«حضور» در میادین؛ بازسازیِ سازه اقتدار در روانِملی
یک کارشناس روانشناسی عنوان کرد: حضورِ مقتدرانه آحادِ مردم، با تبدیلِ «هراسِ فردی» به «صلابتِ جمعی»، لنگرگاهی برای ثباتِ هویت و سپرِ انسانیِ مستحکمی در برابرِ محاسباتِ دشمن میسازد تا از دلِ این پیوندها، آینده روشنِ ایران صیانت شود.

حسن ندرلی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار گروه اجتماعی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، با ارزیابی در تبیین ابعاد عمیق حضور در میادین، معتقد است که این کنشگری را نباید صرفاً یک اقدام نمادین دانست، بلکه این حضور در حکم یک «درمان جمعی» برای بازسازی ساختارهای آسیب دیده روان جامعه بسیار مهم و ضروری است.
این کارشناس ارشد روانشناسی با نگاهی همه جانبه به فرآیندهای ذهنی، تأکید کرد: نخستین و حیاتیترین اثر این حضور، فعالسازیِ «زیست شناسیِ آرامش» در کالبدِ شهروندان است. از منظرِ علمی، زمانی که فرد در تنهایی و انزوا با اخبارِ ناگوار روبرو میشود، سیستمِ عصبی او در وضعیتِ «هشدارِ دائم» قرار گرفته و ترشحِ هورمونهایِ استرس باعثِ فرسایشِ توانِ فکری او میشود؛ اما حضور در اتمسفرِ یک جمعیتِ همسو، باعثِ ترشحِ هورمونهایِ آرامبخش (مانند اکسیتوسین) شده که مانند یک پادزهرِ طبیعی، ضربانِ قلب را تنظیم کرده و به ذهن اجازه میدهد از بنبستِ اضطراب خارج شود.
وی این پایداریِ درونی را پله نخست برای انتقالِ انسان «از درماندگی تا اقتدار» دانسته و اظهار کرد: بزرگترین آسیبِ بحرانها، القایِ حسِ بیقدرتی است؛ حالتی که در آن فرد تصور میکند هیچ نقشی در تعیینِ سرنوشتِ خود ندارد. اما حضور در میدان، این «حصارِ انفعال» را میشکند و حسِ «عاملیت» را در فرد بیدار میکند. در این فرآیند، فرد درمییابد که نه یک قربانیِ ضعیف در برابرِ حوادث، بلکه جزیی از یک اراده بزرگ و اثرگذار است که میتواند بر روندِ تاریخ تأثیر بگذارد. این تغییرِ وضعیت از «تماشاگری» به «کنشگری»، از زیربناهای اصلیِ سلامتِ روان در جوامعِ پویاست.
ندرلی در ادامه تحلیلِ خود، به جنبه تربیتیِ این حضور اشاره کرده و افزود: این «میراثِ شجاعت» برای نسلهایِ آینده است. در بسیاری از مواقع کودکان و نوجوانان، دنیا را از طریقِ واکنشهایِ والدینشان میشناسند؛ وقتی آنها میبینند که بزرگسالان به جای پناه گرفتن در ترس، با قامتی افراشته در صحنه حاضر میشوند، الگوبرداریِ رفتاری کرده و مفهومِ امنیتِ پایدار را در ذهنِ خود نهادینه میکنند. این کنشگری به آنها میآموزد که در بسیاری از موارد امنیت نه در انزوا، بلکه در ایستادگیِ جمعی نهفته است. این تجربه «مواجهه مستقیم با واقعیت» است که باعث میشود فرد از فضایِ ابهام، دشواری و سردرگمی خارج شده و با لمسِ عینیِ اتحادِ هموطنانش، به یک «قطعیتِ درونی» دست یابد که هیچ شک و تردیدی توانِ نفوذ در آن را نداشته باشد و چه بسا که بسیار سازنده و امنیت بخش است.
این روانشناس، تجمعاتِ مردمی را به مثابه«آیینهایِ جمعی و لنگرگاهِ ثبات» دانسته و عنوان کرد: در زمانهای که حوادث باعث میشوند انسان احساس کند کنترلِ زندگیاش را از دست داده، این آیینها با ساختارِ منسجم و شعارهایِ وحدتبخش، به ذهنِ آشفته نظمِ دوباره میبخشند و پیشبینیپذیری را به زندگی برمیگردانند.
وی با بیان اینکه این حضور، مستقیماً به ترمیمِ «عزتنفسِ ملی» منجر میشود اظهار کرد: وقتی فرد شکوه، اتحاد، یکپارچگی و عظمتِ جمعیت را میبیند، احساسِ افتخار و بزرگی جایگزینِ احساسِ حقارتِ تحمیلی شده و فرد با «معنابخشی به رنج»، میآموزد که دشواریهایِ مسیر نه نشانه بنبست، بلکه بخشی از یک «رسالتِ تاریخی» و بهایِ دستیابی به آرمانی متعالی است و باید در نظر داشت که کشور مورد حمله و هجوم قدرتهای سیاسی دنیا قرار گرفته و امنیت بقا و زندگانی افراد جامعه در معرض خطر است و باید توانست از ابزارهای دفاعی در هر زمینهای استفاده کرد. این نگاه، رنج را به ابزاری برای رشد و صبوری تبدیل میکند.
در نهایت، ندرلی بر لزومِ تقویتِ «شبکه حمایت محلی» تأکید کرد و افزود: پیوندهایِ عاطفی و اعتمادی که در این میادین میان همسایگان و همشهریان شکل میگیرد، یک «سپر انسانی و روانی» میسازد که از خانوادهها در برابر تکانههای اجتماعی محافظت میکند. برآیند تمامی این سازوکارهایِ علمی، تولید یک «بازدارندگی روانی» در سطحِ ملی است.
این روانشناس در پایان تصریح کرد: وقتی یک ملت با حضورِ منسجم و پرشورِ خود، یکپارچگیِ اراده و ثباتِ قدمش را به رخ میکشد، هرگونه محاسبه بیرونی برای فروپاشیِ روانیِ این جامعه با شکستِ قطعی مواجه میشود. آینده روشنِ این مرز و بوم، در گروِ تداومِ همین «حضورِ هوشمندانه» و بازسازیِ قدرت از دلِ پیوندهایِ انسانی است که قلبِ واقعیت را در میدانِ عمل میتپاند.
مهدیه ایمانی _ تیتر یک
انتهای خبر/



