اجتماعییادداشت

جوان ایرانی نماد امید و تاب‌آوری

فشارهای اقتصادی و نااطمینانی‌های معیشتی واقعیت‌های انکارناپذیری هستند، اما ظرفیت‌های روان‌شناختی مانند امید و تاب‌آوری می‌توانند به جوان ایرانی کمک کنند تا در شرایط دشوار نیز امکان ساختن آینده را از دست ندهد.

به گزارش شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، حسن ندرلی، تحلیلگر حوزه روانشناسی اجتماعی در یادداشتی با اشاره به شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز و تأثیر آن بر نگرش برخی جوانان نسبت به آینده نوشت: فشارهای اقتصادی، نوسانات معیشتی، اخبار نگران‌کننده و تجربه مداوم نااطمینانی، واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت؛ اما در کنار این واقعیت‌ها، ظرفیت‌های روان‌شناختی همچون امید، تاب‌آوری، خودکارآمدی، هدفمندی و حمایت اجتماعی می‌توانند به فرد کمک کنند تا در شرایط دشوار نیز امکان ساختن آینده را از دست ندهد.

نمی‌توان از جوانی که با دغدغه‌های اقتصادی، آینده شغلی، هزینه‌های زندگی و حجم زیادی از اخبار نگران‌کننده مواجه است، انتظار داشت که همواره با خوش‌بینی مطلق به آینده نگاه کند. نگرانی در چنین شرایطی لزوماً نشانه ضعف روانی نیست؛ بخشی از آن می‌تواند واکنشی طبیعی به شرایط واقعی زندگی باشد. آنچه اهمیت دارد، این است که این نگرانی به احساس ناتوانی و کناره‌گیری کامل از زندگی تبدیل نشود.

روان‌شناسی در این زمینه نگاه قابل تأملی دارد. در نظریه امید اسنایدر، امید صرفاً انتظار برای رخ دادن اتفاقی خوب نیست، بلکه ترکیبی از داشتن هدف، توانایی پیدا کردن مسیرهای مختلف برای رسیدن به آن و احساس توانمندی برای حرکت در این مسیر است. بنابراین حتی زمانی که شرایط بیرونی قابل پیش‌بینی نیست، می‌توان با تعیین اهداف واقع‌بینانه و تمرکز بر حوزه‌هایی که امکان اثرگذاری بیشتری بر آن‌ها وجود دارد، بخشی از امید را حفظ کرد.

این نگاه به معنای نادیده گرفتن مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیست. برعکس، یکی از اصول واقع‌بینانه در سلامت روان این است که میان آنچه در اختیار فرد است و آنچه خارج از کنترل اوست، تمایز قائل شود. همه چیز در اختیار ما نیست، اما همه چیز نیز خارج از اختیار ما نیست. همین بخش قابل کنترل می‌تواند نقطه آغاز حرکت باشد.

نظریه خودکارآمدی «بندورا» نیز نشان می‌دهد که باور انسان به توانایی خود برای انجام یک کار، نقش مهمی در انگیزه و استمرار رفتار دارد. تجربه موفقیت‌های کوچک، یادگیری مهارت‌های جدید، حل مسائل روزمره و حتی حفظ یک رابطه سالم می‌تواند به تدریج احساس توانمندی فرد را تقویت کند. به همین دلیل، نباید موفقیت را تنها در دستیابی به اهداف بزرگ و بلندمدت تعریف کرد؛ گاهی استمرار در مسیر و برداشتن قدم بعدی، خود یک دستاورد مهم روان‌شناختی است.

از سوی دیگر، نظریه خودتعیین‌گری دسی و رایان بر سه نیاز بنیادین انسان یعنی احساس خودمختاری، شایستگی و ارتباط با دیگران تأکید دارد. در شرایطی که فرد با محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی مواجه است، ایجاد فرصت‌هایی برای انتخاب، یادگیری، مشارکت اجتماعی و تجربه ارتباط معنادار می‌تواند به حفظ انگیزه و سلامت روان کمک کند.

در این میان، خانواده نیز نقش مهمی دارد. خانواده‌ای که صرفاً نگرانی‌های خود را به نوجوان و جوان منتقل می‌کند، ممکن است ناخواسته احساس ناامنی را تشدید کند؛ اما خانواده‌ای که ضمن پذیرش دشواری‌ها، امکان گفت‌وگو، تصمیم‌گیری، حمایت عاطفی و تجربه استقلال را فراهم می‌کند، می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع تاب‌آوری باشد.

با این حال، نباید مسئولیت حفظ سلامت روان را صرفاً متوجه خود فرد یا خانواده دانست. میان شرایط اقتصادی و سلامت روان رابطه‌ای جدی و دوسویه وجود دارد و سیاست‌گذاری اقتصادی در نهایت می‌تواند پیامدهای روان‌شناختی و اجتماعی نیز داشته باشد. بنابراین ضروری است مسئولان و سیاست‌گذاران، در کنار شاخص‌های اقتصادی، نسبت به پیامدهای روانی نااطمینانی اقتصادی، فشار معیشت و بی‌ثباتی نیز حساسیت و آگاهی بیشتری داشته باشند.

سلامت روان جامعه موضوعی جدا از اقتصاد، اشتغال، مسکن، آموزش و امنیت اجتماعی نیست. وقتی فرد برای آینده شغلی، مسکن، ازدواج یا تأمین نیازهای اولیه خود با نااطمینانی طولانی‌مدت مواجه باشد، طبیعی است که این شرایط بر احساس امنیت، انگیزه و تصمیم‌گیری او اثر بگذارد. بنابراین توجه به سلامت روان باید بخشی از نگاه کلان به سیاست‌گذاری اجتماعی و اقتصادی باشد، نه موضوعی جدا و صرفاً مربوط به حوزه درمان.

در عین حال، نباید از ظرفیت‌های فردی و اجتماعی برای عبور از دوره‌های دشوار غافل شد. تاب‌آوری به معنای تحمل بی‌پایان فشار نیست؛ بلکه توانایی سازگاری، بازسازی و پیدا کردن راه‌های تازه برای ادامه مسیر است. انسان تاب‌آور کسی نیست که هیچ‌گاه نگران یا خسته نمی‌شود؛ بلکه کسی است که با وجود نگرانی و دشواری، امکان بازگشت، اصلاح مسیر و تلاش دوباره را حفظ می‌کند.

شاید لازم باشد درباره آینده جوان ایرانی به جای استفاده از تعابیری مانند «نسل بی‌آینده»، با نگاهی دقیق‌تر سخن بگوییم. جوان امروز ممکن است با آینده‌ای مواجه باشد که نسبت به گذشته پیش‌بینی‌پذیری کمتری دارد، اما این به معنای ناتوانی او در ساختن آینده نیست. اتفاقاً یکی از مهم‌ترین وظایف خانواده، جامعه و سیاست‌گذاران این است که شرایطی فراهم کنند که جوان بتواند آینده را نه به عنوان یک تهدید دائمی، بلکه به عنوان مجموعه‌ای از امکان‌ها و انتخاب‌ها ببیند.

در نهایت، امید واقعی نه انکار دشواری‌هاست و نه خوش‌بینی ساده‌انگارانه. امید یعنی دیدن واقعیت، پذیرفتن محدودیت‌ها و در عین حال باور به اینکه هنوز می‌توان کاری انجام داد. شاید نتوانیم همه متغیرهای زندگی را تغییر دهیم، اما می‌توانیم بر بخشی از آن‌ها اثر بگذاریم، مسیر خود را اصلاح کنیم و برای قدم بعدی تصمیم بگیریم.

پرسش راهبردی این است: چگونه می‌توانیم از «مدیریت بحران» به سمت «طراحی فرصت» حرکت کنیم؟

اگر نگاه ما به جوان ایرانی تنها در قالب «حمایت‌های درمانی» یا «تسکین‌های موقت» باشد، او را در جایگاه یک «بیمار» یا «قربانی شرایط» قرار داده‌ایم. اما اگر بتوانیم ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را به گونه‌ای بازتعریف کنیم که «امکان انتخاب»، «یادگیری» و «ارتباط» در اولویت باشد، آنگاه جوان ایرانی از یک بازیگر صرفاً واکنشی به شرایط، به طراح آینده خود تبدیل خواهد شد. آینده اگرچه همیشه قابل پیش‌بینی نیست، اما تا زمانی که امکان انتخاب، یادگیری، ارتباط و تلاش وجود دارد، همچنان قابل ساختن است.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا