سیاسیگزارش
موضوعات داغ

انقلاب ۱۴۰۵؛ وقتی مردم خودشان فرمانده شدند

۸۵ روز است که میادین شهرها شاهد حضور بی‌وقفه مردم است؛ مردمی که آموخته‌اند مقاومت تنها راه پیروزی است و حالا با درس‌هایی از جنگ و تحریم، پای آرمان‌هایشان ایستاده‌اند تا فرمان بعدی را از رهبر جدید دریافت کنند. این، صحنه‌ای است که تحلیلگران از آن به تولد دوباره یک ملت سخن می‌گویند.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ ۸۵ روز پس از شهادت تاریخی رهبر شهید  انقلاب اسلامی، مردم ایران همچنان با روحیه‌ای استوار در صحنه حضور دارند. ملت ایران خود را مأمور پاسداری از آرمان‌های انقلاب می‌دانند و در خیابان‌ها و میادین کشور حاضر شده‌اند. این حضور بی‌وقفه، صحنه‌ای تاریخی را خلق کرده است.

این شعار نیست

این تنها یک شعار نیست؛ یک سوگند تاریخی است که نسل‌پُشت‌نسل در ایران ادا شده است. مردان و زنان این سرزمین، بارها در آتشِ سخت‌ترین آزمایش‌ها گداخته شده‌اند و هر بار، الماسِ اراده‌شان درخشان‌تر از پیش گردیده است. آنها آموخته‌اند که وطن، یک جغرافیا نیست؛ یک «جان» است. و وقتی جان در خطر باشد، تمام هستی فدا می‌شود تا آن نفس مقدس پایدار بماند.

دانش مقاومت: درس‌هایی از آتش و آهن

برای فهم این ایستادگی ۸۵ روزه، باید به حافظه تاریخی این ملت رجوع کرد. نگین درخشان این حافظه، هشت سال جنگ تحمیلی است که با همه رنج‌ها، یک حقیقت را در ژن‌های جمعی این ملت حک کرد: «مقاومت پیروز است.»

رزمنده‌ در خط مقدم می‌گوید: «در جنگ یاد گرفتیم که اگر یک وجب زمین را عقب‌نشینی کنیم، دشمن ده وجب پیش می‌آید. امروز هم همین است. اگر یک روز از خیابان‌ها خالی شویم، دشمن اجازه نخواهد داد دوباره جمع شویم.»

وصیت‌نامه خونین یک ملت

اگر به تاریخ هشت‌ساله دفاع مقدس بنگرید، این جمله را بر پیکر هزاران شهید نوشته‌شده خواهید دید: «تا آخرین قطره خون». این کلمات، یک شعار تبلیغاتی نبود. یک پیمان عملی بود. از مادری که سه فرزندش را به جبهه فرستاد، تا نوجوانی که با نارنجک به زیر تانک دشمن رفت، و تا پزشکی که در بمباران بیمارستانش را ترک نکرد. اینها داستان‌های افسانه نیستند؛ تاریخ زنده یک ملت هستند. امروز نیز، همان خون در رگ‌های نسل جدید جاری است. آنها وارثان همان پیمانند.

زبانِ آهنینِ عمل، در برابر دنیای زنگ‌زده تهدید

دشمنان، گاه با زبان تحریم، گاه با جنگ روانی و گاه با تهدید نظامی، خواسته‌اند اراده این ملت را خرد کنند. اما پاسخ ایران همیشه یک چیز بوده است: «ثابت‌کردن در میدان عمل».

این ثابت‌کردن، ممکن است در گمنامیِ یک دانشمند هسته‌ای باشد که سال‌ها در آزمایشگاه می‌ماند، یا در جسارت‌ یک فرمانده مدافع حرم که در برابر تروریست‌ها می‌ایستد، یا حتی در صبرِ یک شهروند عادی که زیر فشار اقتصادی، پرچم کشورش را بر پشت بام خانه نصب می‌کند. این‌ها همه فصل‌های مختلف یک پیام واحد به دشمن است: «تو نمی‌توانی ما را بشکنی.»

وحدت و ایستادگی: سلاح استراتژیک ایران

دشمن همیشه در رویای ایجاد تفرقه بوده است: قومیت‌علیه‌قومیت، مذهب‌علیه‌مذهب، نسل‌علیه‌نسل. اما استراتژی مردم ایران، همیشه خلق همبستگی‌های فراتر از این خطوطِ ساختگی بوده است. آنها ثابت کرده‌اند وقتی خطر مشترک فرامی‌رسد، کرد و لر و فارس و ترک، همه «ایرانی» می‌شوند.

وقتی ناموس کشور به بازی گرفته می‌شود، شیعه و سنی، همه «مسلمان» می‌شوند. این وحدت، یک نمایش نیست؛ یک قلعه نفوذناپذیر است که دشمن را ناامید کرده است.

ماندن تا فرمان

سئوال اصلی بسیاری این است: «این حضور تا کی ادامه خواهد داشت؟» پاسخ مردم یکسان است: «تا وقتی که رهبر معظم انقلاب فرمان ترک خیابان را بدهد.»

این نشان‌دهنده نظم و انضباط حیرت‌برانگیزی است. مردم خود را بخشی از یک «عملیات بزرگ ملی» می‌دانند و می‌گویند تا زمانی که فرمانده این عملیات، فرمان جدیدی صادر نکند، در محل مأموریت خود خواهند ماند.

منطق حضور: «حتی اگر هزینه‌اش تنها ایستادن باشد»

شاید بتوان فلسفه این حضور را در جمله نمادین شهید احمد متوسلیان، خلاصه کرد که می‌گفت: «برای آنچه که اعتقاد دارید ایستادگی کنید حتی اگر هزینه‌اش تنها ایستادن باشد.» این جمله امروز بر ذهن و دل بسیاری از مردم در میدان‌ها نقش بسته است.

مردم می‌گویند: اینجا ایستاده‌ایم چون به انقلاب اعتقاد داریم. هزینه‌اش را هم می‌دهیم: گرما، سرما، دوری از خانواده، خطر ترور. هستیم بر آن عهدی که بستیم.

چرا مردم ایران می‌ایستند؟ پاسخ در «خاک» است

برای یک ایرانی، خاک تنها خاک نیست. آرامگاه شهداست، یادگار نیاکان است. عطر تاریخ و تمدن است. دست‌رنج هزاران سال هنر و مقاومت است. تعرض به خاک، یعنی تعرض به این هویت چندلایه. و ایرانی نشان داده است که در دفاع از هویتش، حسابگر و قاطع است. او شوخی را کنار می‌گذارد و پای متجاوز را نه با حرف، که با عمل قطع می‌کند. این را در این هشتاد و چند شب حضور مقتدرانه مردمی در خیابان‌ها دیده‌ایم.

فرهنگِ «تا آخرین قطره»: سوختِ پایان‌ناپذیرِ یک انقلاب

ارزیابیِ اشتباهِ دشمن همواره در تصورِ وجودِ «مرز» برای اراده‌ی ملت ایران بوده است.

آن‌ها می‌پندارند که ایران در حال عبور از آخرین خاکریزها یا آخرین رمق‌های خویش است، غافل از آنکه برای ملتی با فرهنگِ «تا آخرین قطره خون»، «پایانی» تعریف نشده است. پیوند ناگسستنی این ملت با آرمان‌ها، ایمان و تاریخشان، به آن‌ها ظرفیتی تمام‌نشدنی بخشیده که محاسباتِ تهدید وار دشمن را به چالش می‌کشد.

تولد دوباره یک ملت

۸۵ روز از شهادت رهبر انقلاب گذشته است. در این مدت، مردم ایران نه تنها ضعف نشان نداده‌اند، که قدرت اجتماعی خود را به رخ جهانیان کشیده‌اند. آنها ثابت کرده‌اند که انقلاب، یک رهبر و چند مدیر نیست؛ «میلیونها رهبر و مدیر» است که در لحظه حساس قد علم می‌کنند.

به نظر می‌رسد این ۸۵ روز، نه پایان یک دوره، که آغاز دوره‌ای جدید در تاریخ انقلاب اسلامی ایران است؛ دوره‌ای که در آن ارزیابیِ اشتباهِ دشمن همواره در تصورِ وجودِ «مرز» برای اراده‌ی ملت ایران بوده است.

پیام امروز ایران به جهان، روشن‌تر از همیشه است:

اگر کسی بخواهد عزت ایران عزیزمان را لگدمال کند، با او به زبانی که می‌فهمد سخن خواهیم گفت: زبان قدرت، وحدت و قاطعیت. خاک ما، خون ما، وطن ما، با اینها شوخی نداریم. این خط قرمز ماست و تاریخ نشان داده است هرکه این خط را رد کند، با ملتی روبه‌رو شده است که تا نفسِ آخر خواهد ایستاد.

نرگس صادقی _ تیتر۱

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا