واکاوی ۷۲ ساعت فتنه در برابر ۴۰ روز نبرد
تاریخ معاصر ایران در سالی که گذشت، دو قاب متناقض را به چشم دید؛ یکی تابلوی سرخ و پرافتخار مقاومت در برابر تجاوز مستقیم بیگانگان در «جنگ رمضان» که از نهم اسفندماه آغاز شد، و دیگری زخم چرکین و تلخی که در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ بر پیکره میهن نشست.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ نگاهی به آمارهای رسمی، عمق فاجعهای را نشان میدهد که دشمن در دیماه ۱۴۰۴ طراحی کرده بود. در جریان تجاوز وحشیانه آمریکا و صهیونیسم به خاک ایران «جنگ رمضان»، ملت ایران با افتخار در برابر بمبارانها ایستاد و شهدایی را تقدیم کرد تا عزت ملی حفظ شود. اما تنها در ۳ روز (۱۸ تا ۲۰ دی ۱۴۰۴)، حجمی از خشونت در خیابانهای کشور آزاد شد که آمار جانباختگان و شهدای آن به رقم تکاندهندهای رسید.
در بعد اقتصادی نیز، در حالی که هزینههای جنگ با دشمن خارجی صرف دفاع از زیرساختها میشد، در فتنه دیماه، بیش از ۲۰ هزار میلیارد تومان خسارت به اموال عمومی وارد شد. آتشزدن صدها آمبولانس، ایستگاههای خدماتی و مساجد، نه یک اقدام اعتراضی، بلکه یک «خودزنی» بود که با طراحی اتاق فکرهای تلآویو و واشینگتن اجرا شد تا توان دفاعی ایران را از درون مستهلک کند. این گزارش به کالبدشکافی جریانی میپردازد که چگونه با ابزار «رسانه» و «سلاحهای بیولوژیک اعصاب»، به جای دفاع از مقدسات، کشتهسازی صورت گرفت و چرا جراحتِ تفرقه، از جراحتِ جنگ عمیقتر است.
درد مشترک؛ سفرههایی که کوچک شد، اما بهانه ویرانی نبود
همه ما بر یک کشتی سواریم. حقیقت این است که در سال ۱۴۰۴، فشار اقتصادی و معیشتی بر دوش تمام خانوادههای ایرانی سنگینی میکرد. کیست که نداند سوءمدیریت یا بیکفایتی برخی مسئولان، اوقات مردم را تلخ کرده بود؟ نقد به وضع موجود و مطالبه از کسانی که در انجام وظایف خود کوتاهی کردند، حق طبیعی و دلسوزانه هر شهروندی است که دلش برای این خاک میتپد؛ این یک درد مشترک بود که همه ما بر آن واقف بودیم. اما دشمنِ کمینکرده، سوار بر موج این «مطالبات بهحق» شد تا آن را به یک «آشوب خیابانی» تبدیل کند. وجدان انسانی و حتی شعار «دین من انسانیت است» هم حکم میکند که برای اصلاحِ خانه، نباید ستونهای آن را تبر زد. قمه کشیدن بر روی هموطن و ویرانی اموالی که با خونجگر همین ملت فراهم شده، راهی برای بهبود معیشت نیست، بلکه فرو رفتن در چاهی است که دشمن برای کل ایران کنده است.
تقابل ماهیتها؛ دفاع از حرم در برابر هجمه به برادر
تفاوت بزرگ این دو برهه، نه در اعداد، بلکه در «ماهیت» عمل است. در جنگ رمضان، دشمن مشخص بود؛ بمبهای آمریکایی سینه جوانان ما را میشکافت و آنها با ذکر «یا حسین» برای حفظ ناموس و خاک جان میدادند. اما در فتنه دیماه، دشمن با مکر و حیله، صفآرایی را تغییر داد. تحت تأثیر بمباران رسانهای و دروغهای سازمانیافته، فضای غبارآلودی ساخته شد که در آن، جوانی که باید انرژیاش صرف آبادانی وطن شود، در برابر هموطن و برادر خود ایستاد. حافظان امنیتی که با مهربانی و عطوفت در جایجای این کشور قرار گرفته بودند تا حامی مردم باشند، هدف حملات کسانی قرار گرفتند که فریب خورده بودند.
مسخشدگی؛ از سحر رسانه تا سقوط در دام روانگردانها
تحلیل ریشهای این فریب نشان میدهد که بسیاری از جوانان فریبخورده، آگاهانه دست به آشوب نزدهاند، بلکه تحت یک عملیات پیچیده «مسخ انسانیت» قرار گرفته بودند. این فرآیند دو بازوی اصلی داشت:
۱.امپراتوری دروغ و تروریسم رسانهای:
رسانههای موذی و بوقهای تبلیغاتی صهیونیسم، با پمپاژ بیوقفه کینه، چنان حصار ادراکی دور ذهن جوانان کشیدند که حقیقت مسخ شد. آنها خشونت عریان را «آزادیخواهی» نامیدند.
۲.شبیخون به اراده با سلاح شیمیایی:
گزارشهای تکاندهنده نشان داد که بسیاری از لیدرهای میدانی تحت تأثیر شدید مواد روانگردان، شیشه و مشروبات الکلی تقلبی بودند که توسط شبکههای نفوذ توزیع شده بود.
بزرگترین تلخی این ماجرا، نه در خسارات مادی، بلکه در از دست رفتن سرمایههای انسانی است. ما حتی برای آن فرزندی که فریب خورد و تحت تأثیر القائات اهریمنی، در مقابل برادران خود ایستاد، عمیقاً ناراحتیم. ما از مرگ هیچ جوان هموطنی هرگز خوشحال نشدیم. قلب هر ایرانیِ باغیرتی بهدرد میآید وقتی میبیند جگرگوشههای این خاک که باید در کنار هم مقابل بیگانه میایستادند، در جریان سناریوی کثیف «کشتهسازی» منافقین داخلی و اهریمنان خارجی، جان خود را از دست دادند. ما برای سرنوشت تلخ این عزیزان که دشمنِ پرفریب باعث بدعاقبتیشان شد، متأسفیم؛ چرا که آنها فرزندان همین آب و خاک بودند که در دام تفرقه ذبح شدند.
ایران، پناهگاهی که نباید لرزید
امروز، فارغ از هر نگاه سیاسی، «ایران» تنها پناهگاه ماست. تضعیف امنیت ملی و ایجاد آشوب، تنها لبخند را بر لبان کسانی مینشاند که آرزوی تجزیه این خاک را دارند. بیایید اجازه ندهیم کینه جایگزین گفتگو شود. صلح و اقتدار ایران، تنها با «برادری» پایدار میماند.
اگرچه دشمن تمام توان خود را به کار بست تا با ایجاد گسلهای داخلی و تحمیل جنگی نابرابر، ایران عزیز اسلامی را به زانو درآورد، اما اراده الهی و هوشمندی این ملت، مسیر تاریخ را به گونهای دیگر رقم زد. امروز ایران عزیز ما، با عبور از غبارهای فتنه و ایستادگی در برابر تجاوز خارجی، نهتنها متوقف نشده، بلکه با تکیه بر توان داخلی و وحدت کلمه، روز به روز در عرصههای علمی، دفاعی و استراتژیک به پیشرفتهای خیرهکنندهای دست یافته است. ما به لطف پروردگار، حافظ میراث خونهای پاکی هستیم که برای حفظ این سرزمین ریخته شد. ایران عزیز اسلامی، استوارتر از همیشه، در مسیر قلههای شکوه گام برمیدارد و این اقتدار روزافزون، پاسخی قاطع به تمام رویاهای پریشان اهریمنانی است که تفرقه ما را آرزو میکردند.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



