فرهنگی
موضوعات داغ

ایران؛ شناسنامه جهان و جواهری بی‌همتا است

خبرنگار البرزی و فعال در حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی ایران را شناسنامه جهان خواند و گفت: مراقبت از ایران وظیفه همگانی است.

فریبا کلاهی، در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «تیتر۱»، بر اهمیت درک عمیق هویت ایران تأکید و اظهار کرد: وقتی از ایران سخن می‌گوییم، باید بدانیم در رابطه با چه کشوری صحبت می‌کنیم، ایران، قدیمی‌ترین کشور جهان است؛ اولین تمدنی که توانست انسجام، نظم و طبقات اجتماعی را تعریف کند، ایران مساحتی بسیار وسیع، آثار تاریخی بی‌شمار و تنوع زیستی غنی‌ای دارد؛ به دلیل قدمت تاریخی‌مان، بیشترین وقایع، از جمله جنگ‌ها، بر ما تحمیل شده است اما ایران استوار مانده است،بر اساس کتاب «تاریخ فرهنگ جنگ‌های ایران»، از زمان مادها تا امروز، یک هزار و ۸۰ جنگ با بیگانگان در این سرزمین رخ داده است.

خبرنگار البرزی و فعال در حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی  در ادامه افزود: کشوری با این وسعت و تاریخ پرفراز و نشیب، همچنان ۳۹ هزار اثر ثبت ملی و ۲۹ اثر ثبت جهانی دارد؛ ایران، جواهری بر روی زمین است و هر آن‌چه قیمتی باشد، وظیفه‌ ما است که بیشتر از آن محافظت کنیم؛ کوچکترین خدشه‌ای که به میراث فرهنگی و محیط زیست ایران وارد شود، در مقیاس کل سیاره زمین پیامدهایی خواهد داشت، چرا که ایران شناسنامه‌ تمدن‌های دنیا و نماد مبارزه در برابر بیگانگان است.

وی در ادامه افزود: گاهی انسان تصور می‌کند مرکز زمین است و تمام جهان متعلق به او است، درحالی‌که جنگ، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به انسان، محیط زیست و میراث فرهنگی وارد می‌کند،در نتایج جنگ، معمولاً میراث فرهنگی و محیط زیست نادیده گرفته می‌شوند؛ به عنوان مثال، تنها در مجموعه سعدآباد، ۱۵ کاخ و اثر تاریخی آسیب دیده‌اند.

کلاهی با اشاره به وسعت ایران در مقایسه با برخی کشورهای منطقه، بیان کرد: ایران هفدهمین کشور پهناور جهان است و رژیم صهیونیستی و کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند قطر، هر کدام به اندازه‌ یک استان ایران نیز وسعت ندارند، مراقبت از ایران، وظیفه و نیازمند مشارکت همه‌ی مردم ایران است. هر فردی وظیفه‌ای بر دوش دارد؛ مردمی که در شهرهایی با حیات وحش غنی زندگی می‌کنند، می‌توانند نگهبان این مواهب طبیعی باشند، اینکه بخواهیم فکر کنیم می‌توانیم بر روی دشمنی که با ما می‌جنگد تأثیری بگذاریم، بعید است، در هیچ جنگی به این مسائل زیاد فکر نمی‌شود؛ در جنگ افغانستان شاهد بودیم که چگونه فرهنگ افغان را از بین می‌بردند، مجسمه‌ها را با پتک و دینامیت نابود کردند.

این خبرنگار البرزی ادامه داد: مجسمه بودا، که بلندترین مجسمه جهان بود و بخشی از فرهنگ آن منطقه محسوب می‌شد، همه را نابود کردند، آیا آن‌ها متوجه بودند؟ آیا یونسکو توانست جلوی آن را بگیرد؟ تازه، این کارها را تعمدانه و جلوی دوربین‌ها انجام دادند؛ این تخریب‌ها در برخی جنگ‌ها ممکن است عمدی نباشد، زیرا سخت‌افزار جنگ مانند بمب و موشک، هزینه‌های سنگینی دارد و زدن آثار تاریخی، اگرچه موجب نابودی فرهنگ یک مملکت می‌شود و هزینه‌ی بسیار بالایی دارد، اما برای کسی که به آن اهمیت نمی‌دهد، ممکن است اولویت کمتری داشته باشد، شاید هم در برخی موارد، به عمد این اتفاق بیفتد. اما مهم‌تر از همه این است که من فکر نمی‌کنم با گفتمان و تذکر، این مسائل اصلاح شوند؛ متأسفانه در طول تاریخ دیده‌ایم که نه به میراث فرهنگی، نه به آداب و رسوم، نه به محیط زیست، نه به حیات وحش و از آن بدتر، نه به گیاهان در حال انقراض، احترام گذاشته نمی‌شود و حتی صحبتی هم از آن‌ها به میان نمی‌آید.

وی راهکار عملی را این‌گونه بیان کرد: کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که هر کدام از ما در داخل کشورمان، حداقل هنگام صحبت از ایران، یک دیده‌بان میراث و محیط زیست باشیم، اهالی محله‌هایی که در حاشیه فضاهای محیط زیستی خاص، مانند جنگل‌ها، یا در نزدیکی بناها و محوطه‌های تاریخی زندگی می‌کنند، می‌توانند دیده‌بان باشند؛ هم به مردم توضیح دهند و هم مراقب باشند تا در صورت مشاهده‌ی هرگونه آسیب، سریعاً به ارگان های مربوطه اطلاع دهند و برای احیا، پوشش، ترمیم و جلوگیری از تخریب بیشتر، همکاری کنند. وظیفه و رسالت رسانه‌ها و خبرنگاران نیز در این میان قطعاً مهم است،یادداشت‌های بسیاری در مورد موضوعات مختلف نوشته می‌شود، اما کسی نمی‌آید بگوید که بافت تاریخی فلان منطقه از بین رفت، تاریخ فلان ستون قدیمی هزار ساله شکست. اگر رسانه‌ها به تعداد زیاد در این باره بنویسند، می‌توان این روند را تغییر داد و دنیا بیدار و بازدارندگی ایجاد می شود.

کلاهی تصریح کرد: در شرایط کنونی جهان، شاهد حضور نهادهایی چون یونسکو هستیم که مدعی پایش میراث جهانی هستند، در آغاز درگیری‌ها، مختصات میراث فرهنگی و فهرستی از این آثار به طرفین جنگ ابلاغ می‌شود؛ همان‌طور که بیمارستان‌ها، مراکز خبری و خبرنگاران، از مصونیت برخوردارند، انتظار می‌رود که میراث جهانی نیز از گزند آسیب در امان بماند اما متأسفانه، در جنگ اخیر شاهد آسیب به آثار جهانی ایران بودیم. این واقعیت تلخ، این پرسش را پیش می‌آورد که آیا این مجامع مدافع، صرفاً نام هستند، یا صدایشان در هیاهوی جنگ شنیده نمی‌شود؟ شاید این مدافعان، با دلسوزی واقعی، دل در گرو حفظ میراث داشته باشند، اما ابزاری برای مواخذه یا پاسخگو ساختن متخاصمین در اختیار ندارند. آن‌ها قلم و کاغذی دارند و مشاهده‌ای از یک تاریخ و یک جهان که به سمت وقاحتی پیش می‌رود که در آن، نابودگران از تخریب هیچ چیز باکی ندارند؛ زمانی که کودکان و خبرنگاران قربانی می‌شوند، زمانی که زیرساخت‌هایی هدف قرار می‌گیرند که ممکن است تا ابد دیگر قابل ترمیم نباشند.

این فعال در حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی تصریح کرد: به باور من، میراث فرهنگی، تاریخ یک ملت، محیط زیست، گونه‌های گیاهی و جانوری خاص یک منطقه جغرافیایی، همگی زیرساخت محسوب می‌شوند،همان‌گونه که آموخته‌ها و دانش ما از گذشته، هویت و جایگاه امروزمان را تعیین می‌کند و مسیر آینده را پیش رویمان می‌گذارد، میراث تاریخی نیز سندی است که از عقبه‌ی ما سخن می‌گوید، از اینکه از کجا آمده‌ایم، چه کرده‌ایم و به کدام سمت می‌رویم. آیندگان نیز به این اسناد نیاز دارند. شاید بشود یک جنگل سوخته را دوباره احیا کرد، شاید بتوان شهرها را بازسازی نمود، حتی مدرن‌تر از قبل ساخت اما آیا می‌توان گونه‌ حیات وحش منقرض شده را بازگرداند؟ آیا می‌توان گونه‌ گیاهی منقرض شده را احیا کرد؟ آیا می‌توان صدباره مسجد شیخ لطف‌الله را ساخت؟ آیا می‌توان میدان نقش جهان را دوباره خلق کرد؟ یا آثاری چون پل خواجو را از نو بنا نمود؟

وی در پایان بیان کرد: آثار تاریخی، تنها مشتی خشت و گل، سنگ و سیمان یا چوب نیستند که برخی افراد بر تنشان زخم می‌زنند و نام خود را به یادگار می‌گذارند، این‌ها میکروارگانیسم‌های تاریخ هستند؛ میکروارگانیسم‌های حقایق، وقایع و رویدادهایی که متعلق به هیچ فرد یا گروه خاصی نیستند، بلکه امانت و میراثی متعلق به همگان و برای همگان هستند.

امیررضا خروطی _ تیتر یک

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا