سیاسیگزارش

مذاکره با آمریکا؛ آری یا نه؟

میزگرد تخصصی «تیتر۱» با موضوع مذاکرات «ایران و آمریکا» درباره سؤالات ذهنی مردم برگزار شد و مدرسان دانشگاه استان البرز به دغدغه آنها پاسخ دادند.

به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا، بار دیگر موضوع مذاکره و چشم‌انداز تعامل میان دو کشور را به یکی از مهم‌ترین مباحث سیاسی و اجتماعی تبدیل کرده است.

پس از پایان جنگ تحمیلی سوم و برقراری سکوت جنگ، زمینه برای آغاز گفتگوهای سیاسی میان تهران و واشنگتن فراهم شد و نخستین دور مذاکرات در پاکستان برگزار گردید. با این حال، زیاده‌خواهی آمریکا موجب شد این مذاکرات به نتیجه مورد انتظار نرسد.

در ادامه، ارتباطات و تبادل پیام‌ها میان دو کشور در سطوح مختلف ادامه یافت، اما مسائل بدعهدی، غیرقابل اعتماد بودن و زیاده خواهی آمریکا باعث شد، نتیجه‌ای حاصل نشود.

همزمان، رخدادهای منطقه‌ای و برخی اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی، از جمله تنش‌های مرتبط با تنگه هرمز و حملات اسرائیل به لبنان، بر فضای سیاسی حاکم بر مذاکرات تأثیر گذاشته و پرسش‌های تازه‌ای را درباره آینده روابط دو کشور ایجاد کرده است.

امروز افکار عمومی با ابهامات و پرسش‌های متعددی درباره امکان دستیابی به توافق، الزامات موفقیت مذاکرات، خطوط قرمز طرفین و آینده مناسبات ایران و آمریکا مواجه است.

از همین رو، برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع و واکاوی سناریوهای پیش رو، میزگردی با حضور «فاطمه اسلامی‌نیا» و «علی قربانی»، دو تن از کارشناسان مسائل سیاسی و مدرسان دانشگاه، برگزار کرده‌ایم.

یک تحلیل کلی از وضع مذاکرات از گذشته تا امروز در چند دقیقه بفرمایید؟

علی قربانی در پاسخ به این سوال گفت: در حال حاضر ما در مرحله تبادل پیام قرار داریم و موضوعات تقریباً ثابت است، اما شیوه و قالب انجام آن متفاوت شده است. از نگاه رهبری معظم انقلاب، سکوت در صحنه نبرد معنا دارد و به همین دلیل استفاده از مفاهیمی مانند آتش‌بس تناسب دقیقی با شرایط موجود ندارد.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مبنای مذاکرات، به «ده بند جمهوری اسلامی ایران» در مقطع گذشته اشاره کرد و افزود: در همان زمان نیز بسیاری این تصور را نداشتند که این موارد مورد پذیرش آمریکایی‌ها قرار گیرد و علت آن را باید در بدعهدی و بی‌تعهدی طرف آمریکایی، به‌ویژه در دوره ترامپ، جست‌وجو کرد

بدعهدی آمریکا در طول تاریخ ثابت شده است

قربانی ادامه داد: نهایتاً شرایط به سمتی رفت که تبادل پیام‌ها و میانجی‌گری‌ها شکل گرفت، اما همچنان اختلافات اساسی پابرجاست. به گفته وی، پیش از این نیز جنگ وجود داشته و پس از آن مذاکرات شکل گرفته است؛ اما هر بار به دلیل به نتیجه نرسیدن مذاکرات، تنش‌ها مجدداً افزایش یافته است.

وی با بیان اینکه برخی تصور می‌کنند هیچ مسئله‌ای با آمریکا از طریق مذاکره حل نمی‌شود، افزود: این وضعیت باید یک‌جا به پایان برسد، اما نشانه‌ها حاکی از آن است که با روند فعلی تبادل پیام و میانجی‌گری‌ها، رسیدن به توافقی مورد قبول دو طرف دشوار خواهد بود.

قربانی با انتقاد از عملکرد آمریکا گفت: دلیل این وضعیت، بدعهدی و استفاده از فریب و نیرنگ در مذاکرات از سوی آمریکاست. در مقابل، برخی سیاست‌گذاران داخلی نیز در برخی موارد دچار ساده‌انگاری در عرصه سیاست خارجی شده‌اند.

وی  تأکید کرد: مذاکره و جنگ دو ابزار برای حل منازعات هستند و زمانی که مذاکره به نتیجه نرسد، جنگ رخ می‌دهد و بالعکس. با این حال، به گفته او، آنچه امروز در جریان است بیشتر در قالب «مذاکره» به معنای مرسوم و استاندارد در نظام بین‌الملل قرار نمی‌گیرد، بلکه نوعی رفتار سیاسی و دیپلماتیک خارج از چارچوب‌های متعارف محسوب می‌شود.

دستاوردهای مذاکره باید حقوقی ثبت و به دنیا مخابره شود

فاطمه اسلامی‌نیا، در اظهاراتی درباره نسبت میان مذاکره و منازعه گفت: مذاکره را نمی‌توان صرفاً یک فرآیند مستقل از تقابل‌ها دانست، بلکه در بسیاری موارد می‌تواند به‌عنوان امتداد یک وضعیت تعارضی و در عین حال ابزاری برای پیگیری حقوق طرفین تعریف شود.

وی با اشاره به اهداف مورد نظر در این روند افزود: در شرایط فعلی، تلاش بر این است که دستاوردهای حاصل از عرصه میدانی به نتایج سیاسی و در ادامه به نتایج حقوقی قابل پذیرش در سطح بین‌المللی تبدیل شود. به گفته او، یکی از موضوعات مورد تأکید، تثبیت و به رسمیت شناختن حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و نیز سازوکارهای مرتبط با بهره‌برداری از این گذرگاه راهبردی در چارچوب قواعد بین‌المللی است.

اسلامی‌نیا ادامه داد: تحقق چنین اهدافی نیازمند رفع اختلافات و شکل‌گیری گفتگو میان طرف‌های ذی‌ربط است؛ گفتگویی که در صورت موفقیت، می‌تواند به یک توافق سیاسی منجر شده و سپس در قالب اسناد حقوقی بین‌المللی تثبیت شود تا برای سایر کشورها نیز الزام‌آور و قابل استناد باشد.

وی با اشاره به نقش برخی کشورها در این روند خاطرنشان کرد: انتظار می‌رود ایران و عمان در فرآیند شکل‌دهی به رژیم حقوقی مرتبط با تنگه هرمز نقش مؤثری ایفا کنند و زمینه پیگیری حقوق و منافع طرف‌ها را فراهم سازند.

این کارشناس مسائل سیاسی همچنین با اشاره به بعد میدانی تحولات اظهار کرد: بخشی از این مسیر، ناظر بر تثبیت دستاوردهای میدانی و انعکاس آن در سطح بین‌المللی و مجامع جهانی است.

اسلامی‌نیا در ادامه تصریح کرد: مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند به نتیجه و توافق مشخص منتهی شود، در غیر این صورت ممکن است به بن‌بست یا حتی تشدید تنش‌ها منجر شود. با این حال، ایران با تکیه بر اصول و مواضع مشخص خود در این فرآیند حضور دارد و بر مبانی مورد نظر خود تأکید می‌کند.

وی گفت: تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که نگاه جامعه و نخبگان نسبت به روند مذاکرات، همواره با احتیاط و تردید همراه بوده و این موضوع در فضای سیاسی کشور نیز بازتاب داشته است.

برخی از مردم به خاطر عبرت از برجام نگران مذاکرات هستند و به نوعی مذاکره را خیانت می‌دانند، نظر شما چیست؟

اسلامی‌نیا در پاسخ به این سوال گفت: پس از تجربه برجام، بخشی از جامعه نسبت به مذاکرات جدید با نگاه تردیدآمیز برخورد می‌کند و حتی در مواردی، اصل مذاکره را نوعی «خیانت» تعبیر می‌کنند.

وی ادامه داد: ریشه این نگاه، بیش از هر چیز به تجربه‌های گذشته، به‌ویژه بدعهدی‌های طرف مقابل در اجرای تعهدات برجام و همچنین برداشت‌هایی از پیام‌های سیاسی مذاکرات مربوط می‌شود.

نگرانی مردم در خصوص مذاکرات قابل درک است

این کارشناس افزود: برخی منتقدان بر این باورند که اگرچه برجام در مقطعی توانست حداقلی از مطالبات ایران را پوشش دهد، اما در عمل به دلیل عدم پایبندی طرف‌های مقابل، نتوانست دستاورد پایدار و قابل اتکایی ایجاد کند. از نگاه آنان، سابقه روابط ایران و آمریکا نیز نشان می‌دهد که در موارد متعدد، توافقات سیاسی به‌طور کامل اجرا نشده است.

اسلامی‌نیا گفت: در همین چارچوب، گروهی معتقدند تجربه برجام و پیامدهای آن موجب افزایش بی‌اعتمادی شده و حتی مذاکرات گذشته را نمونه‌ای از ناکامی دیپلماتیک می‌دانند. برخی نیز ساختار و شیوه تعامل در مذاکرات پیشین را مبتنی بر فشار و رویکرد یک‌جانبه توصیف می‌کنند.

وی بیان کرد: با این وجود، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که شرایط کنونی را متفاوت از گذشته ارزیابی می‌کند. بر اساس این نگاه، تعریف چارچوب‌های جدید برای مذاکرات، تعیین مبانی مشخص و تغییر در ترکیب و اختیارات تیم‌های مذاکره‌کننده می‌تواند زمینه‌ساز تفاوت در نتایج نسبت به دوره‌های قبل باشد.

این کارشناس اظهار داشت:  با وجود اختلاف نظرها، تأکید می‌شود که نگرانی‌های عمومی نسبت به مذاکرات قابل درک است، اما قضاوت درباره آن باید با توجه به شرایط، زمینه‌ها و ویژگی‌های هر دوره به‌صورت مستقل انجام شود.

سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» در مذاکرات باید در نظر گرفته شود

علی قربانی در پاسخ به این سوال با بیان اینکه با نگاهی عمل‌گرایانه به روند مذاکرات و تحولات سیاسی گفت: ارزیابی این فرآیندها باید بر پایه واقعیت‌های موجود انجام شود، نه صرفاً بر مبنای نگاه‌های آرمان‌گرایانه.

وی با اشاره به تغییر شرایط نسبت به دوره‌های گذشته، ادامه داد:  فضای فعلی تحت تأثیر عواملی مانند تعدد دیدگاه‌های داخلی، اختلاف در مواضع برخی نهادها و نیز پیچیدگی‌های محیط بین‌المللی قرار گرفته است؛ موضوعی که به باور او می‌تواند بر کیفیت و انسجام تصمیم‌گیری‌ها اثرگذار باشد.

این تحلیل‌گر همچنین با اشاره به جایگاه موضوعاتی چون استقلال و تمامیت ارضی کشور، تصریح کرد:  در سطح جامعه نسبت به این اصول اجماع وجود دارد، اما درباره روش‌های مواجهه با چالش‌ها اختلاف دیدگاه دیده می‌شود.

او در ادامه با تأکید بر لزوم پایبندی به سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت» در سیاست خارجی، هشدار داد:  هرگونه عدم توازن در این اصول می‌تواند زمینه‌ساز خطاهای راهبردی شود.

وی ادامه داد: بر ضرورت حفظ مرزبندی روشن در برابر طرف‌های مقابل و پرهیز از ورود به سازوکارهایی که به گفته او می‌تواند منافع ملی را تحت تأثیر قرار دهد، تأکید شده است.

نظر برخی از کاربران در فضای مجازی این است که افراد مذاکره کننده، قابل اعتماد نیستند، چقدر باید نگران این موضوع باشیم؟

اسلامی‌نیا در پاسخ به این پرسش اظهار داشت که شتاب‌زدگی، فشارهای رسانه‌ای و سیاسی و همچنین اصرار بر عمومی شدن برخی تصمیمات می‌تواند زمینه‌ساز افشای برنامه‌ها و برهم خوردن محاسبات و راهبردها شود.

او تأکید کرد که شفافیت مطلق در همه حوزه‌ها نه امکان‌پذیر است و نه در شرایط خاص، به‌ویژه در وضعیت‌های جنگی و امنیتی، به نفع کشور خواهد بود.

وی در پایان بیان کرد که روند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما در صورت به نتیجه نرسیدن آن، گزینه‌های دیگر از جمله ادامه تقابل نیز منتفی نخواهد بود. به گفته او، تصمیم‌گیری‌ها باید با دقت، تدبیر و بدون شتاب‌زدگی و با در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی و سیاسی انجام شود.

دشمن فضای رسانه‌ای را در دست گرفته و دائما در حال انتشار محتوای مدیریت شده است، اما در کشور ما کمتر با مردم سخن گفته می شود. حتی سفر آقای قالیباف به قطر اولین بار در الجزیره منتشر شد. نظر شما در این خصوص چیسا؟

علی قربانی، با اشاره به نقش رسانه در شرایط جنگی تأکید کرد: با این دیدگاه موافق نیست که «دشمن فضای رسانه‌ای را به طور کامل در اختیار گرفته است». به گفته او، در دوره جنگ، فضای رسانه‌ای صرفاً محدود به کلام نبود، بلکه تولید محتوای گسترده‌ای صورت گرفت و حتی برخی گزارش‌ها از رسانه‌های خارجی نیز نشان می‌داد که ایران در این حوزه دست برتر را داشته است. وی علت این موضوع را فراهم بودن امکان نقش‌آفرینی برای عموم مردم در تولید محتوا می‌داند.

این کارشناس ادامه داد:  البته این به معنای نادیده گرفتن تلاش دشمن برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی نیست. به باور او، دشمن توانسته بخشی از اذهان جامعه را هدف قرار دهد و این مسئله تا حدی ناشی از غفلت‌هایی در حوزه مدیریت رسانه‌ای کشور بوده است؛ به‌ویژه در مقاطعی که رسانه‌های خارجی تا حد زیادی جهت‌دهی افکار عمومی را در دست گرفته بودند و حتی برخی مواضع سیاسی داخلی نیز تحت تأثیر نقل‌قول از همان رسانه‌ها شکل می‌گرفت.

فضای مجازی در دوران جنگ تحمیلی سوم مدیریت شد

قربانی با اشاره به اینکه هر تهدیدی می‌تواند در دل خود فرصت‌هایی نیز داشته باشد، تأکید کرد: نباید صرفاً به جنبه‌های منفی پیام‌های رسانه‌ای توجه کرد، چرا که در برخی موارد همین پیام‌ها موجب آشکار شدن نقاط ضعف و فرصت‌های تحلیلی نیز شده‌اند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به موضوع ترور و نگرانی‌های امنیتی، هشدار داد: تداوم سکوت یا پرهیز بیش از حد از موضع‌گیری، می‌تواند پیام ضعف به جامعه مخابره کند و باید برای این مسئله چاره‌اندیشی شود. او در عین حال، انتصاب سخنگوی وزارت امور خارجه به‌عنوان سخنگوی هیئت مذاکره‌کننده را اقدامی مثبت و شایسته ارزیابی می‌کند و از عملکرد او نیز تمجید دارد.

این کارشناس سیاسی بیان کرد:  در شرایط حساس، حضور و هم‌صدایی چهره‌های مختلف و صاحب‌نظران، حتی از جریان‌های سیاسی متفاوت، می‌تواند به شکل‌گیری «ید واحد» در برابر تهدیدها کمک کند. او در پایان خاطرنشان می‌کند که نقدها باید پذیرفته شود و اساساً در این حوزه نقدهای جدی نیز وجود دارد.

مهمترین موانع موفقیت مذاکرات را چه می‌دانید؟

علی قربانی گفت: رژیم صهیونیستی همچنان یکی از مهم‌ترین موانع در معادلات منطقه‌ای به شمار می‌رود، با این حال این مانع تا چه اندازه می‌تواند کمرنگ یا بی‌اثر شود، موضوعی است که مورد بحث قرار دارد. از نگاه برخی تحلیل‌ها، مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران باید به‌طور مستمر در معادلات منطقه‌ای و در برابر رژیم صهیونیستی مورد توجه قرار گیرد.

رژیم صهیونیستی مهمترین مانع موفقیت در مذاکرات است

وی ادامه داد: در این چارچوب، به تحولات اخیر در جغرافیای لبنان و نقش محور مقاومت نیز اشاره می‌شود؛ تحولاتی که گفته می‌شود در پی برخی تهدیدها و فشارهای منطقه‌ای دستخوش تغییراتی شده است. همچنین، احتمال شکل‌گیری توافق‌های جدید می‌تواند پیامدهایی در حوزه اقتصاد و همچنین معادلات سیاسی منطقه به همراه داشته باشد.

در پایان اگر نکته ای باقی مانده است، بفرمایید؟

اسلامی‌نیا گفت: تنگه هرمز برای ما یک سابقه تاریخی و حقوقی ایجاد می‌کند که می‌توان به آن استناد کرد و بر اساس آن از دیوان بین‌المللی لاهه درخواست کرد حق حاکمیت و مدیریت آن به رسمیت شناخته شود.

وی ادامه داد: بر این اساس، موضوع دریافت عوارض نیز می‌تواند در قالب‌های مختلف مانند خدمات محیط‌زیستی، امنیتی، بیمه‌ای یا خدماتی مورد بررسی و تصویب قرار گیرد. هدف این است که دستاوردهای نظامی به دستاوردهای سیاسی و حقوقی تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که سایر کشورها نیز به این قواعد گردن بگذارند، در عین حال که عبور و مرور دریایی ادامه داشته باشد و اختلالی ایجاد نشود.

حاکمیت تنگه هرمز حق مسلم ماست

این کارشناس افزود: در این چارچوب، بحث تنگه هرمز و قوانین و مستندات حقوقی آن اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر آب‌های سرزمینی را جزئی از خاک کشور بدانیم، در این صورت قوانین داخلی در برخی موارد بر قوانین بین‌المللی اولویت پیدا می‌کند؛ چرا که نمی‌توان استقلال کشورها را زیر سؤال برد. نگاه یک‌طرفه به قوانین و مقررات ممکن است کشور را در تله‌های حقوقی قرار دهد. با این حال، ایران با تکیه بر مستندات تاریخی و رفتارهای سیاسی موجود در این حوزه، در حال مدیریت این مسیر است و تنگه هرمز را بسته نکرده، بلکه آن را مدیریت می‌کند.

وی بیان کرد: این مدیریت در چارچوب عبور ایمن و کنترل‌شده کشتی‌ها و همچنین ملاحظات زیست‌محیطی و امنیتی تعریف می‌شود. این موضوع‌ها در نهایت در اختیار حاکمیت است و به میزان قدرت و توانمندی کشورها وابسته است. هرچه کشور قدرتمندتر باشد، امکان استفاده حقوقی و سیاسی از این ابزارها نیز بیشتر خواهد بود.

این کارشناس افزود: تصمیم‌گیری‌های داخلی، از جمله مصوبات مجلس، در این حوزه نقش تعیین‌کننده دارد و پس از تصویب، باید به تأیید نهادهای نظارتی مانند شورای نگهبان برسد تا از نظر حقوقی، سیاسی و بین‌المللی بررسی شود.

نقش مردم در ساختار جمهوری اسلامی برجسته است

علی قربانی گفت: امروز کشور در یک مرحله جدید از مسیر خود قرار دارد؛ مرحله‌ای که برخی آن را در چارچوب بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی تحلیل می‌کنند. این مرحله می‌تواند در صورت مدیریت صحیح، زمینه‌ساز تثبیت امنیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در سطح ملی و منطقه‌ای باشد؛ اما در صورت عدم دقت، ممکن است چالش‌های جدی به همراه داشته باشد.

وی در پایان گفت: در این نگاه، جمهوری اسلامی بر پایه دو رکن جمهوریت و اسلامیت استوار است و نقش مردم در این ساختار، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت و پایداری نظام محسوب می‌شود.

الهه ملاحسینی – تیتر۱

انتهای خبر/

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا