
به گزارش شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، علی قربانی، مدرس دانشگاه طی یادداشتی نوشت: تحولات سالهای اخیر در غرب آسیا نشان میدهد که الگوی اعمال فشار بر بازیگران منطقهای، بهویژه جمهوری اسلامی ایران، دستخوش تغییر شده است. آنچه امروز بیش از گذشته در محافل امنیتی و راهبردی مورد توجه قرار گرفته، سناریویی با عنوان «بحران بزرگ اما محدود» است؛ الگویی که نه به دنبال آغاز یک جنگ فراگیر است و نه به حفظ وضعیت موجود رضایت میدهد، بلکه با بهرهگیری از مجموعهای از اقدامات هماهنگ، تلاش میکند رفتار راهبردی طرف مقابل را بدون ورود به یک درگیری تمامعیار تغییر دهد.
این رویکرد، پاسخی به بنبستهای راهبردی سالهای اخیر محسوب میشود. در چنین سناریویی، مهاجم با اجرای ضربات محدود اما پراثر، میکوشد هزینه ادامه مسیر پیشین را برای طرف مقابل افزایش داده و او را به عقبنشینی تاکتیکی در حوزهای مشخص وادار کند.
نخستین مؤلفه این الگو، حملات نقطهای سنگین به زیرساختهای حیاتی از جمله تأسیسات هستهای، مراکز فرماندهی، زیرساختهای انرژی یا شبکههای صنعتی حساس است. هدف از این حملات، ایجاد شوک راهبردی و تغییر محاسبات تصمیمگیران است.
در کنار آن، عملیات سایبری گسترده نقش مکمل را ایفا میکند. اختلال در شبکههای مالی، بانکی، ارتباطی و صنعتی، بدون نیاز به حضور در میدان نبرد، میتواند آثار اقتصادی، روانی و مدیریتی قابل توجهی بر جای بگذارد. ترکیب حملات سایبری با عملیات فیزیکی، دامنه اثرگذاری بحران را چند برابر کرده و طرف مقابل را به طور همزمان در چند جبهه درگیر میکند.
سومین ضلع این سناریو، فشار دیپلماتیک و رسانهای است. در این مرحله، با روایتسازی رسانهای، افزایش فشارهای سیاسی، فعالسازی متحدان و تلاش برای ایجاد اجماع بینالمللی، زمینه مشروعیتبخشی به اقدامات انجامشده فراهم میشود تا فشار روانی و سیاسی بر طرف مقابل افزایش یابد.
برای ایران، وقوع چنین بحرانی میتواند بازنگری در موضوعاتی همچون سرعت پیشبرد برنامه هستهای، نحوه حضور منطقهای، سطح تنش با آمریکا و متحدانش و همچنین مدل بازدارندگی و پاسخگویی را به همراه داشته باشد.
تجربه نیز نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با چنین شرایطی، معمولاً ترکیبی از اقدامات شامل پاسخ محدود برای حفظ بازدارندگی، عقبنشینی تاکتیکی در برخی حوزهها، تشدید فعالیت در حوزههای دیگر برای حفظ موازنه قدرت و در نهایت بازسازی راهبردی را در دستور کار قرار میدهد.
در مجموع، «بحران بزرگ اما محدود» را باید یکی از مهمترین الگوهای نوین مدیریت تنش در غرب آسیا دانست؛ الگویی که بدون ورود به جنگی فراگیر، میتواند بر رفتار راهبردی بازیگران منطقه اثرگذار باشد و معادلات امنیتی آینده را تحت تأثیر قرار دهد.



