
علی لطیفی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱» اظهار کرد: وقتی به سخنرانیهای اخیر دونالد ترامپ، بهخصوص سخنرانی وی در مجمع عمومی سازمان ملل نگاه میکنیم، با سیاستمداری مواجه هستیم که بخش قابل توجهی از گفتمان سیاست خارجی خود را بر قدرت، فشار و نمایش توان نظامی استوار کرده است.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: ترامپ در این گفتمان تلاش میکند آمریکا را به عنوان قدرتی تعیینکننده در معادلات جهانی معرفی کند و منافع این کشور را در مرکز سیاست خارجی خود قرار دهد؛ رویکردی که از منظر سیاسی میتواند زمینهساز افزایش فاصله میان منطق همکاری بینالمللی و منطق اعمال قدرت شود.
لطیفی ادامه داد: آنچه در سخنان ترامپ اهمیت دارد، صرفاً واژهها و تعابیر به کار رفته نیست، بلکه مجموعهای از مواضع است که باید در کنار سابقه سیاست خارجی آمریکا و استفاده این کشور از ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی مورد بررسی قرار گیرد.
برتریطلبی در گفتمان سیاست خارجی آمریکا
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مفهوم برتری در گفتمان ترامپ بیان کرد: در این نگاه، آمریکا صرفاً یک کشور در میان کشورهای جهان نیست، بلکه به عنوان قدرتی معرفی میشود که باید توانایی تعیین قواعد و اعمال اراده خود را حفظ کند.
وی گفت: زمانی که یک قدرت بزرگ، قدرت نظامی و اقتصادی خود را به عنوان پشتوانه اصلی سیاست خارجی به کار میگیرد، این مسئله میتواند بر روابط آن کشور با سایر دولتها تأثیر مستقیم بگذارد و حتی سازوکارهای چندجانبه را با چالش مواجه کند.
لطیفی تصریح کرد: مسئله مهم این است که در تحلیل سیاست خارجی آمریکا نباید صرفاً به سخنان یک رئیسجمهور توجه کرد؛ بلکه باید مجموعه اقدامات، تصمیمات و ابزارهایی را که در طول سالهای گذشته مورد استفاده قرار گرفتهاند نیز در نظر گرفت.
وی ادامه داد: تحریم اقتصادی، فشار سیاسی، تهدید نظامی و مذاکره، هرکدام بخشی از ابزارهای مورد استفاده واشنگتن در مواجهه با کشورهای مختلف بودهاند و ترکیب این ابزارها میتواند نوع مواجهه آمریکا با بحرانهای بینالمللی را مشخص کند.
سایه جنگ بر دیپلماسی
لطیفی با اشاره به پیامدهای انسانی درگیریهای نظامی اظهار کرد: در بررسی سیاستهای جنگطلبانه، نباید انسانها و پیامدهای اجتماعی جنگ را از معادلات کنار گذاشت. جنگ صرفاً یک مسئله نظامی یا ژئوپلیتیکی نیست، بلکه مستقیماً با زندگی مردم، امنیت خانوادهها، زیرساختها و آینده جوامع ارتباط دارد.
وی افزود: تجربه بحرانهای مختلف نشان داده است که هرگونه مداخله خارجی میتواند پیامدهایی فراتر از هدف اولیه خود ایجاد کند و حتی زمینه بیثباتیهای گستردهتر را فراهم سازد.
این کارشناس ارشد مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: به همین دلیل، هرگونه تصمیم درباره استفاده از قدرت نظامی باید از منظر پیامدهای انسانی، منطقهای و بینالمللی آن نیز مورد ارزیابی قرار گیرد و نمیتوان هزینههای انسانی جنگ را صرفاً با ادبیات سیاسی یا نظامی توضیح داد.
ایران؛ محور مهم تقابل تهران و واشنگتن
لطیفی در ادامه با اشاره به مواضع ترامپ درباره ایران گفت: ایران در سالهای گذشته یکی از مهمترین محورهای اختلاف میان تهران و واشنگتن بوده و مواضع اخیر رئیسجمهور آمریکا نیز نشان میدهد که مسئله ایران همچنان در کانون سیاست خارجی ایالات متحده قرار دارد.
وی افزود: تهدید علیه ایران را نمیتوان صرفاً یک پیام سیاسی کوتاهمدت تلقی کرد؛ چراکه هرگونه افزایش تنش میان تهران و واشنگتن میتواند بر امنیت منطقه، مناسبات کشورهای همسایه، بازار انرژی و حتی روندهای دیپلماتیک تأثیر بگذارد.
لطیفی تصریح کرد: ایران کشوری با سابقه تاریخی و تمدنی طولانی است و دارای ظرفیتهای مهم انسانی، جغرافیایی، اقتصادی و منطقهای است؛ بنابراین هرگونه محاسبه درباره ایران باید با شناخت دقیق از واقعیتهای این کشور انجام شود.
وی ادامه داد: تصور اینکه میتوان مسائل پیچیده ایران را صرفاً با فشار نظامی یا تهدید حل کرد، نادیده گرفتن بخش مهمی از واقعیتهای سیاسی و اجتماعی منطقه است.
تأسیسات هستهای و حساسیتهای بینالمللی
این کارشناس ارشد مسائل سیاسی درباره تهدید علیه تأسیسات هستهای ایران نیز اظهار کرد: موضوع تأسیسات هستهای یکی از حساسترین بخشهای مناقشه میان ایران و غرب است و هرگونه اقدام نظامی علیه زیرساختهای هستهای میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه سیاسی و نظامی داشته باشد.
وی گفت: در چنین شرایطی، سازوکارهای حقوقی، نظارتی و دیپلماتیک اهمیت ویژهای پیدا میکنند و جامعه جهانی باید تلاش کند اختلافات هستهای از مسیر گفتوگو و سازوکارهای بینالمللی مدیریت شود.
لطیفی افزود: تخریب زیرساختهای حساس میتواند پیامدهای امنیتی، انسانی و زیستمحیطی ایجاد کند و به همین دلیل، تبدیل اختلافات هستهای به یک مناقشه نظامی، موضوعی نیست که بتوان آثار آن را صرفاً محدود به یک کشور دانست.
مذاکره در کنار فشار و تهدید
وی با اشاره به همزمانی مذاکره و تهدید در مواضع ترامپ اظهار کرد: یکی از نکات قابل توجه در رویکرد فعلی واشنگتن، قرار گرفتن مذاکره در کنار ابزارهای فشار و تهدید است.
لطیفی بیان کرد: از یک سو درباره توافق و مذاکره صحبت میشود و از سوی دیگر، گزینههای نظامی و اقتصادی به عنوان ابزار فشار حفظ میشوند. چنین رویکردی را میتوان مذاکره از موضع فشار دانست؛ به این معنا که طرف مقابل همزمان با دعوت به گفتوگو، با تهدید به افزایش هزینههای عدم توافق مواجه میشود.
وی ادامه داد: البته اینکه این روش در نهایت به توافق منجر شود یا موجب افزایش تنش شود، به رفتار طرفین، شرایط منطقه و تحولات سیاسی و میدانی بستگی دارد.
آینده نظم جهانی در سایه سیاست قدرت
لطیفی در جمعبندی سخنان خود گفت: آنچه از مواضع اخیر ترامپ میتوان دریافت، تأکید جدی بر قدرت ملی آمریکا، توان نظامی و استفاده از فشار برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی است.
وی افزود: جهان امروز با بحرانهای متعددی از جمله جنگ، ناامنی، بحران انرژی، مشکلات اقتصادی و بیثباتیهای منطقهای مواجه است و در چنین شرایطی، تقویت منطق نظامی در حل اختلافات میتواند دامنه بحرانها را افزایش دهد.
این کارشناس ارشد مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: امنیت پایدار صرفاً از مسیر تهدید و فشار حاصل نمیشود و دیپلماسی زمانی میتواند نقش مؤثر خود را ایفا کند که گفتوگو، احترام متقابل و سازوکارهای حقوقی در کنار تأمین منافع ملی کشورها مورد توجه قرار گیرد.
لطیفی تأکید کرد: ایران نیز در مواجهه با تحولات کنونی باید با دقت و واقعبینی تحولات منطقه و جهان را دنبال کند و ضمن حفظ منافع و امنیت ملی، از ظرفیتهای دیپلماتیک و منطقهای برای مدیریت بحرانها استفاده کند.
وی در پایان گفت: آنچه امروز اهمیت دارد، حتی الامکان جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به درگیریهای گستردهتر و تلاش برای استفاده از سازوکارهای دیپلماتیک در حل بحرانهاست؛ چراکه هزینه هرگونه جنگ و بیثباتی در نهایت فقط متوجه دولتها نیست و مردم و نسلهای آینده نیز آثار آن را تحمل خواهند کرد.
محمدعلی مفتاحی _ تیتر۱
انتهای خبر/



