تاریخ، آینه عبرت ملتها
تاریخ را اگر درست نخوانیم، دوباره قربانی میشویم. تاریخ معاصر ایران، بهویژه دوران پهلوی، فقط مجموعهای از نامها و تاریخها نیست؛ روایتِ تحقیرِ یک ملت، لگدمالشدنِ حق طبیعی مردم، و فروختنِ استقلال کشور است.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ انقلاب اسلامی ۱۳۵، واکنشی احساسی یا اتفاقی نبود؛ نتیجه سالها سرکوب، وابستگی، بیعدالتی و نادیدهگرفتن کرامت انسان ایرانی بود. مرور این مسیر، نه از سر کینه، بلکه برای فهمیدنِ این است که چرا ایستادیم و چرا هنوز باید بایستیم.
ساواک؛ امنیت برای حکومت، وحشت برای مردم
یکی از تاریکترین ستونهای حکومت پهلوی، سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) بود؛ نهادی که در سال ۱۳۳۸ با کمک مستقیم آمریکا و اسرائیل تأسیس شد. ساواک قرار نبود امنیت مردم را تأمین کند؛ مأموریتش خفهکردن هر صدای منتقد بود.
زندانهایی مثل قصر، اوین و قزلقلعه به شکنجهگاه تبدیل شدند. شلاق، شوک الکتریکی، آویزانکردن از سقف، سوزاندن بدن با سیگار، تحقیر جنسی و حتی تجاوز، بخشی از روشهای بازجویی بود. دانشجو، شاعر، روحانی، نویسنده و کارگر، فقط به جرم فکرکردن یا حرفزدن، زندان رفتند. افرادی مانند آیتالله طالقانی، علی شریعتی و صدها مبارز گمنام، طعم این خشونت سازمانیافته را چشیدند. این فضا، جامعه را از مشارکت واقعی محروم کرد و به مردم فهماند که در این نظام، حق با زور تعریف میشود.
لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی؛ آغاز حذف هویت
جرقه اعتراضات بزرگ، از سال ۱۳۴۱ زده شد؛ زمانی که دولت اسدالله علم، با حمایت شاه، لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را تصویب کرد. لایحهای که در ظاهر اداری بود، اما در باطن، پایههای هویت دینی و مردمی کشور را هدف گرفته بود.
اگر این لایحه اجرا میشد: شرط مسلمانبودن مسئولان محلی حذف میشد؛ یعنی در کشوری مسلمان، افرادی بدون تعهد دینی میتوانستند بر جان و مال مردم مسلط شوند.
سوگند به قرآن حذف و با عبارت مبهم «کتاب آسمانی» جایگزین میشد؛ یعنی اسلام عملاً از ساختار حقوقی کشور کنار گذاشته میشد.حکومت نشان میداد که میتواند بدون نظر مردم، قوانین بنیادین را تغییر دهد. این فقط یک قانون نبود؛ تمرینِ رسمیِ حذف مردم و دین از حاکمیت بود.
۱۵ خرداد ۱۳۴۲؛ وقتی خون، پاسخ فریاد شد
امام خمینی (ره) این خطر را زودتر از خیلیها فهمید. متوجه شد اگر امروز سکوت شود، فردا کشور کامل فروخته میشود. هشدار داد، افشا کرد و گفت که عزت ملت ایران را دارند حراج میکنند. بعد از آن، انقلاب سفید شاه، بدون رأی واقعی مردم اجرا شد و نهایتاً کاپیتولاسیون آمد.
سحرگاه پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، امام خمینی بازداشت شد. خبر مثل باد در قم، تهران و ورامین پیچید. مردم، بیسلاح و با دست خالی به خیابان آمدند؛ فقط برای اعتراض، فقط برای پرسیدن «چرا؟». پاسخ حکومت، گلوله بود. تانکها وارد خیابان شدند. سربازان به مردم شلیک کردند. پیکرها روی آسفالت افتاد. مادرانی که فرزندشان را صدا میزدند و جوابی نمیآمد. پدرانی که جنازه جوانشان را بغل کردند.
در ورامین، مردم پیاده به سمت تهران راه افتادند و با رگبار بسته شدند. صدها نفر کشته شدند. بسیاری شبانه دفن شدند تا آمار بالا نرود. ۱۵ خرداد، روزی بود که ملت فهمید این حکومت، از مردمش میترسد و برای ماندن، از کشتن هم ابایی ندارد.
کاپیتولاسیون؛ تحقیر رسمی انسان ایرانی
در سال ۱۳۴۳، قانون کاپیتولاسیون تصویب شد؛ یعنی اگر یک مستشار آمریکایی در ایران مرتکب هر جنایتی میشد، دادگاههای ایران حق رسیدگی نداشتند. بدتر از آن، مستشاران خارجی چیزی به نام «حق توحش» میگرفتند؛ پولی جدا فقط برای تحمل زندگی در میان ایرانیها.
یعنی ایرانی، از نگاه حکومت و اربابانش، انسان برابر نبود. این نهایت تحقیر یک ملت بود. توسعه برای بیگانه، فقر برای مردم
ریل قطار کشیده شد، اما برای انتقال منابع به بنادر مورد استفاده انگلیس. نفت استخراج شد، اما سودش به جیب دیگران رفت. توسعه، نه برای مردم، بلکه برای تثبیت وابستگی بود. در حالی که روستاها آب و درمان نداشتند، دربار غرق تجمل بود.
کولاک، مرگ و جشن
در یکی از کولاکهای مرگبار دهه ۴۰، روستایی کامل زیر برف مدفون شد و دهها نفر جان باختند، چون امدادرسانی نشد. همزمان، دربار سرگرم جشنهای ۲۵۰۰ ساله بود. این تضاد، چهرهی واقعی حکومت را نشان داد.
فساد اخلاقی در رأس قدرت
اسناد تاریخی از فسادهای اخلاقی و جنسی گسترده در بخشی از خاندان پهلوی پرده برمیدارند؛ مهمانیهای شبانه، سوءاستفاده از قدرت و بیاخلاقی، در حالی که جامعه در فقر و سرکوب میسوخت. این فساد، فردی نبود؛ سیستمی بود.
انقلاب اسلامی؛ بازگشت عزت
انقلاب اسلامی، انفجار یک خشم کور نبود؛ قیام ملتی تحقیرشده بود برای استقلال، آزادی و کرامت انسانی. مردم دوباره نقش پیدا کردند و صاحب رأی شدند.
دستاوردها؛
درمان ناباروری و پزشکی
ایران به قطب درمان ناباروری منطقه تبدیل شد. IVF، درمانهای نوین، پیوند اعضا، جراحیهای پیچیده و تولید داروهای پیشرفته، جان هزاران انسان را نجات داد.
نجوم و فضا
طراحی و پرتاب ماهواره، پژوهشهای فضایی و نجومی، نشان داد ذهن ایرانی محدود نیست.
علوم نوین
ایران در نانو، سلولهای بنیادی، زیستفناوری، هوش مصنوعی و علوم شناختی جزو کشورهای پیشرو است.
انرژی هستهای؛ ایستادن بعد از تحقیر
راکتور تحقیقاتی تهران در ۱۳۴۶ با سوخت آمریکایی ساخته شد. سالها بعد، حدود ۱۳۸۸، سوختش رو به پایان رفت. ایران فقط برای درمان بیماران سرطانی درخواست سوخت کرد. آمریکا گفت: «نمیدهیم.» تحریم کرد. تحقیر کرد. ایران دید اگر منتظر بماند، بیمارانش میمیرند. پس دانشمندانش خودشان ساختند. امروز ایران تولیدکننده رادیودارو و دارنده چرخه کامل فناوری هستهای است. نه برای سلاح؛ برای عزت.
تفکیک نظام از خطاکاران
درست است امروز هم افرادی اشرافی زندگی میکنند، اما آنها نماینده جمهوری اسلامی نیستند. تفکرشان طاغوتی است؛ بعضاً نفوذی و دنبالهرو سلطنتطلبها. نظام اسلامی ذاتاً با اشرافیگری مخالف است و مسیر عدالت زنده است.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



