
به گزارش شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ علی قربانی، مدرس دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی طی یادداشتی نوشت: در روزهای اخیر، همزمانی چند تحول سیاسی و دیپلماتیک، توجهها را به احتمال شکلگیری مسیرهایی تازه برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا جلب کرده است؛ از رایزنیهای پاکستان و سفر وزیر امور خارجه قطر به تهران گرفته تا فعال شدن برخی کانالهای امنیتی میان آمریکا و روسیه.
پرسش مهم این است که آیا این تحولات صرفاً رویدادهایی مستقل از یکدیگر هستند یا میتوان آنها را نشانههایی از تلاش برای گشودن راهی در بنبست موجود میان تهران و واشنگتن دانست؟
در این میان، سفر عاصم منیر به ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب انتقال یک پیام تهدیدآمیز تحلیل کرد. به نظر میرسد پاکستان در تلاش است نقشی مشابه آنچه در مسیر تفاهم اسلامآباد بر عهده داشت ایفا کند؛ یعنی انتقال پیامها، ایجاد ارتباط و نزدیک کردن دیدگاههای دو طرف به یکدیگر.
ورود قطر به این معادله نیز اهمیت موضوع را بیشتر میکند. دوحه از یک سو روابط نزدیکی با واشنگتن دارد و از سوی دیگر، کانالهای ارتباطی مؤثری با تهران در اختیار دارد. به این ترتیب، در کنار عمان و پاکستان، ظرفیتهایی منطقهای برای میانجیگری و کاهش تنش شکل گرفته است.
در مرکز این تحولات، مسئله تنگه هرمز قرار دارد؛ نقطهای که امنیت، انرژی و سیاست بینالملل در آن به یکدیگر پیوند خوردهاند. تداوم بحران و فشار اقتصادی برای ایران تبعاتی همچون محدود شدن صادرات، کاهش درآمدهای ارزی و افزایش فشار بر بودجه و تورم به همراه دارد. از سوی دیگر، برای آمریکا نیز ادامه تنش میتواند به افزایش قیمت نفت و بنزین و تحمیل هزینههای سیاسی بیشتر منجر شود؛ بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر.
بر همین اساس، بازگشت به نسخهای جدید از تفاهم اسلامآباد میتواند برای هر دو طرف، گزینهای کمهزینهتر برای خروج از وضعیت فعلی باشد؛ مسیری که در آن کاهش تنش، بازگشایی مسیر هرمز و ازسرگیری مذاکرات، در برابر کاهش تدریجی فشارهای اقتصادی قرار گیرد.
شاید در شرایط کنونی، مسئله اصلی دیگر این نباشد که کدام طرف میتواند دیگری را شکست دهد؛ بلکه پرسش مهمتر این است که چه طرفی میتواند بدون آنکه عقبنشینی خود را بپذیرد، راهی برای خروج از بحران پیدا کند.
در چنین شرایطی، حتی در میان انبوه پیامهای نظامی، تهدیدهای اقتصادی و فشارهای سیاسی، دیپلماسی همچنان میتواند یک گزینه تعیینکننده باشد.
شاید آخرین کلمه این بحران شلیک نباشد؛ مذاکره باشد.



