واکسیناسیون رسانهای در عصر بومیان دیجیتال
در دنیایی که اینترنت نه یک ابزار، بلکه «محیط زیست» نسل جدید است، تقابل میان استانداردهای روتوششده جهانی و واقعیتهای عینی، شکافی عمیق میان نسلها ایجاد کرده است.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ ریشه رفتارهای تکانشی نوجوانان را نباید صرفاً در «ساختارشکنی» جستوجو کرد؛ بلکه این پدیده، محصولِ مهندسیِ روانی اتاقهای جنگِ شناختی است که از «بحران معنا» و «نیاز به دیده شدن» در نوجوانان، سرباز پیاده میسازد. راهکار نهایی نه در تقابل فیزیکی، بلکه در تقویت «تابآوری شناختی» و بازگشت به آغوش خانواده نهفته است.
حسن ندرلی، روانشناس و تحلیلگر مسائل نوجوانان، با کالبدشکافی دقیقِ زیستجهانِ نسل ۱۶ تا ۲۱ سال، معتقد است که ما با نسلی روبرو هستیم که مرزهای جغرافیایی در ذهن آنها فرو ریخته است. برای این «بومیان دیجیتال»، متر و معیار خوشبختی، دیگر همسایه یا همکلاسی نیست، بلکه استانداردهای رفاهی است که در ویترینِ جذابِ پلتفرمهایی چون اینستاگرام و تیکتاک میبینند.
این روانشناس تأکید کرد که پدیده «فزونخواهی نسبی» باعث شده تا نوجوان، داشتههای خود را با ایدهآلهای جهانی مقایسه کند و دچار سرخوردگی مفرط شود. وقتی نوجوان افق روشنی برای رسیدن به آن استانداردهای جهانی تصور نکند، دچار «بیانگیزگی دفاعی» میشود. در چنین شرایطی، لذتجویی آنی جایگزین برنامهریزی بلندمدت شده و نوجوان به دنبال تغییرات سریع و ضربتی میگردد؛ چراکه «صبر کردن» برای او معنای خود را از دست داده است.
ندرلی بیان کرد: از منظر بیولوژیک، در بازه سنی ۱۶ تا ۲۱ سال، مرکز منطق در مغز (پریفرونتال) هنوز در حال تکامل است، در حالی که مرکز هیجانات (آمیگدال) در اوج فعالیت قرار دارد. وقتی این ویژگی با حس «نادیده گرفته شدن» ترکیب میشود، نوجوان بدون ارزیابی عواقب، وارد عمل میشود تا فقط «دیده شود» و فشار روانی خود را تخلیه کند. رسانههای معاند دقیقاً همین نقطه ضعف بیولوژیک را هدف قرار میدهند.
وی افزود: رسانههای فارسیزبان معاند با استفاده از الگوریتمهای «بیشبرانگیختگی هیجانی»، مخاطب را در وضعیت «جنگ یا گریز» نگه میدارند تا قدرت تحلیل منطقی او از کار بیفتد. آنها با تکنیک «تعمیمِ جزء به کل»، محیط زندگی نوجوان را یک «سیاهچاله مطلق» بازنمایی کرده و با مقایسهی مغرضانه میان دشواریهای داخلی و «ویترینِ روتوششدهی غرب»، نوعی ناهمواریِ ادراکی ایجاد میکنند. هدف نهایی، القای این حس است که «تخریب»، تنها راه درمان فوری است. این رسانهها با تبدیل هنجارشکنان به «قهرمانان مجازی»، نیاز نوجوان به تایید اجتماعی را تحریک کرده و او را برای فرار از برچسبهای اجتماعی، به سمت کنشهای پرخطر سوق میدهند.
ندرلی راهکار اصلی را در «واکسیناسیون رسانهای» دانست و تاکید کرد: در برابر این جنگ نرم، حذف صرفِ رسانه یا تقابل فیزیکی چارهساز نیست؛ بلکه باید «تابآوری شناختی» را در نسل جدید تقویت کرد. خانوادهها باید به نوجوانان بیاموزند که در مواجهه با هر پیام رسانهای، سئوالات انتقادی بپرسند: «این تصویر چه چیزی را به من نشان نمیدهد؟» یا «چرا این رسانه میخواهد من در این لحظه خشمگین باشم؟». آموزش تفکیک میان «نمایشِ ویترینیِ رسانه» و «واقعیات زیستی»، کلید خنثیسازی این عملیات روانی است.
وی در پایان حفاظت از این نسل را در گروِ برقراریِ دوباره پیوند عاطفی میان «خانه» و «نوجوان» دانست و بیان کرد: هر چقدر نوجوان در محیط خانواده بیشتر شنیده شود و احساس هویت و اثرگذاری کند، کمتر در دام قهرمانسازیهای جعلی رسانهای گرفتار خواهد شد. آینده این نسل نه در گروِ سرکوب خواستهها، بلکه در گروِ توانایی ما در برقراری یک «دیالوگ صادقانه» و ایجاد سوپاپهای اطمینان قانونی برای ابراز هویت است. نباید اجازه داد پاکی و هیجاناتِ نابِ جوانی، ابزارِ بازیهای سیاسیِ قدرتهایی شود که هیچ مسئولیتی در قبال آیندهی ویرانشدهی یک نوجوان بر عهده نمیگیرند. راه نجات، از مسیرِ «شنیدن» و «آگاهیبخشی» میگذرد.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



