
به گزارش گروه اقتصادی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، در سالهای اخیر که ایران با چالشهای بیسابقهای در حوزه تحریمهای بینالمللی و نوسانات شدید اقتصادی دستوپنجه نرم میکرد، پرسش اصلی این بود: آیا غولهای صنعتی مستقر در تهران، در برابر فشار قطع زنجیره تأمین، تسلیم میشوند یا راهی برای بقا مییابند؟ تجربه ایرانخودرو، پاسخی متفاوت و از نظر استراتژیک، تأملبرانگیز به این پرسش است.
پارادوکس تولید در میانه تحریم
ایرانخودرو، به عنوان بزرگترین تولیدکننده خودروساز کشور و یکی از قطبهای اصلی صنعتی تهران، همواره در کانون توجه اقتصادی قرار داشته است. با شدت گرفتن تحریمهای بینالمللی، صنعت خودرو با چالشی وجودی روبهرو شد: قطع دسترسی به قطعات پیشرفته، سیستمهای الکترونیکی و تکنولوژیهای کلیدی که بخش بزرگی از زنجیره تأمین آنها وابسته به بازارهای جهانی بود.
در چنین شرایطی، منطقِ صرفِ اقتصادی، متوقف کردن خطوط تولید و کاهش هزینههای جاری را پیشنهاد میداد؛ چراکه تولید خودروهای ناقص یا با تأخیر، از نظر سودآوری در کوتاهمدت بیمنطق به نظر میرسید. اما مدیریت ایرانخودرو، رویکردی متفاوت را برگزید. طبق اظهارات مدیران وقت این مجموعه، تصمیم بر این بود که «خط تولید هرگز متوقف نشود». این تصمیم، برخلاف محاسبات ریاضیِ صرف، یک تصمیم استراتژیک برای حفظ «توان عملیاتی» و «سرمایه انسانی» بود.
راهبرد «تولید ناقص»؛ راه یا بنبست؟
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این تجربه، مدیریتِ بحرانِ کمبود قطعه بود. در دوران اوج فشار تحریمها، ایرانخودرو با پدیده «خودروهای نیمهکاره» مواجه شد. به عبارتی، خط تولید با سرعت حرکت میکرد و بدنه و قطعات اصلی خودرو ساخته میشد، اما به دلیل نبود برخی قطعات الکترونیکی یا قطعات حساس وارداتی، خودروها در مراحل نهایی کارخانه متوقف میشدند.
این رویکرد که در ظاهر نوعی ناکارآمدی به نظر میرسید، در واقع یک راهبرد برای جلوگیری از «مرگ تولید» بود. با حفظ حرکت خط تولید، شرکت توانست:
۱. نیروی کار خود را حفظ کند: جلوگیری از بیکاری هزاران کارگر و متخصص که در صورت توقف تولید، به راحتی جای خود را به نیروی کار غیرماهر میدادند.
۲. زنجیره تأمین داخلی را زنده نگه دارد: با تولید مداوم، شرکت مجبور بود سازندگان قطعات داخلی را نیز به فعالیت و توسعه خود تشویق کند تا جایگزین قطعات تحریمی شوند.
۳. آمادگی برای خروج از بحران: وقتی فشار تحریمها کاهش مییافت، شرکت به جای شروع دوباره از نقطه صفر، تنها با تکمیل قطعات باقیمانده، میتواند به سرعت به ظرفیت کامل خود بازگردد.
هزینههای سنگین و فشار بر مدیریت
البته این ایستادگی، هزینههای پنهان و بسیار سنگینی داشت. نگهداری انبوه خودروهای نیمهکاره در محوطههای کارخانه، نیاز به فضای انبارداری عظیم، افزایش هزینههای سرمایهای در کالاهای در گردش و فشار روانی و مالی بر مدیریت برای تأمین نقدینگی، از جمله چالشهای این مسیر بود. ایرانخودرو در واقع نوعی «قمار راهبردی» را پیش گرفت؛ قمار بر سر اینکه ارزشِ حفظِ تداوم تولید، از هزینهی تحملِ تولیدِ ناقص فراتر خواهد رفت.
این تجربه نشان داد که در صنایع سنگین، «تداوم» بر «بهینگی کوتاهمدت» برتری دارد. توقف خط تولید در ایرانخودرو، به معنای از دست رفتن دانش فنی، فرسودگی ماشینآلات و از همه مهمتر، از دست رفتن اعتماد بازار بود.
در این رابطه خبرنگار «تهران پرس» با علی احمدی یکی از فعالان بسیج کارگری در خصوص توانمندیها و ظرفیتهای ایرانخودرو گفتگوی اختصاصی فراهم کرده است.خبرنگار ما در راهروهای صنعتی که با صدای دستگاههای پرس و خطوط مونتاژ به لرزه درمیآیند، پای صحبتهای کسی نشست که هم «تولید» را خوب میشناسد و هم «غیرتِ کارگری» را. او یکی از اعضای بسیج کارگری است که از نزدیک شاهدِ نبض تولید در ایرانخودرو بوده است.
از نگاهِ شما به عنوان عضوی از بسیج کارگری که هر روز با قلبِ تپنده این کارخانه در ارتباطید، ظرفیت ایرانخودرو را چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید، نگاه ما به اینجا فقط نگاهِ «تولید یک کالا» نیست؛ اینجا یک «سنگر» است. ایرانخودرو امروز یک شهرک صنعتیِ عظیم است که زنجیره تأمینش از تأمینکنندگان قطعات شروع میشود و به خط نهایی مونتاژ میرسد. ما در اینجا با هزاران نیروی متخصص و کارگرِ پایکار طرف هستیم که ظرفیت تولیدشان در مقیاسهای کلان، نه تنها نیاز داخل را پاسخ میدهد، بلکه در بخشهایی توانسته است با خودکفایی، گلوگاههای وابستگی را بشکند. وقتی از «ظرفیت» حرف میزنیم، یعنی تکیه بر توان مهندسی داخل که حتی در شرایط تحریم هم اجازه نداد خطوط تولید بخوابد.
از روند تولید و فناوریهای به کار رفته در خطوط بگویید. آیا این واحد واقعاً توان رقابت دارد؟
بله. اگر از نزدیکِ خطوط بازدید کنید، میبینید که روند کار یک مهندسی دقیق و زمانبندی شده است. از پرسکاریهای سنگین گرفته تا رباتیک در خطوط مونتاژ و رنگ؛ اینها نشان میدهد که ما از تکنولوژیهای روز دنیا عقب نماندهایم. محصولات ما امروز در استانداردهای ملی و منطقهای حرف برای گفتن دارند. تمرکز اصلی بسیج مهندسین و کارگران ما در این واحد، بر «بومیسازی قطعات هایتک» بوده است؛ همان قطعاتی که فکر میکردند بدون آنها، چرخ کارخانه میایستد. اما ایستادگی کردیم و حالا خیلی از آنها با تکیه بر توان داخلی تولید میشود.
شما که از تاریخچه این صنعت آگاهید، چگونه این مقاومتِ امروز را به دوران جنگ پیوند میزنید؟
این سؤالِ اصلی ماست. دوران جنگ را فراموش نکنیم؛ همان زمانی که کارخانههای ما هم هدفِ حملات بودند و هم با محدودیتهای شدید ارزی و قطعات دستوپنج نرم میکردند. خیلیها فکر میکردند ایرانخودرو در آن شرایطِ بمباران و کمبود، نمیتواند سرپا بماند. اما کارگران ما آن زمان هم در «تولید» ماندند و هم بسیاری از آنها در «جبهه» حضور داشتند. همان روحیه «ما میتوانیم» بود که نگذاشت چرخها از حرکت بیفتد. امروز وقتی در شرایط جنگ اقتصادی هستیم، ما همان مسیر را ادامه میدهیم. ما ثابت کردیم که حتی در محاصره، صنعت ایران با اتکا به دانشِ فرزندانِ خودش، متوقف نمیشود.
در پایان، حرفی با جامعه کارگری و ملت دارید؟
حرف ما این است که دشمن امروز میخواهد این حس «توانستن» را از ما بگیرد. کارگرِ ما بداند هر پیچ و مهرهای که در خط تولید با دقت بسته میشود، یک تیر به سمت ناامیدیِ دشمن است. این کارخانه، شهرکِ افتخاراتِ ملی ماست. ما از مشکلات عبور میکنیم، چون ریشه در مقاومتی داریم که از سالهای سختِ دفاع مقدس به ارث بردهایم.
درسهایی برای آینده و ضرورت حمایت
تجربه ایرانخودرو در تهران، درس بزرگی برای سایر واحدهای صنعتی است: تابآوری یعنی توانایی مدیریتِ آشفتگی. اما این ایستادگی نباید تنها بر دوش مدیران عامل و سرمایهگذاران باشد. برای اینکه واحدهای صنعتی بتوانند در بحرانهای آتی، مشابه این تجربه عمل کنند، نیاز به بسترهای حمایتی دولتی و بانکی هستند.
ایجاد تسهیلات با نرخ بهره مناسب برای مدیریت موجودی کالاهای در گردش و حمایت از زنجیره تأمین داخلی، میتواند فشار مالی این «ایستادگیهای قهرمانانه» را کاهش دهد. در نهایت، وقتی ایرانخودرو در سختترین دوران، خط تولید خود را روشن نگه داشت، تنها خودرو تولید نکرد؛ بلکه پیامآور این واقعیت بود که صنعت ایران، حتی در تاریکترین لحظات تحریم، تواناییِ بازگشت و ادامه دادن را دارد.
انتهای خبر/



