تقابل «شجاعتِ در میدان» و «بدطینتیِ در خفا»؛ سنجهای برای تشخیص حق از باطل
در جهانی که رسانهها با غبارِ تزویر، مرز میان خادم و خائن را جابهجا میکنند، «سبک زندگی» و «کارنامه عمل» تنها سنجههای حقیقتاند.

به گزارش اختصاصی خیرنگار گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱» در عالم، قانونی ازلی و تخلفناپذیر حاکم است که پیر و جوان به آن معتقدند: «از کوزه همان برون تراود که در اوست». برای درک حقیقتِ یک جریان، نباید به هیاهوی رسانههای اجارهای نگریست؛ بلکه باید به «سبک زندگی»، «طهارتِ خانوادگی» و «عملکرد میدانی» رهبران و پیروان آن خیره شد. امروز ما با دو جبهه روبهرو هستیم: جبههای که ریشه در فطرت، سادگی و شجاعت دارد و جبههای که با کینه، فساد اخلاقی و بزدلی گره خورده است.
هندسه سادهزیستی؛ طهارت در اوج قدرت
قرآن کریم در سنجهای جاودانه میفرماید: *«تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فسَادًا…» (قصص، ۸۳). در دورانی که رهبران جهان در مسابقهی تفاخر، کاخهای باشکوه و انباشت ثروتهای نجومی هستند، سادهزیستیِ خیرهکنندهی امام خامنهای، بزرگترین برهان بر حقانیت این مسیر است. مردی که مقتدرترین چهره منطقه است، اما زیست شخصیاش بر روی یک «زیلوی ساده» و به دور از کمترین تشریفات دنیوی میگذرد.
صداقت و حقانیت ایشان تنها در کلام نیست، بلکه در «خانواده صالح و بیادعایی» متجلی است که هرگز از رانت قدرت بهره نبردهاند؛ فرزندانی که نه در مناصب سیاسی دیده میشوند و نه در پروژههای عظیم اقتصادی غرق شدهاند. این «پاکدستی» در دنیای مادیگرای امروز، معجزهای است که نشان میدهد پیشوای این نهضت، پیش از هر چیز، امیرِ بر نفس خویش است. این همان ایمانِ نابی است که وجهه حقیقی اسلام و ایران را میسازد؛ برخلاف کسانی که با تظاهر، تیشه به ریشه دین میزنند.
شکوهِ شجاعت؛ آنان که در معرکه ماندند
دشمنان دلسیاه همواره دروغ میبافتند؛ میگفتند یحیی سنوار گریخته، هنیه در رفاه است و مقامات ایران پنهان شدهاند. اما تاریخ با خون، تمام این بافتنیها را پنبه کرد. تصویرِ دستِ خونیِ سنوار در میان آوارها که تا آخرین نفس با یک چوبدستی مقابل پهپاد ایستاد، شهادت فرزندان و نوههای هنیه در خط مقدم، ایثارِ بیمرزِ سید حسن نصرالله در قلب ضاحیه و دستانِ قلم شدهی حاج قاسم، نشان داد که این رهبران برای سرزمین و اعتقادشان «میجنگند» و از خون خود و عزیزانشان میگذرند. شهید آوینی چه زیبا سرود: «در این عالم، جز برای مردان حق، راهی به سوی حق نیست… پندار ما این است که ما ماندهایم و شهدا رفتهاند، اما حقیقت آن است که زمان، ما را با خود برده است و شهدا ماندهاند.»
انحطاطِ دشمن؛ سقوط در منجلابِ اپستین و شرارت
در سوی دیگر، جریانی قرار دارد که هویت خود را در تخریب، فساد و وحشتافکنی تعریف کرده است. اسلام به ما میآموزد که عمل هر کس، تراوش درونیات اوست. چگونه میتوان از کسی چون ترامپِ جانی انتظارِ «نجات» داشت، در حالی که لایههای پنهانِ زیست او با لکهی سیاه «جزیرهی اپستین» و سواستفادهی سیستماتیک از کودکان گره خورده است؟ یا نتانیاهویِ کودککشی که لودگیاش در ریختن خون بیگناهان است؟
این رذالت اخلاقی، در ریشهی تمامی دشمنان ایران (سلطنتطلبان و نفوذیها) نیز عیان است. خبر دستگیری ۵۴ نفر از اراذل و اوباش سلطنتطلب که با انبار سلاحهای گرم، سرد، مهمات جنگی و نارنجک، قصد برهم زدن امنیت مردم را داشتند، نشان میدهد که اینان نه فعال سیاسی، بلکه جانیانی سنگدل و بزدل هستند که در پسِ شعارهای فریبنده، حقیقتی جز کینه، بیرحمی و سنگدلی ندارند. طبق آیه ۱۰ سوره فاطر: *«…وَالَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَکْرُ أُولَئِکَ هُوَ یَبُورُ»*؛ و آنان که نقشههای بد میکشند، عذابی سخت دارند و مکرشان نابود میشود.
سخن پایانی با وجدانهای بیدار
مخاطب هوشمند و قشر بیدار جامعه، برای انتخاب جبهه خود نیازی به تحلیلهای پیچیده ندارد؛ کافی است به تفاوت «سفرهها»، «خانوادهها» و «قتلگاهها» نگاه کند. میان «سادگیِ آن زیلو» و «خباثتِ پروندههای اپستین»، میان «شجاعتِ آن چوبدستی در غزه» و «بزدلیِ جانیانِ مسلح در خیابان»، مرزی به باریکیِ حق و باطل است.
حقیقت، نه در لابهلای اخبار رسانههای مزدور، بلکه در «چشمانِ نافذِ سلیمانی» و «صدقِ گفتارِ خامنهای» نهفته است. انتخابی که امروز پیش روی ماست، انتخاب میان «عزتِ انسانی» و «ذلتِ حیوانی» است. قطعاً در این معرکه، فردا از آنِ کسانی است که بر عهد خویش با خدا و خلق، صادق ماندند.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



