرد؛ چین ابتدا قدرت و بازدارندگی خود را ایجاد کرد و پس از آن وارد تعامل گسترده با آمریکا شد.

حجتالاسلام محمد امیریطیبی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، با اشاره به اظهارات رئیسجمهور درباره ضرورت تشخیص زمان جنگ، صلح، تعامل و دنبال کردن مسیر مستقل کشورها، اظهار کرد: در تحلیل وضعیت چین نباید تنها به جایگاه کنونی این کشور نگاه کرد، بلکه باید مسیری را که چین برای رسیدن به این نقطه طی کرده است نیز مورد توجه قرار داد.
این تحلیلگر سیاسی افزود: ممکن است گفته شود چین و آمریکا با وجود اختلافات گسترده، با یکدیگر تعامل دارند و چین توانسته است مسیر خود را دنبال کند، اما مسئله مهم این است که چین ابتدا قدرتمند شد و سپس وارد تعامل شد.
وی با اشاره به روند قدرتیابی چین تصریح کرد: چین در سال ۱۹۶۴ به سلاح هستهای دست یافت و سالها بعد روابط رسمی دیپلماتیک میان پکن و واشنگتن برقرار شد؛ بنابراین ترتیب تحولات در این زمینه اهمیت دارد و میتوان آن را در سه مرحله «قدرت، بازدارندگی و تعامل» خلاصه کرد.
امیریطیبی ادامه داد: مسئله این نیست که ابتدا با آمریکا وارد تعامل شویم و سپس امیدوار باشیم که اجازه داده شود کشورمان قدرتمند شود؛ بلکه تجربه چین نشان میدهد که ایجاد قدرت ملی میتواند زمینهساز تعامل از موضعی متفاوت باشد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تفاوت مناسبات چین و آمریکا با روابط ایران و آمریکا گفت: چین و آمریکا دوست نیستند، بلکه میان آنها رقابتهای گستردهای بهویژه در حوزه اقتصادی و فناوری وجود دارد. بنابراین نمیتوان روابط واشنگتن و پکن را بهصورت کامل با رابطه آمریکا و ایران یکسان دانست.
وی افزود: در خصوص ایران، مسئله صرفاً یک رقابت اقتصادی یا تجاری نیست و طی دهههای گذشته شاهد تقابلهای جدی سیاسی و راهبردی میان دو کشور بودهایم. از این رو، تحلیل مناسبات ایران و آمریکا نیازمند توجه به ماهیت متفاوت این تقابل است.
امیریطیبی در ادامه با اشاره به راهبرد «قوی شدن» در اندیشه رهبر انقلاب، اظهار کرد: تأکید بر قوی شدن کشور در عرصههای مختلف، از اقتصاد و صنعت گرفته تا توان نظامی، علم و فناوری و انسجام داخلی، با هدف ایجاد قدرت و بازدارندگی در برابر تهدیدها و جلوگیری از طمع دشمنان صورت میگیرد.
این تحلیلگر سیاسی تاکید کرد: کشوری که از قدرت کافی برخوردار باشد، در برابر فشار و باجخواهی آسیبپذیری کمتری خواهد داشت و ضعف یک کشور میتواند دشمن را نسبت به اعمال فشار و اقدام علیه آن امیدوار کند.
وی تأکید کرد: مسئله این نیست که همیشه در شرایط جنگ باشیم یا همیشه صلح کنیم؛ مسئله اصلی این است که اگر قرار است صلح کنیم، از موضع قدرت باشد، اگر مذاکره میکنیم، مذاکره از موضع قدرت انجام شود و اگر قرار است مسیر خودمان را دنبال کنیم، باید به اندازهای قدرتمند باشیم که دیگران نتوانند مانع حرکت ما شوند.
امیریطیبی در پایان گفت: چین امروز میتواند مسیر خود را دنبال کند، زیرا پیش از آن توانسته است قدرت و بازدارندگی خود را افزایش دهد؛ بنابراین در بررسی تجربه چین، نباید تنها به «تعامل» توجه کرد، بلکه باید به مرحلهای که پیش از آن یعنی «قدرتیابی» قرار داشته نیز توجه داشت.
فرزانه احراری _ تیتر۱
انتهای خبر/



