مراسم تشییع؛ کنش جامعه برای تثبیت هویت ملی
حضور گسترده مردم در مراسم تشییع رهبر شهید را میتوان یکی از جلوههای برجسته کنش جمعی در شرایط حساس و پرچالش دانست؛ حضوری که فارغ از انگیزههای فردی، از منظر روانشناسی اجتماعی بیانگر تلاش جامعه برای بازتثبیت هویت مشترک، احیای سرمایه اجتماعی، تقویت احساس امنیت روانی و تأکید بر همبستگی ملی در مواجهه با فشارها و تهدیدهای بیرونی است ،حضوری که به برجستهسازی پیوندهای مشترک ملی، فرهنگی و اعتقادی انجامید.

به گزارش گروه اجتماعی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ حسن ندرلی روانشناس و تحلیلگر اجتماعی طی یادداشتی نوشت: در علم روانشناسی اجتماعی، برخی رویدادها صرفاً یک اجتماع انسانی نیستند، بلکه به رویدادهای هویتساز تبدیل میشوند؛ لحظاتی که یک جامعه در مواجهه با فشارهای بیرونی، نااطمینانیهای اقتصادی، تهدیدهای امنیتی یا نگرانی نسبت به آینده، تلاش میکند هویت جمعی خود را باز تعریف و باز تثبیت کند. مراسم تشییع گسترده رهبر انقلاب را نیز میتوان در همین چارچوب مورد تحلیل قرار داد.
آن چنان که میلیونها نفر با حضور خود، به یکدیگر و به خودشان این پیام را میدهند که ما هستی خود را از طریق این پیوند ناگسستنی، بازشناسی و بازتثبیت میکنیم.
در هفتهها و ماههای اخیر،جامعه ایران همزمان با جنگ تحمیلی نظامی فشارهای اقتصادی،فضای جنگ روانی و طرح مکرر ایده تغییر نظام سیاسی از سوی برخی بازیگران خارجی مواجه بوده است. در چنین شرایطی، حضور گسترده مردم در تشیع پیکر رهبر شهید صرفنظر از انگیزههای متنوع افراد، از منظر روانشناسی اجتماعی حامل یک پیام مهم است؛ اینکه در بزنگاههای تاریخی، بخش عظیمی از جامعه ترجیح میدهد اختلافات روزمره را کنار گذاشته و بر نقاط مشترک هویتی ،اعتقادی ،ملی و فرهنگی خود تکیه کند.
مطالعات مربوط به هویت اجتماعی نشان میدهد هرگاه یک جامعه احساس کند موجودیت، ارزشها یا امنیت آن در معرض تهدید قرار گرفته است، احتمال تقویت همبستگی درونگروهی افزایش مییابد. این واکنش، نه محصول هیجان زودگذر، بلکه یکی از شناختهشدهترین سازوکارهای روانشناختی برای حفظ انسجام اجتماعی است. از این منظر، حضور میلیونی مردم را هم نیز میتواند پیام آور بازنمایی سرمایه اجتماعی و تلاش برای بازسازی احساس امنیت روانی جمعی دانست.
از منظر روانشناسی هیجان، حضور میلیونی مردم در این مراسم، یک فرآیند تخلیه روانی منظم است. سوگواری جمعی در این سطح عظیم، از تبدیل شدن غم به ناامیدی جلوگیری میکند و آن را به انرژی کنشگری تبدیل مینماید. این همدلی میلیونی، به جای ایجاد درماندگی، باعث میشود که رنجهای فردی در دل یک سوگ با شکوه و هدفمند حل شده و در نهایت، منجر به بازگشت تعادل روانی و تقویت اراده جمعی برای ادامه مسیر شود.
در عین حال، پیام این حضور صرفاً متوجه فضای داخلی نیست. در روابط بینالملل نیز برداشت بازیگران خارجی از میزان انسجام یا شکاف اجتماعی، یکی از مؤلفههای مهم محاسبات راهبردی است. هرچه یک جامعه توان بیشتری در نمایش همبستگی مدنی و حضور جمعی داشته باشد، این پیام را منتقل میکند که سرمایه اجتماعی آن همچنان فعال است و تحلیل آن جامعه صرفاً بر اساس شاخصهای اقتصادی یا اختلافات سیاسی، تصویر کاملی ارائه نمیدهد.
نکته مهم دیگر آن است که هر فردی که در چنین مراسمی حضور ندارد، الزاماً مخالف آن نیست. محدودیتهای جسمی، کهولت سن، فاصله جغرافیایی، مسئولیتهای خانوادگی، مشکلات اقتصادی یا دشواری سفر، همگی میتوانند مانع حضور شوند. در علوم اجتماعی نیز مشارکت اجتماعی همواره فراتر از حضور فیزیکی تعریف میشود و نمیتوان نبودن در یک مراسم را به معنای نداشتن احساس تعلق یا همدلی تلقی کرد.
در نهایت، فارغ از برآورد دقیق تعداد شرکتکنندگان، اصل شکلگیری یک اجتماع بسیار بزرگ در شرایطی که جامعه با فشارهای چندوجهی روبهروست، از منظر روانشناسی اجتماعی بسیارقابل توجه است.چنین رویدادهایی، با مشارکت داوطلبانه و آرام همراه که می شوند، میتوانند به تقویت احساس تعلق، افزایش امید جمعی، بازسازی سرمایه اجتماعی و ارتقای تابآوری جامعه کمک کنند. از مهمترین پیام این حضور آن باشد که جامعه ایران، در بزنگاههای حساس تاریخی، همچنان از ظرفیت بالایی برای کنش جمعی و بازتعریف همبستگی اجتماعی برخوردار است؛ ظرفیتی که در ادبیات روانشناسی اجتماعی، یکی از مهمترین منابع قدرت نرم و تابآوری ملتها به شمار میرود.



