تقابل توهم تفرقه با واقعیت همبستگی ملی
در دنیای امروز، رسانهها دیگر صرفاً ابزاری برای انتقال اخبار نیستند، بلکه در ابعادی گسترده به اتاقهای جنگ روانی تبدیل شدهاند. نمود عینی و آشکار این کارکرد مخرب را میتوان در جریانسازی، شایعهپراکنی و پمپاژ اخبار دروغین (فیکنیوزها) توسط شبکههای معاند در قبال مسئله شهادت رهبر ایران مشاهده کرد.

به گزارش گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، امیر کریمی خانقاه، فعال رسانه در رابطه با هجمه رسانهای فیکنیوزها طی یادداشتی نوشت: نگاهی تحلیلی به ساختار و محتوای تولیدشده توسط این شبکهها نشان میدهد که هدف غایی آنها، نه آگاهیبخشی یا روایت واقعیت، بلکه ایجاد شکاف، نفاق و دودستگی در بدنه جامعه و در نهایت، تضعیف پایههای اتحاد ملی است.
استراتژی فیکنیوزها: شکاف میان مردم و مسئولان
اتاقهای فکر رسانههای بیگانه به خوبی میدانند که قدرت واقعی و بازدارنده یک کشور، در همافزایی و اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت نهفته است. از این رو، کلیدیترین استراتژی آنها در مواجهه با پدیده شهادت رهبری، طراحی سناریوهای تفرقهافکنانه است. آنها با بهرهگیری از تکنیکهای پیچیده عملیات روانی، تلاش میکنند تا:
ایجاد حس بیثباتی و ناامنی ذهنی: با انتشار اخبار ضدونقیض و بزرگنمایی اختلافات احتمالی، به جامعه اینگونه القا کنند که ساختار سیاسی دچار تزلزل شده است.
پروژه ناامیدسازی: تلاش برای ناامید کردن مردم از آینده و ایجاد این خطای محاسباتی که خلأ رهبری به فروپاشی اراده ملی منجر خواهد شد.
وقایعنگاری جعلی: ساختن روایتهای دروغین از تقابل میان مطالبات مردم و تصمیمات مسئولان، تا از این طریق گسست اجتماعی را عمیقتر نشان دهند.
این جریان بوقکرده و هدفمند، پیوسته در حال ماهیگیری از آب گلآلودِ شایعات است؛ چرا که بقای حیات سیاسی و سرمایهگذاری کارفرمایان این شبکهها، دقیقاً منوط به ضعیف کردن اتحاد جامعه و ایجاد بدبینی مفرط میان ملت و دلسوزان کشور است.
واقعیت میدان: تشییع پیکر رهبری، مظهر پیوستگی و اقتدار ملی
اما در نقطهی مقابل این تصویرسازیهای مجازی و مخدوش، واقعیتِ غیرقابلانکارِ میدان قرار دارد. تاریخ ایران بارها اثبات کرده است که شهادت رهبران و مفاخر ملی، نه تنها مایه سستی و تفرقه نشده، بلکه همواره به عنوان یک “نقطه عطف انسجامبخش” عمل کرده است. آیین تشییع و بزرگداشت رهبر شهید ایران، فراتر از یک مراسم مذهبی یا حاکمیتی می باشد؛ بلکه تجلیگاه یک رفراندوم بزرگ ملی و حضور خودجوش اقشار مختلف مردم است.
در این صحنه عینی:حضور میلیونها انسان با گرایشهای فکری، سیاسی و قومیتهای مختلف در کنار یکدیگر، خط بطلانی بر تمام سناریوهای تفرقه افکنانه میکشد. این همبستگی پرشور، نشاندهنده ریشهدار بودن مفهوم وطندوستی و وفاداری به آرمانهای مشترک در عمق جان جامعه است.
مردم با حضور منسجم خود در صحنه، عملاً پیوند ناگسستنی میان خود و مسیر هدایت کشور را به رخ جهانیان میکشند. این اتحاد بصیرانه، پادزهر تمام سمپاشیهای رسانهای است که ماهها برای ایجاد شورش یا ناامیدی برنامهریزی کرده بودند.
هراس معاندان از چشمانداز یکپارچگی ایران
عصبانیت، هجمه سنگینتر و دستپاچگی شبکههای مخالف و معاند در روزهای تشییع و پس از آن، دقیقاً ناشی از همین تقابل واقعیت با توهماتشان است. آنها که سرمایهگذاریهای کلانی برای دیدن ملوکالطوایفی، آشوب و از هم گسیختگی ایران کرده بودند، ناگهان با دیواری بلند از هوشیاری و همبستگی ملی مواجه میشوند.
این شبکهها چشم دیدن عظمت و حضور میلیونی مردمی را ندارند که به جای تقابل، دست در دست یکدیگر برای امنیت و استقلال کشورشان ایستادگی میکنند. از همین رو است که وقتی در میدان شکست میخورند، شیپور فیکنیوزهای خود را با شدت بیشتری به صدا درمیآورند تا شاید با تکیه بر دروغهای بزرگتر، بر شکست پروژه استراتژیک خود سرپوش بگذارند. اما حقیقت جاری در رگهای این مرز و بوم، همواره قویتر از امواج مجازی و دروغین دشمنان باقی خواهد ماند.



