سیاسی
موضوعات داغ

از «قلمِ کرجی» تا «خونِ کلهر»؛ البرز در خط مقدم نبرد تمدنی

در گیرودار نبرد تمام‌عیار و جنگ تحمیلیِ آمریکایی - صهیونیستی علیه اراده و معیشت ملت ایران، بازخوانی شناسنامه‌ تاریخیِ دیار «البرز» یک حقیقتِ سترگ را فاش می‌کند: ما وارثان تمدنی هستیم که قرن‌ها پیش از آنکه یاغی‌گری به نام «آمریکا» بر نقشه‌ی جهان متولد شود، راه و رسم زندگی، مهندسی و جهاد را به دنیا آموخته است.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ امروز اگر در برابر فشارهای خُردکننده‌ تحریم و تهدید، قامت راست کرده‌ایم، نه یک واکنش احساسی و مقطعی، بلکه در حال تکمیلِ پازلِ اقتداری هستیم که هزار سال پیش، نوابغِ همین خاک خشتِ اولش را با عقلانیت بنا کردند. البرز، «ایرانِ کوچکی» است که امروز بارِ سنگینِ یک تقابلِ تمدنی را بر دوش می‌کشد تا ثابت کند آیندگان از ایستادگیِ امروز ما، به‌عنوان زرین‌ترین برگِ تاریخ یاد خواهند کرد.

ریشه‌های تمدنی؛ وقتی دانش «البرزی» راه را به دنیا نشان داد

سیر تاریخی مقاومت و عزت ما از دلِ معادلات پیچیده‌ ریاضی و زمین‌شناسی در سده‌های چهارم و پنجم هجری آغاز شد. در آن روزگار که غرب در تاریکیِ جهل دست و پا می‌زد، دانشمندی یگانه و برخاسته از بطنِ همین منطقه به نام «ابوبکر کرجی» با نگارش اثر جاویدان «استخراج آب‌های پنهانی»، نه‌تنها ایران، بلکه جهان را در بُهت فرو برد.

نکته‌ طلایی و درس‌آموزِ تاریخ برای امروزِ ما اینجاست: ابوبکر کرجی از برادران اهل سنت ما بود، اما در عصرِ حاکمیتِ مقتدر و بصیرِ «آل‌بویه» که حکومتی شیعی بود، چنان مورد تکریم و حمایت قرار گرفت که توانست تمدن ایرانی را به اوج شکوفایی برساند. این حقیقتِ تاریخی سندی است بر این مدعا که هزار سال پیش، «وحدت شیعه و سنی» در این دیار، نه یک شعار سیاسی، بلکه یک راهبرد تمدن‌ساز بوده است. کرجی ثابت کرد که وقتی هدف، «اعتلای خاک ایران» باشد، تفاوت‌های مذهبی نه تنها مانع نیستند، بلکه به برکتِ عقلانیتِ حاکمیت، به بال‌های پرواز تبدیل می‌شوند. دشمنیِ امروزِ استکبار با ما، ریشه در همین ترسِ عمیقِ تاریخی دارد؛ آن‌ها از تکرارِ اتحادِ میانِ نوابغی می‌ترسند که هویت مستقل ایرانی را با سلاحِ «علم و وحدت» به رخ جهان می‌کشیدند.

چرا در گذشته شکست خوردیم؟ (عبرتِ احمدآباد و درسِ تلخِ مصدق)

تاریخ همواره روایتگر پیروزی‌ها نیست؛ گاهی باید تلخیِ شکست‌ها را چشید تا مسیرِ پیروزیِ آینده هموار شود. گواه این مدعا، در همین نزدیکی ما، در قلعه‌ «احمدآبادِ البرز» نهفته است؛ جایی که مزار دکتر محمد مصدق قرار دارد. مصدق، مردی بود که صمیمانه استقلال ایران را می‌خواست و با تکیه بر غیرت و اعتمادِ مردم، گام‌های بزرگی برای قطع دستِ استعمارِ انگلیس از سفره‌ی نفت ایران برداشت. اما چرا آن نهضتِ عظیم در نهایت به انزوا و شکستِ مصدق در احمدآباد منتهی شد؟
پاسخ تلخ اما روشن است: در آن برهه‌ی حساس، ایران از داشتنِ نعمتی عظیم به نام «رهبریِ الهی و بصیر» محروم بود.

مصدق علیرغم تمام تلاش‌هایش، به جای توکلِ مطلق بر قدرتِ لایزال الهی و تکیه بر صفوفِ فشرده‌ی توده‌های متدین، در لحظات حساس به وعده‌های پوچ و فریبنده‌ی آمریکا اعتماد کرد. او تصور می‌کرد می‌تواند برای دفعِ شرِّ انگلیس، به آغوشِ آمریکا پناه ببرد؛ اما همین سادگی و فقدانِ «پشتوانه‌ ولایی»، راه را برای کودتای سیاه ۲۸ مرداد باز کرد. مزار مصدق در خاک البرز، برای ما یک هشدارِ همیشگی است؛ این خاک به ما یادآوری می‌کند که هر جا میان ملت اختلاف افتاد و هر جا که «رهبری» فاقدِ پیوند با مکتب و بصیرتِ الهی بود، استکبار (چه در ردای انگلیس و چه در نقاب آمریکا) توانست حق ملت را غصب کند.

البرز؛ تجلی‌گاه وحدتِ زیر پرچم ولایت

تفاوتِ بنیادینِ مقاومتِ امروز ما با دورانِ مظلومیتِ میرزاکوچک‌خان در جنگل‌های شمال یا شکستِ نهضت ملی، در «تکاملِ ایدئولوژیک» ملت ایران است. امروز ما پیروانِ مکتبی هستیم که تمامیِ مرزهای نژادی و مذهبی را در نوردیده و همه را زیر چترِ «ولایت فقیه» متحد کرده است. البرز با تنوع بی‌نظیرِ اقوامش، از کرد و لر و ترک تا بلوچ و عرب و گیلک، تجلی‌گاه این «ایرانِ کوچک» است که در برابرِ طوفان‌ها زانو نمی‌زند.

ما آموخته‌ایم که رمز پیروزیِ قطعی، تنها در «اتحاد حول محور ولایت» نهفته است. برخلاف گذشته که حکومت‌ها یا سرسپرده بودند و یا در برابر بیگانه مرعوب، امروز نظام جمهوری اسلامی در خط مقدمِ احقاق حق مردم ایستاده است. ما امروز نه با تکیه بر قدرت‌های پوشالی شرق و غرب، بلکه با اتکا به نصرت الهی و توانِ بومیِ خود پیش می‌رویم. باید با صراحت گفت: هر صدایی که امروز بوی تفرقه، نژادپرستی و یا اختلافِ مذهبی بدهد، بی‌شک از حنجره‌ی دشمنی خارج می‌شود که از همین «وحدتِ زیر پرچم ولایت» سیلی‌های پیاپی خورده است.

 از حماسه‌ «سردار کلهر» تا اقتدارِ علمیِ امروز

وارثان حقیقی قلمِ ابوبکر کرجی، فرزندانِ برومند و شهیدِ این خاک در عصر حاضرند. شهید یدالله کلهر، آن علمدارِ رشید و اسطوره‌ی لشکر ۱۰ سیدالشهدا که افتخارِ بومیِ این منطقه است، با خون خود ثابت کرد که وقتی تمدن و ناموسِ ما تهدید شود، عقلانیتِ کرجی به غیرتِ کلهر پیوند می‌خورد تا ماشینِ جنگیِ استکبار را متوقف کند.

امروز اگر دشمن به ترور دانشمندان هسته‌ای و نخبگان ما روی آورده است (که بسیاری از آنان پرورش‌یافته و ساکنِ همین استان البرز بوده‌اند)، به این دلیل است که غرب نمی‌تواند «بازگشت به خویشتنِ» ایرانی را بپذیرد. آن‌ها نمی‌توانند تحمل کنند ملتی که روزگاری در قلبِ فلسطین اشغالی (در دوران هخامنشی) قلعه و پایگاه نظامی داشته، امروز دوباره مدعیِ جایگاه تمدنی خود در جهان باشد. ما همان ملتی هستیم که راه و رسم زندگی و علم را به دنیا یاد دادیم؛ هرگز برای ما قابل قبول نیست که توسط دولتی با سابقه ناچیز و ۳۰۰ ساله مانند آمریکا، تهدید یا تحریم شویم. ایرانیِ امروز در حال مطالبه‌ی حقِ غصب‌شده‌ی تاریخیِ خود است و جایگاهِ واقعی ما، «آقایی و مرجعیت بر جهان» است، نه نشستن در موضعِ ضعف.

فرجامِ سخن؛ به سوی صبحِ پیروزی

جمهوری اسلامی ایران، امروز با عقلانیتی صیقل‌خورده و تجربه‌ای برآمده از قرن‌ها مبارزه، در حال به ثمر نشاندنِ خونِ تمامِ مظلومانِ تاریخ است؛ از خونِ غریبانه‌ی میرزاکوچک‌خان تا بغضِ فروخورده‌ی مصدق در احمدآباد. اگر در گذشته شکست خوردیم، به دلیل نبودِ پشتوانه‌ی ولایی و تفرقه بود، اما امروز با «مقاومتِ همراه با مراقبت»، در یک‌قدمی فتحِ قله‌های پیروزی هستیم.

مردم عزیز و قهرمان! تاب‌آوری و صبرِ استراتژیکِ امروز شما، سنگِ بنایِ «ایرانِ قوی» در فرداست. شک نکنید که آیندگان از این دوران به نیکی یاد خواهند کرد و ما را ستایش می‌کنند که اجازه ندادیم اشتباهات گذشته تکرار شود. ما ثابت کردیم که ایرانی، با هر آیین و از هر قوم، وقتی پشتِ سرِ رهبرِ بصیرِ خود بایستد، هیچ قدرتِ مادی در جهان یارای مقابله با اراده‌ی فولادین او را نخواهد داشت. صبحِ پیروزی نزدیک است و البرز، همچنان استوار، پاسدارِ این میراثِ تمدنی خواهد ماند.

مهدیه ایمانی _ تیتر یک

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا