
به گزارش شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ یاسر حسینی مطلق کارشناس فضای مجازی در یادداشتی نوشت: باید اذعان کرد که جهانِ پیشِرو، جهانِ نوظهوری است. اگر به دنبال فردای روشن هستیم، باید نگاهمان را به نسلی بدوزیم که نه تنها آینده را میسازد، بلکه همین امروز نبض تپنده فضای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور است.
شکاف ادراکی؛ اینترنت ابزار نیست، محیط زندگی است
خطای استراتژیک نسلهای پیشین این است که نسل Z را «کاربرِ تکنولوژی» میبینند. برای نسلهای قبل، فضای مجازی ابزاری بود که به زندگی اضافه شد؛ اما برای نسل Z، اینترنت محیط زندگی و بستر تنفس است. تعامل با این نسل، نیازمند تغییرِ پارادایم است؛ از مدیریتِ انفعالی به سمت مشارکتِ فعال
چهار ابرچالش در عصر الگوریتمها
حکمرانی بر فضای مجازی بدون درک چهار چالشِ بنیادینِ نسل جدید، عقیم خواهد ماند.
بحران هویت در تالار آیینهها:
مواجهه بیوقفه با هزاران سبک زندگی و الگوی موفقیت، هویتجویی را برای جوانان دشوار کرده است. راهکار، تقابل یا منع نیست؛ بلکه توانمندسازی برای حفظ «اصالت» در میان انبوه بازنماییهاست.
اقتصادِ توجه:
نبرد امروز بر سرِ ثانیههای توجه است. پلتفرمها برای بلعیدن وقتِ نسل آینده طراحی شدهاند. حکمرانی، یعنی مدیریتِ این اقتصادِ توجه و ارتقای سواد رسانهای، نه صرفاً کنترل مصرف
پارادوکس تنهایی:
نسل Z بیش از هر دورانی «متصل» است، اما لزوماً «متعلق» نیست. کیفیت حضور در این فضا، چالش اصلی است؛ نه صرفِ بودن یا نبودن
سایه هوش مصنوعی:
نسل Z در حال ورود به بازار کاری است که هوش مصنوعی بسیاری از مهارتهای فنی را به حاشیه میراند. آموزش امروز باید به سمت تفکر انتقادی، خلاقیت و مهارتهای انسانیِ غیرقابل جایگزین حرکت کند.
۵ راهبرد عملیاتی برای تحول در حکمرانی رسانهای:
برای عبور از نگاه دفاعی و رسیدن به فرصتمحوری، این پنج محور باید در دستور کار قرار گیرد.
ایجاد «رصدخانه نسل z»: جایگزینی تحقیقاتِ متناوب با پایشِ مستمر و دادهمحور برای درک دغدغهها، ادبیات و نقاطِ اعتمادِ این نسل.
گذار از مخاطب به «شریکِ فرهنگی»: تولید محتوا دیگر نباید «برای» نسل Z باشد، بلکه باید «با» مشارکتِ خود آنها شکل بگیرد تا از جایگاه مخاطبِ منفعل به شریکِ سازنده ارتقا یابند.
راهاندازی «آزمایشگاه محتوای نسل z»:
فضایی برای تستِ ایدههای رسانهای اعم از ویدئوهای کوتاه، پادکستها و روایتهای تعاملی تا مدلهای ارتباطی به جای حدس و گمان، بر مبنای تحلیلِ دادهها بنا شود.
مهارتافزایی عملیاتی: سواد رسانهای باید از دروس تئوری خارج و به «مهارتِ زیست دیجیتال» تبدیل شود؛ از تشخیصِ اخبار جعلی و هوش مصنوعی تا امنیت داده و کارآفرینی آنلاین.
روایتگری به جای تبلیغات: نسل Z در برابر تبلیغات رسمی گارد دارد. انتقال ارزشهای ملی و فرهنگی باید از مسیر «روایتگریِ داستانهای واقعی» و موفقیتهای میدانیِ جوانان عبور کند؛ چرا که تجربه، نافذتر از شعار است.
کلام آخر؛ نسل Z ظرفیت است، نه مسئله مهمترین خطای استراتژیک ما، دیدنِ «نسل Z» به عنوان یک «مسئله» برای مدیریت است؛ در حالی که این نسل، یک «ظرفیت» عظیم ملی برای کارآفرینی، دیپلماسی فرهنگی و تولید علم است.
اگر امروز زبانِ این نسل را نیاموزیم، فردا نباید انتظار داشته باشیم که زبانِ ما را بفهمند. راهبردِ ما باید شفاف باشد: «نسل Z را مخاطب نبینیم؛ آن را شریکِ ساختنِ آینده کشور بدانیم».



