استان البرزفرهنگی

طالقان؛ جایی که خاطرات در فرش ریشه می‌دوانند

یک کارشناس صنایع‌دستی گفت: فرش‌های دست‌باف تنها از تار و پود ساخته نشده‌اند؛ آن‌ها همچون صندوقچه‌هایی رنگین، خاطره‌ها، ذوق و شیوه زندگی مردمانی را در خود نگه داشته‌اند که با سرانگشتانشان به نقش‌ها جان می‌بخشیدند.

ضحی سادات‌رسول در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، به بررسی ریشه‌های تاریخی هنرهای سنتی و ظرفیت‌های کمترشناخته‌شده صنایع‌دستی طالقان پرداخت و اظهار کرد: صنایع‌دستی بخشی از حافظه فرهنگی هر منطقه است؛ میراثی که در کنار زیبایی و کارکرد، همچون آینه‌ای، شیوه زندگی، خلاقیت و تجربه نسل‌های گذشته را بازتاب می‌دهد. در طالقان نیز بازشناسی پیشینه هنرهای سنتی، پرده از بخش‌هایی از فرهنگ بومی برمی‌دارد که کمتر درباره آن‌ها سخن گفته شده است.

این کارشناس صنایع‌دستی ادامه داد: ریشه‌های تاریخی هنرهای سنتی و ظرفیت‌های کمترشناخته‌شده این حوزه در طالقان بررسی شد؛ موضوعی که فراتر از معرفی محصولات و شیوه ساخت آن‌ها، ردپای زندگی و خلاقیت نسل‌های گذشته را دنبال می‌کند.

وی درباره پیشینه فرش ذهنی‌بافت در طالقان گفت: این شیوه را نمی‌توان صرفاً یک روش بافت دانست؛ ذهنی‌بافی بخشی از حافظه بصری و تجربه زیسته بافنده است. بافنده طرح را از طبیعت، خانه، باغ، کوه و نقش‌هایی که در محیط اطراف خود دیده، به یاد می‌آورد و هنگام بافت، آن را به‌تدریج روی دار شکل می‌دهد.

سادات‌رسول با اشاره به شواهد موجود درباره این هنر افزود: برای بررسی پیشینه فرش ذهنی‌بافت در طالقان باید به نمونه‌های قدیمی باقی‌مانده در خانه‌ها، روایت زنان سالخورده و استادکاران، شیوه انتقال مهارت و همچنین ویژگی‌های تکرارشونده در نقش‌مایه‌ها توجه کرد. هر نمونه قدیمی، حتی اگر تاریخ و نام بافنده آن ثبت نشده باشد، می‌تواند همچون حلقه‌ای از زنجیره تاریخی این هنر، بخشی از گذشته را نشان دهد.

این کارشناس صنایع دستی با اشاره به اینکه یکی از محورهای این بررسی فرش ذهنی‌بافت است بیان کرد: شیوه‌ای از بافت که در آن، بافنده بدون وابستگی کامل به نقشه‌ای از پیش تعیین‌شده، نقش‌ها را در جریان کار شکل می‌دهد. در این روش، اندازه فرش، ترکیب رنگ‌ها و جزئیات نقش ممکن است در طول بافت تغییر کند و نتیجه نهایی، بیش از آنکه بازتولید یک الگوی ثابت باشد، بازتاب حافظه و خلاقیت بافنده است؛ گویی هر گره، تکه‌ای از خاطره او را در تار و پود می‌نشاند.

سادات‌رسول در توضیح تفاوت این شیوه با بافت نقشه‌محور گفت: در فرش نقشه‌دار، بافنده معمولاً از الگوی مشخصی پیروی می‌کند؛ اما در فرش ذهنی‌بافت، تصمیم‌گیری در لحظه اهمیت بیشتری دارد. بافنده ممکن است یک نقش اصلی را در ذهن داشته باشد، ولی رنگ، اندازه یا حتی ادامه آن را بر اساس تجربه و فضای خالی فرش تغییر دهد.

به گفته او، انتقال این مهارت در طالقان بیشتر از مسیر خانواده و آموزش غیررسمی انجام می‌شده است. سادات رسول در این‌باره توضیح داد: دختران و کودکان در کنار مادر یا مادربزرگ می‌نشستند، ابتدا گره‌زدن و آماده‌سازی نخ را یاد می‌گرفتند و بعد به‌تدریج در انتخاب رنگ و ساختن نقش مشارکت می‌کردند. بسیاری از نکته‌ها در هیچ کتابی نوشته نشده بود و فقط با دیدن دست بافنده و تکرار آموخته می‌شد.

این کارشناس صنایع‌دستی در ادامه افزود: نقش‌های یک دست‌بافته سرنخ‌هایی از جهان ذهنی هنرمند و محیط زندگی او به دست می‌دهند. طبیعت پیرامون، تجربه‌های روزمره و سنت‌های هنری در شکل‌گیری طرح‌ها نقش دارند؛ از همین رو، بررسی نقش‌مایه‌های آثار قدیمی به شناخت دقیق‌تر شیوه زندگی و ذوق هنری مردم گذشته کمک می‌کند. در نمونه‌های منسوب به بافت‌های سنتی طالقان، توجه به رنگ‌های برگرفته از طبیعت، نقش‌های هندسی ساده، ترکیب‌های آزاد و گاه نشانه‌هایی از گیاهان و عناصر محیطی، می‌تواند مسیر پژوهش را روشن‌تر کند؛ با این حال، برای نسبت‌دادن قطعی هر نقش به طالقان، مقایسه نمونه‌ها، بررسی محل نگهداری آن‌ها و گفتگو با صاحبان و بافندگان ضروری است.

سادات رسول تأکید کرد: نباید هر فرش قدیمی را فقط به دلیل شباهت رنگ یا نقش، طالقانی معرفی کرد. شواهد باید کنار هم قرار بگیرند؛ از محل بافت و نام بافنده گرفته تا نوع گره، شیوه چله‌کشی، مواد اولیه، ترکیب رنگ و روایت خانواده‌ای که فرش را نگهداری کرده است.

او در ادامه، درباره اهمیت روایت‌های شفاهی گفت: گاهی یک مادربزرگ بهتر از هر سندی می‌تواند توضیح دهد که این فرش را چه کسی بافته، برای چه خانه‌ای بوده و چرا یک نقش خاص در آن تکرار شده است. اگر این گفتگوها ثبت نشود، با از میان رفتن نسل‌های قدیمی، بخش مهمی از تاریخ فرش ذهنی‌بافت طالقان نیز از دست می‌رود.

این کارشناس در بخش دیگری از گفتگو، بر اهمیت ثبت نمونه‌های قدیمی، گردآوری روایت‌های استادکاران و مستندسازی روش‌های سنتی ساخت تأکید کرد و گفت: برای شناخت دقیق‌تر این هنر، باید از فرش‌ها عکس و اندازه‌برداری شود، مواد و شیوه بافت آن‌ها بررسی شود و اطلاعات بافنده، محل تولید و تاریخ تقریبی هر نمونه ثبت شود. بدون چنین مستندسازی‌ای، صحبت از پیشینه فرش ذهنی‌بافت بیشتر به حدس و روایت پراکنده محدود می‌ماند.

سادات‌رسول در پایان تصریح کرد: بازشناسی هنرهای سنتی طالقان فرصتی برای عبور از معرفی‌های معمول و پرداختن به ریشه‌های فرهنگی و تاریخی صنایع‌دستی است؛ مسیری که با پژوهش مستند، ثبت تجربه‌های هنرمندان و شناخت دقیق‌تر آثار باقی‌مانده، به حفظ میراث هنری این منطقه کمک می‌کند. به گفته سادات رسول، «فرش ذهنی‌بافت زمانی زنده می‌ماند که هم خود بافت ادامه پیدا کند و هم داستان بافنده، شیوه کار و معنای نقش‌ها در کنار آن ثبت شود.

هانیه ربیعی _ تیتر۱

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا