نگاه آمریکا به مذاکرات، نگاهی تحمیلی است
یک کارشناس مسائل سیاسی در رابطه با مذاکره با آمریکا گفت: نگاه آمریکا به مذاکرات، نگاهی تحمیلی است و به همین دلیل مذاکرات پایان خوشی ندارد.

سردار فتحالهی، در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، با اشاره به روند مذاکرات و تحولات جنگ اخیر اظهار کرد: تقریباً از هفته دوم جنگ روشن شد که آمریکا از مسیر نظامی نمیتواند ایران را متوقف کند و در همان مقطع، کشورهای مختلف پیامهایی در زمینه آتشبس ارسال کردند و بیش از هفت کشور نیز خواستار توقف درگیریها شدند؛ این فضا در افکار عمومی جهان چنین القا کرد که آمریکا بهدنبال مذاکره است و ایران تمایلی برای پایان جنگ ندارد؛ در حالی که ایران با پذیرش مذاکره در هفته ششم، عملاً روایت قدرت را به نمایش گذاشت.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: ایران با نیت حسننیت و برای خنثیسازی فضاسازیهای آمریکا درباره مذاکرات وارد این روند شد، اما همزمان با آغاز گفتگوها، روند فشار و محاصره نیز شروع شد؛ موضوعی که نشان داد آمریکا بهدنبال تحمیل خواستههای خود است و به دنبال یک مذاکره واقعی نیست؛ ایران تلاش کرد پیروزی میدانی خود را در عرصه سیاسی و دیپلماتیک نیز تکمیل کند، اما هدف آمریکا این است که شکست در میدان را از مسیر دیپلماسی جبران کند و به همین دلیل میتوان گفت این مذاکرات، چشمانداز روشنی ندارد؛ آتشبس فعلی نیز بیش از آنکه نشانه صلح باشد، فرصتی برای ترمیم و آمادگی برای ضربات بعدی است.
وی در ادامه با تأکید بر نقش آموزش در تبیین شرایط کشور گفت: علت تحمیل جنگ باید برای دانشآموزان بهدرستی توضیح داده شود و باید بدانند چرا ایران در این موقعیت قرار گرفت و دشمنیها از کجا آغاز شده است؛ اگر تحلیل دقیق به نسل جدید منتقل نشود، کنشگری مؤثر هم شکل نخواهد گرفت.
فتحالهی با اشاره به سابقه دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران خاطرنشان کرد: این دشمنی فقط به ماجرای تسخیر لانه جاسوسی محدود نمیشود و ریشههای آن به قبل از آن بازمیگردد و نمونه آشکار این دشمنیها کودتای ۲۸ مرداد است؛ ایران را میتوان به الماسی تشبیه کرد که دزدان عالم همواره در پی غارت آن بودهاند و امروز نیز تنگه هرمز نشان میدهد که ایران بر یکی از مهمترین شاهراههای حیاتی جهان تسلط و تأثیر دارد.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: دانشآموزان باید جایگاه ایران را بهدرستی بشناسند تا بتوانند به کنشگران فعال و آگاه در مسیر اهداف انقلاب تبدیل شوند و جنگ امروز، جنگ نظم آینده است؛ پس از جنگ جهانی دوم، نظمی آمریکایی – انگلیسی – صهیونیستی بر جهان حاکم شد؛ نظمی که اکنون در حال فرسایش و فروپاشی است و پترودلار نیز بهتدریج رو به افول و جبهه شرق در حال ظهور است؛ این تحولات باید با زبانی دقیق و قابلفهم برای نسل جوان تبیین شود.
وی همچنین انرژی هستهای را یکی از ارکان آینده قدرت دانست و تصریح کرد:در دنیای امروز، انرژی هستهای فقط یک توان فناورانه نیست، بلکه یکی از پایههای قدرت ملی در آینده به شمار میرود و کشوری که از این ظرفیت برخوردار نباشد، در سالهای آینده با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد؛ چرا که سوختهای فسیلی پایانپذیرند و در کنار آن، مشکلات زیستمحیطی گستردهای نیز به همراه دارند؛ همچنین انرژی هستهای در حوزههای مختلف از جمله درمان، کشاورزی، شیلات و محیط زیست نقشآفرین است.
فتحالهی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بلوکهای قدرت در جهان گفت: امروز بلوکهای اصلی قدرت را میتوان در اتحادیه اروپا، آمریکا، روسیه، چین و هند جستوجو کرد. ایران پس از جنگ رمضان، بهعنوان ضلع چهارم قدرت شناخته شد و دیگر نمیتوان آن را در سطح کشورهای منطقهای مانند عربستان و امارات ارزیابی کرد. ایران امروز در سطحی فراتر قرار گرفته و به معادلات بزرگتری از جمله توازن قدرت جهانی گره خورده است.
این کارشناس در پایان تأکید کرد: مقاومت، یکی از اضلاع اصلی بلوک قدرت شرق است و تضعیف جبهه غرب، بدون درک نقش مقاومت ممکن نیست. دو تنگه مهم جهان نیز در اختیار جغرافیای مقاومت قرار دارند و همین مسئله میتواند به هژمونی غرب ضربه بزند. اگر ایران بر تنگه هرمز تسلط راهبردی خود را حفظ کند و مقاومت نیز در تنگه بابالمندب نقش مؤثرتری ایفا کند، آینده پس از جنگ میتواند بسیار متفاوت و امیدوارکننده باشد.
امیررضا خروطی _ تیتر۱
انتهای خبر/



