
به گزارش گروه اقتصادی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، در روزهای جنگ، یکی از نخستین اهداف دشمن، فلجکردن زنجیرههای تأمین کالاهای اساسی است؛ بهویژه نهادههای دامی شامل ذرت، سویا، کنجاله و مکملهای غذایی که ستون فقرات تولید شیر، گوشت، تخممرغ و طیور محسوب میشوند. تجربه سه دهه اخیر منطقه و همچنین سیاستهای دفاعی کشورهای مطرح جهان نشان میدهد که «مقاومت غذایی» نه یک شعار، بلکه یک راهبرد عملیاتی است که باید پیش از آغاز بحران طراحی و در میانه بحران اجرا شود.
بنابراین، هر توقف در زنجیره غذایی، معادل خالیشدن سفره مردم در میانه آتش است. پرسش اصلی این گزارش آن است که چگونه میتوان چرخ تولید این حلقه حیاتی را در شرایط جنگی و با وجود تحریم، کمبود ارز و اختلال حملونقل، همچنان چرخان نگه داشت؟
اولین محور: ایجاد ذخایر راهبردی
نخستین گام برای جلوگیری از توقف تولید نهادههای دامی در جنگ، ایجاد و مدیریت «ذخایر راهبردی» است. کشورهایی که در بحرانهای نظامی موفق عمل کردهاند، پیش از بحران بین چهار تا شش ماه مصرف داخلی نهاده را در سیلوهای استراتژیک و مجتمعهای ذخیرهسازی ذخیره کردهاند. این ظرفیت، توان تنفس در هفتههای نخست جنگ را فراهم میکند؛ دورهای که معمولاً شبکه حملونقل و بنادر دچار بیشترین اختلال هستند.
دومین محور: کاهش وابستگی به واردات
آسیبپذیری اصلی زنجیره نهاده در جنگ، وابستگی به منابع خارجی است. اختلال در کریدورهای دریایی، بستهشدن بنادر و تحریمهای مالی، نخستین توقفها را بر واردات تحمیل میکند. بنابراین، سیاست «خوداتکایی نسبی» از طریق توسعه کشت داخلی دانههای روغنی، ذرت و جو، و همچنین بهرهبرداری از ضایعات صنایع تبدیلی و استفاده از منابع جایگزین مانند دان سبز و علوفههای هیدروپونیک، از اهمیت حیاتی برخوردار میشود. علمیسازی تغذیه دام با کاهش ضایعات خوراک نیز میتواند مصرف را تا ۳۰ درصد کاهش دهد.
سومین محور: مدیریت حملونقل و اولویتبندی
در شرایط جنگ، نه جادهها قابل پیشبینی هستند و نه قطارها. اجرای «طرح فوریت حمل نهاده» با اولویتبندی مسیرهای جایگزین، استفاده از شبکه ریلی داخلی دور از مناطق درگیری و بهرهگیری از ناوگان جادهای با سوخت تخصیصیافته، از پروژههای ضروری است. تجربه نشان داده که توزیع نهاده باید به شکلی «متمرکز و با سهمیهبندی عادلانه» انجام شود تا از تبانی، احتکار و قاچاق در سایه هرجومرج جلوگیری شود.
چهارمین محور: سیاستگذاری مالی و ارزی
یکی از چالشهای جدی، تأمین ارز برای خرید نهاده در بحران است. ایجاد «صندوق ویژه خرید کالاهای اساسی» با ارز مقاوم و سازوکارهای تهاتر، راهکاری است که بهدستآوردن منابع مالی بینالمللی را بدون وابستگی به نظام بانکی متعارف ممکن میسازد. همچنین تخصیص بهموقع یارانه و تسویه مطالبات تولیدکنندگان، انگیزه را برای ادامه تولید حفظ میکند؛ چراکه بسیاری از دامداران در نخستین ماههای بحران به دلیل نقدینگی، دام مولد خود را حذف میکنند و این ضربهای جبرانناپذیر است که سالها پس از توقف جنگ نیز قابل ترمیم نخواهد بود.
هادیزمانی، مدیر کارخانه تولید خوراک دام، در گفتگو با خبرنگار «تهران پرس»، با اشاره به ناکارآمدی راهکارهای موقتی مانند نیروگاههای خورشیدی برای صنایع بزرگ، گفت: «این راهکارها، به دلیل مصرف بالای برق و محدودیتهای فنی، پاسخگوی نیاز واحدهای صنعتی ما نیست.»
وی افزود: اختلال اینترنت به عنوان یکی از مهمترین آسیبها به صنایع در روزهای بحرانی، فعالیتهای حیاتی چون ارتباط با مشتریان، خرید مواد اولیه، امور مالی و هماهنگی حملونقل را مختل کرده و بهرهوری تولید را بهشدت کاهش داده است.
همچنین خاطرنشان کرد: بیثباتی اقتصادی و نوسانات نرخ ارز، تأمین نهادههای دامی را با مشکل مواجه کرده و از عرضه کالا جلوگیری میکند، این امر برنامهریزی تولید را دشوار ساخته و تولیدکنندگان را نسبت به ادامه فعالیت دلسرد میکند.
وی تاکید کرد: این بیثباتی اقتصادی تنها تولیدکنندگان را متضرر نمیکند، بلکه انگیزه سرمایهگذاری و توسعه فعالیت را کاهش داده و در نهایت امنیت غذایی کشور را تهدید میکند.
زمانی در انتقاد از سیاست واردات گوشت، گفت: «ایران ظرفیت بالایی برای تولید گوشت دارد و جزو پنج تا شش کشور برتر جهان در جمعیت گوسفند است. تخصیص ارز برای واردات محصولی که امکان تولید آن در داخل وجود دارد، توجیه اقتصادی ندارد.»
به گفته وی، ارز کشور باید صرف تقویت زنجیره تولید دام و خوراک دام شود تا ضمن کاهش وابستگی به واردات، به خودکفایی پایدار دست یابیم.
او ادامه داد: «من ادامه تولید را وظیفه خود میدانم، همانگونه که پزشک، آتشنشان و نیروهای مسلح وظایفشان را انجام میدهند.»
زمانی سه مطالبه اساسی ایجاد ثبات اقتصادی و ارزی، تأمین پایدار برق و انرژی و فراهم کردن اینترنت پایدار و قابل اتکا را برای پایداری تولید لازم دانست.
وی در انتها ابراز امیدواری کرد: «با تحقق این مطالبات، تولیدکنندگان با توان بیشتری به فعالیت ادامه خواهند داد و زنجیره تأمین غذای مردم از آسیب بحرانها مصون خواهد ماند.»
تشکلها و دامداران
در میانه جنگ، ساختارهای دولتی ممکن است دچار گسیختگی شوند؛ اینجاست که تشکلهای صنفی، اتحادیهها و تعاونیهای دامداران بهعنوان «شبکه پشتیبان» وارد عمل میشوند. تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که پیش از بحران، زنجیره تأمین را «مردممحور» کردهاند، در روزهای سخت با فروپاشی کمتری مواجه شدهاند. آموزش اضطراری، بیمه تولید، و حمایت از واحدهای کوچک نیز سه رکن دیگر این معادلهاند.
جنگ پایان دارد، اما ویرانی سفره خانوادهها ممکن است برای دههها ادامه یابد. راهحل نهایی، یک «قانون جامع امنیت غذایی در بحران» است که ذخیره راهبردی، خوداتکایی، شبکه حملونقل پدافندی و صندوق ارزی را بهصورت الزامآور و با برنامه زمانبندی مشخص نهادینه کند. همانقدر که موشکها ساخته میشوند، باید برای تأمین دان مرغ نیز برنامهای استراتژیک نوشت؛ چراکه استقلال یک ملت، تنها در توان نظامی آن نیست، بلکه در تواناییاش در سیر کردن فرزندانش در سختترین روزها معنا پیدا میکند.
انتهای خبر/



