سقوط انسانیت در چنگال ترامپ و سلطهگران جهانی
آنچه امروز شاهدیم، نه یک تصادف، بلکه خروجیِ حتمیِ سیستمی است که در آن، کرامت انسان و حقوق کودک، قربانیِ اشتهای سیریناپذیرِ طاغوتهای مدرن و باندهای ثروت و قدرت شده است.

به گزارش اختصاصی گروه سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ اصول پرطمطراق اسناد بینالمللی و مأموریتهای پوشالی نهادهایی چون سازمان ملل و یونیسف، دهههاست که به ابزاری برای تخدیر افکار عمومی تبدیل شده است. اما حقیقتِ ماجرا در جای دیگری رقم میخورد؛ در راهروهای تاریک قدرت، جایی که افرادی چون دونالد ترامپ و دارودسته سلطهگران جهانی، قواعد بازی را تعیین میکنند. وقتی نقضِ حقوق بنیادین کودکان به یک «الگوی سیستماتیک» تبدیل میشود، دیگر نمیتوان سازمانهای بینالمللی را نهادهایی مستقل دانست؛ آنها عملاً به حیاطخلوت و مهرههای بیارادهی استکبار تبدیل شدهاند که وظیفهشان تنها توجیه جنایاتِ صاحبان قدرت با ادبیات دیپلماتیک است.
کودک؛ قربانیِ ساختارِ اهریمنیِ ترامپیسم
کودکی که در حریمِ امنِ خود مورد تعرض قرار میگیرد و صدایش در هیاهوی مصلحتسنجیهای سیاسی خفه میشود، قربانی یک اشتباه فردی نیست. او قربانیِ ساختاری است که ترامپ و همفکرانش نماد آن هستند؛ ساختاری که در آن «انسان» کالاست و «کودک» ابزاری برای معامله یا حقالسکوت. در منطقِ این سلطهگران، مصلحتِ سیاسی و حفظِ بقای باندهای کثیفِ قدرت، بر حق حیات و کرامت انسانی ارجحیت مطلق دارد. پروندههایی که لرزه بر اندام وجدانهای بیدار میاندازد، تنها نوکِ کوه یخی از فسادِ سازمانیافتهای است که ریشه در تفکرات اهریمنیِ حاکمانِ دنیای مادی دارد.
دوگانگیِ کثیف؛ معیارِ جان بر اساس جغرافیا
آنچه وقاحتِ این جریان را به اوج میرساند، دوگانگیِ مهوع در واکنشهاست. ترامپ و همپیمانانش در حالی ژستِ مدافع آزادی به خود میگیرند که در پروندههای هولناکی که نامِ متحدان یا خودشان در میان است، سنگینترین سکوتها را اختیار میکنند. این معیارهای دوگانه ثابت میکند که از نظر سلطهگران، ارزش جان یک کودک، تابعی از ملاحظات سیاسی و نزدیکی به کانونهای ثروت است. آنها با وقاحتِ تمام، پیامِ مرگباری را به جهان مخابره کردهاند: «اگر قدرتمند باشی، قانون در برابر جنایت تو زانو میزند.»
افکار عمومی حق دارد بپرسد: وقتی ساختارهای نظارتی بینالمللی در برابر چشمانِ تیزبینِ سلطهگرانی چون ترامپ، ارادهای برای اقدام قاطع ندارند، فلسفه وجودیشان چیست؟ حقیقت تلخ این است که این نهادها، نه برای پیشگیری از ظلم، بلکه برای مدیریتِ خشمِ مظلومان طراحی شدهاند. تعلل در برخورد با باندهای بینالمللیِ فساد، نه یک بیدقتی، بلکه یک «همدستیِ استراتژیک» است. سکوت در برابر گرگهایی که در لباسِ دیپلمات به شکارِ معصومیت میروند، لکهی ننگی است که هرگز از پیشانیِ مدعیانِ تمدن غرب پاک نخواهد شد.
ابراز همدردی بینالمللی
امروز دیگر زمانِ ابراز همدردیهای بیثمر گذشته است. امروز زمانِ هجمه به ساختارهایی است که با نامِ «مصلحت»، جادهصافکنِ فجایع انسانی شدهاند. کودکی که آیندهاش در قمارِ قدرتِ ترامپ و دارودستهاش تباه میشود، سندی زنده و گویا علیه تمدنی است که خدا را از محاسبات خود حذف کرده و به بندگیِ شیطان درآمده است.
تاریخ، نامِ ترامپ و تمامِ کسانی که با سکوت یا حمایت خود، این شبکه اهریمنی را سرپا نگاه داشتند، در سیاهترین صفحاتِ خود ثبت خواهد کرد. خونِ دلِ معصومانی که در قربانگاهِ مصلحتسنجیهای قدرتمداران ریخته شد، سرانجام گریبانِ این طاغوتها را خواهد گرفت؛ چرا که سنت الهی بر این است که ظلم، پایدار نخواهد ماند و فرجامِ ستیز با حقیقت، چیزی جز سقوط و رسوایی ابدی نیست.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



