سنگاندازی مافیای رانت پیش پای مدیریت بومی ورزش البرز
سناریوی ساقط کردن آخرین سنگر مدیریت بومی در ورزش البرز به دلیل قطع رانتها، جهش ۷۰۰ درصدی درآمدهای ورزشی و تداوم سنگاندازیها، پای پروندههای پشتپرده را به پیشخوان رسانهها باز خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار گروه ورزشی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ تقویمها ورق خورد و دوباره بیستوششم مهرماه، روز تربیت بدنی و ورزش از راه رسید؛ روزی که قاعدتاً باید ویترین دستاوردها و جشن توسعه زیرساختهای استانی با پتانسیل البرز باشد، اما در این استان، سایه سنگین یک ابهام بزرگ اداری بیش از هر چیز دیگری خودنمایی میکند: ادارهکلی عریض و طویل که نزدیک به دو سال یعنی ۲۲ ماه ممتد، با حکم «سرپرستی» اداره میشود! ساختاری فرسایشی که برای عدهای در پشت صحنه، بستر مناسبی برای ماهیگیری از آب گلآلود و پهن کردن تور شایعات فراهم کرده است.
اما اینبار، سکوت طولانیمدت دستگاه ورزش استان شکست. حمیدرضا رضایی، سرپرستی که ۲۲ ماه بیسر و صدا پای کار ایستاده است، در جمع اصحاب رسانه روبهروی لنز دوربینها نشست و بیتعارف از لایههای پنهان این گره کور پرده برداشت؛ سخنانی از جنس مقاومت در برابر سهمخواهیها و ایستادگی در برابر جریانی که او از آنها به نام «مافیای قدرت و فشار» یاد میکند.
مشت محکم بر میز شایعات؛ کار را چسبیدیم، نه میز و حکم را!
نشست با یک ابهام همیشگی کلید خورد؛ چرا ۲۲ ماه سرپرستی؟ پاسخی که رضایی داد نه از جنس توجیهات کلیشهای اداری، بلکه یک پاتک به شایعهسازان بود. او ابتدا قدردان اعتمادی شد که در سطح کلان شکل گرفته است: نگاه وزارت ورزش و جوانان اداره دستگاهها به شیوه سرپرستی نیست، اما شخص وزیر، معاونان وزارتخانه و همچنین استاندار البرز در این ۲۲ ماه پای کار ماندند و با حمایتهایشان اجازه دادند مسیر خدمت در ورزش البرز ادامه پیدا کند.
اما اوج این گفتگو جایی بود که سرپرست دستگاه ورزش البرز خط بطلانی بر ذهنیت “مدیر موقت” کشید و تأکید کرد: من سرپرستی نیامدم که بعد از من مدیر دیگری سکان را دست بگیرد؛ من مدیرکل این مجموعه شدم. ما از روز اول حکم را رها کردیم و دو دستی به کار چسبیدیم. حالا خروجی چیست؟ ۲۲ ماه است سرم را بالا گرفتهام و با سلامت و صلابت مسئولیتم را جلو میبرم.
سرپرستی؛ دامی برای ایجاد تزلزل و شایعهپراکنی
گزارشها حاکی از آن است که واژه «سرپرست» در نظام اداری همواره دستمایهای برای کارشکنی جریانهای رقیب است؛ واقعیتی که رضایی نیز دست روی آن گذاشت: واژه سرپرست سرسوزنی در اراده، صلابت و تصمیمگیریهای من تأثیر منفی ندارد؛ اما متأسفانه در ذهن دیگران اثر میگذارد. برخی هر لحظه در کمین نشستهاند و این شایعه را پمپاژ میکنند که اگر او حکم نگیرد، نفر بعدی فلانی است! اما من محکم ایستادهام؛ حتی اگر کسانی باشند که در استان به جای گرفتن دستمان، پای ما را بکشند تا مانع صدور ابلاغ شوند.
راز خشم مخالفان فاش شد؛ جهش ۷۰۰ درصدی درآمدها و قطع شاهرگ رانت
اما پرسش کلیدی اینجاست؛ چرا عدهای به هر دری میزنند تا سکان ورزش البرز تثبیت نشود؟ رضایی پاسخ این معما را با کدهای آماری تکاندهنده داد؛ جایی که پای شفافیت مالی و جمع شدن بساط قراردادهای تاریک به میان میآید.
سکاندار ورزش البرز با صراحت اعلام کرد: تصورشان این بود که با رفتن ما جلوی خیلی از اتفاقات گرفته میشود. طی بازه مدیریتی، ما نزدیک به ۷۰۰ درصد افزایش درآمد در ورزش استان البرز ایجاد کردیم. قراردادهای مبهم و مخدوش گذشته را تبدیل به قراردادهای کاملاً شفاف کردیم. معلوم است که خیلیها رغبت ندارند این مسیر ادامه یابد، چون منافع عدهای به خطر افتاده و رانتهایشان نابود شده است.
ذبح مدیریت بومی؛ سناریویی برای تسخیر ورزش البرز
بخش حساس دیگری از این گزارش به مسأله مناقشهبرانگیز «مدیران بومی یا پروازی» در البرز برمیگردد. البرز سالهاست تاوان مدیران غیربومی را پس داده که تا جغرافیای استان را بشناسند، دوران مدیریتشان به سر میرسد.
رضایی با هشداری صریح نسبت به حذف چهرههای بومی تصریح کرد: مدیر بومی همه افراد، آسیبها، لایهها و نقاط تاریک و روشن استان را مثل کف دستش میشناسد؛ اما اگر مدیری غیربومی وارد البرز شود، تا بیاید فلان آقا و فلان جریان را بشناسد، یک سال گذشته و سرش کلاه گذاشتهاند! اگر امروز بنده به عنوان مدیر بومی بمانم و تثبیت شوم، راه برای ورود و اعتماد به سایر مدیران شایسته بومی در البرز هموار میشود؛ اما اگر بنده آخری باشم و پشتم را خالی کنند، باید فاتحه حضور مدیران بومی در ورزش این استان را برای همیشه خواند.
خط و نشان آخر برای مافیا؛ پای صبوریام بایستید، اسناد را رو میکنم!
پایانبندی این نشست، یک هشدار تمامعیار و مستقیم به اتاقهای فکر پشتپرده بود. رضایی در حالی که بر مدار مدارا سخن میگفت، تیغ افشاگری را هم نشان داد: «مافیای قدرت و فشار در البرز بداند که اگر بخواهد سد راه شود، تا حدی صبوری میکنم. ۲۲ ماه فشارها را برای حفظ ساختار سازمان تحمل کردم، اما من هم عنصری از جنس شفافیت هستم. اگر این فشارها و سنگاندازیها تمام نشود، تعارف را کنار میگذارم و ناچارم برای روشن شدن افکار عمومی دست به افشاگری علنی بزنم و اسناد را منتشر کنم؛ هرچند این اتفاق وجهه خوبی برای استان ندارد، اما حق ورزش البرز پایمالشدنی نیست.»
حالا توپ در زمین تصمیمگیران است؛ آیا سوت پایان این بلاتکلیفی ۲۲ ماهه به نفع شفافیت و حمایت از مدیریت بومی زده خواهد شد، یا لابیهای مافیای رانت، ورزش البرز را به سمت روزهای پرالتهاب و افشاگریها پیش خواهد برد؟ چشم جامعه ورزش و رسانههای البرز، به تصمیمات روزهای آینده دوخته شده است.
گلاویژ اصحابی _ تیتر۱
انتهای خبر/



