تعبیر یک خواب در بندهای اسارت
روایت سالهای جنگ و اسارت، روایت لحظههایی است که در سختترین شرایط، ایمان و امید چراغ راه رزمندگان بود.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ حاج اسدالله سلطانیان، آزاده معزز ایران، از لحظه اسارت، مقاومت در برابر دشمن، دلتنگیهای سالهای اسارت و بازگشت به میهن میگوید؛ روایتی از نسلی که به گفته او، اقتدار امروز ایران را نتیجه ایستادگی و استقامت آن روزها میداند.
حاج اسدالله سلطانیان لحظه اسارت و خاطرهای را که پیش از آن در عالم رویا دیده بود، اینگونه روایت میکند: «لحظه بسیار سختی بود، وقتی حرکت کردم به سمت افسر عراقی یک لحظه بیاد خوابی افتادم که چند سال قبل، اسارت خودرا در عالم رویا دیده بودم و این همان لحظه تعبیر خواب من بود.
لحظاتی بعد در بالای خاکریز وقتی نگاهی به عقب انداختم. صادق و پنج – شش نفر از همان بچههایی را دیدم که سر دوستان شهید خود را روی پاهایشان گذاشته و حاضر به تسلیم شدن نشدند و در برابر دستور دشمن مقاومت کردند.
آنان هم در خون خویش غلتیدند و در مشهد شلمچه در زیر گرمای آن دشت با لبان تشنه آسمانی شدند و برگی دیگر از سرنوشت در ایستگاه اسارت برای جاماندگان ورق خورد.»
وقتی از سختترین لحظات اسارت و آنچه مانع از دست رفتن روحیهاش شد، سخن میگوید، پاسخ کوتاه و روشن است: «ایمان به این راه پرافتخار و امید به آینده»
سالهای اسارت تنها با سختیهای جسمی همراه نبود؛ دشمن تلاش میکرد با ابزارهای مختلف بر روحیه و اراده اسرا اثر بگذارد. حاج اسدالله سلطانیان در روایت این روزها میگوید: «بعثیها مستقیما برنامه فرهنگی خاصی برای اسرا نداشتند ولی منافقین یکی از عوامل دشمن بودند که در تلویزیون عراق دو ساعتی را در روز با برنامههای ضد ایرانیشان فکر میکردند میتوانند بر اراده آزادگان اثر بگذارند ولی واقعاً اثری روی روحیه بچهها نداشت.»
در میان فشارها و آزارهای دوران اسارت، آنچه به حفظ هویت و روحیه رزمندگان کمک میکرد، ارتباط با خدا و پناه بردن به معنویت بود. سلطانیان با اشاره به شرایط آن روزها بیان میکند: «از بعثیهای وحشی جز فشار و سختی و آزار و اذیت نسبت به اسیران انتظاری نمی رفت ولی ارتباط با خدا، دعا و مناجات و حفظ قران کریم و توکل به خدا نقش موثری در حفظ روحیه رزمندگان داشت.»
از میان خاطرات سالهای اسارت، یاد رزمندگانی که حتی زیر فشار دشمن حاضر به شکستن عزت خود نشدند، جایگاه ویژهای دارد. او با احترام از آنان یاد میکند: «درود خدا بر رزمندگانی که زیر فشار و شکنجه دشمن حاضر به توهین به رهبرشان نشدند. گرسنگی و تشنگی کشیدند اما هرگز خود را کوچک نکردند.»
اما اسارت، تنها روایت مقاومت و سختی نبود؛ دلتنگی نیز بخش جداییناپذیر آن سالها بود. دلتنگی برای وطن، امام، مسجد، دوستان و از همه عمیقتر، خانواده.
سلطانیان این احساس را چنین بیان میکند: «هر چیزی در اسارت میتواند باعث دلتنگی شود اما در کنار دلتنگیهای مقدس برای ایران، برای امام عزیز برای محفل دعا و مسجد و دوستان، یک دلتنگی عاطفی شدید نسبت به پدر و مادر و خانواده را نمی توان کتمان کرد.»
در توصیف ایران، اما واژهها رنگ دیگری میگیرند؛ جملهای کوتاه که عمق دلبستگی او به وطن را نشان میدهد: «ایران، زیباترین، باشکوهترین و باعظمتترین خاک در تمام هستی است.»
پس از سالها دوری و اسارت، خبر آزادی احساسی را برای او رقم زد که به گفته خودش وصفکردنی نبود: «خوشحالی و شادی غیرقابل وصف»
سالها از پایان جنگ و اسارت گذشته، اما نگاه او به دفاع از وطن تغییری نکرده است؛ بلکه آن را پررنگتر از گذشته میداند: «هزاران بار بیشتر»
در نگاه حاج اسدالله سلطانیان، آنچه امروز به عنوان اقتدار ایران دیده میشود، ریشه در مقاومت و ایستادگی نسل دوران جنگ دارد: «اقتدار امروز، میوه شیرین درخت ایستادگی و استقامت آن روزهاست.»
برای نسل امروز نیز درس این تجربه، از نگاه او روشن است؛ حفظ هویت، ایمان و پایبندی به اعتقادات: «حفظ هویت دینی و تقویت ایمان و اطاعت از ولی امر به عنوان نایب امام زمان سلامالله علیه.»
به باور او، خاطرات آزادگان و رزمندگان نباید در گذر زمان فراموش شود؛ چراکه این خاطرات حقیقت هزینههایی را که برای امنیت و اقتدار کشور پرداخت شده، به نسلهای بعد منتقل میکند: «مرور خاطرات آزادگان یا رزمندگان وجدانهای خفته را بیدار میکند و به دیگران میفهماند این سرزمین و اقتدارش مفت و مجانی به دست نیامده است.»
اگر زمان به عقب بازگردد و همان شرایط دوباره تکرار شود، پاسخ حاج اسدالله سلطانیان همچنان همان روحیه روزهای جوانی را دارد: «پرشورتر از گذشته در میدان خواهیم بود.»
در برابر تهدید علیه خاک و مردم ایران نیز انگیزه ایستادگی را فراتر از مرزهای جغرافیایی میبیند و میگوید: «تهدید نسبت به این کشور تهدید نسبت به اسلام و مقدسات به شمار میآید.»
و در پایان، وقتی قرار است تنها یک پیام برای مردم ایران، بهویژه جوانان، بر جای بماند، حاج اسدالله سلطانیان چنین میگوید: «عزت، سربلندی، و شکوه و عظمت، پیشرفت و سعادت دنیا و آخرت فقط در گرو پیروی از قران و اهلبیت، و اطاعت از امام زمان و نماینده ایشان در این سرزمین است.»
هانیه ربیعی _ تیتر۱
انتهای خبر/




