استان البرزفرهنگیگزارش

امامزاده محمد؛ از وقف صفویه تا قطب فرهنگی کشور

امامزاده محمد واقع در حصارک پایین، با بیش از ۱۸۰ هزار مترمربع وسعت، تنها یک زیارتگاه نیست. این مجموعه هم‌زمان نقطه شروع تجمع ۱۲ هزار نفری انقلاب ۵۷، آرامگاه بیش از ۱۶۰۰ شهید و ده‌ها مدافع حرم و شهید امنیت، محل تجمعات شبانه خودجوش مردمی با ایستگاه‌های صلواتی سیار، و آرامگاه دو چهره ورزشی مشهور است.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ در کرج، کمتر کسی نمی‌داند چنین جایی وجود دارد؛ جایی که هم یادگار دوره صفویه است، هم نقطه شروع انقلاب ۵۷؛ هم بیش از یک هزار و ۶۰۰ شهید را در آغوش کشیده، هم آرامگاه یک قهرمان کشتی و «قوی‌ترین مرد ایران». و حالا قرار است از یک «زیارتگاه» به یک «قطب فرهنگی جامع» تبدیل شود.

از مرکز شهر کرج، در مسیر جاده قدیم قزوین، بعد از ورودی حصارک پایین، در انتهای خیابانی به همین نام(امامزاده محمد)، گنبدی لاجوردی از میان درختان سر برمی‌آورد. دور تا دور گنبد با عبارت «لااله‌الاالله» نوشته شده و دو مناره با کاشی‌کاری آبی فارسی از دور قابل تشخیص‌اند.

اینجا امامزاده محمد (ع) است؛ مجموعه‌ای به وسعت بیش از ۱۸۰ هزار مترمربع. بنای اصلی، آرامگاه سیدمحمد — از نوادگان امام موسی کاظم (ع) و به روایتی امام صادق (ع) — و خواهر ایشان بی‌بی سکینه خاتون است. درباره نسب دقیق او هنوز میان کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد.

اما اینجا فقط یک زیارتگاه نیست. این مجموعه هم‌زمان چند هویت متفاوت را حمل می‌کند.

هویت اول: یادگار صفویه

بنای اولیه این مجموعه به دوره صفویه بازمی‌گردد. یک وقف‌نامه مربوط به سال ۱۰۲۰ هجری قمری (حدود ۱۶۱۱ میلادی) هنوز در آرشیو اداره اوقاف استان البرز نگهداری می‌شود. بر اساس این سند، حدود ۱۲ هکتار باغ و زمین کشاورزی به این مکان وقف شده بود تا هزینه‌های نگهداری، مرمت و مراسم مذهبی از آن تأمین شود.

هرچند ساختمان اصلی به مرور تخریب و در دوره معاصر بازسازی شده، هنوز سنگ‌قبرهایی با خط فارسی در محوطه دیده می‌شود. بنای فعلی شامل گنبدی ترک‌دار به رنگ لاجوردی، دیوارهایی به ضخامت ۱.۴ متر و ضریحی نقره‌ای ساخت استادان اصفهانی است. نوشته‌های دور گنبد در نور غروب حالتی تقریباً محسوس پیدا می‌کنند.

هویت دوم: نقطه شروع انقلاب

در جریان انقلاب ۱۳۵۷، این امامزاده نقشی ایفا کرد که کمتر زیارتگاهی به خود دیده است؛ مرکز تجمع و حرکت مردم حصارک.

یک سند تاریخی در پژوهشکده مطالعات سیاسی ایران جزئیات دقیقی را ثبت کرده است: هفدهم دی ۱۳۵۷، ساعت ۱۰ صبح، حدود ۱۲ هزار نفر در امامزاده محمد جمع شدند. سه روحانی برای آن‌ها سخنرانی کردند. تجمع در ساعت ۱۲ پایان یافت و به مردم اعلام شد که فردا (هجدهم دی) در کرج راهپیمایی برگزار می‌شود.

یک بازاری قدیمی به خبرنگار می‌گوید: «مردم از امامزاده محمد راه می‌افتادند و تا امامزاده حسن در مرکز کرج می‌رفتند.» این جزئیات یعنی این مکان هرگز یک «جزیره مذهبی» جدا از جامعه نبوده؛ بلکه در قلب زندگی سیاسی محله نشسته است.

هویت سوم: آرامگاه بیش از ۱۶۰۰ شهید

گلزار شهدای این امامزاده، آرامگاه بیش از یک هزار و ۶۰۰ شهید دفاع مقدس و مدافع حرم است. بر اساس اعلام امیرحسین دانش کهن، مسئول بنیاد شهید استان البرز، در خرداد ۱۴۰۵: ۸۰ درصد شهدای این استان در همین یک گلزار دفن شده‌اند.

این عدد یعنی وقتی به هر خانه شهید در کرج قدم بگذاری، احتمال زیادی وجود دارد که عزیزشان همین‌جا خوابیده باشد.

مجموعه دارای «خانه شهید» است؛ با وسایل، لباس‌های خونین، پیشانی‌بندها و عکس‌ها. در این میان، داستان سه برادر برجسته‌تر است: ناصر، نادر و علی‌اکبر علافی.

ناصر علافی و نادر علافی به ترتیب در سال‌های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ در جبهه‌های جنگ شهید شدند. برادر کوچک‌ترشان علی‌اکبر علافی — متولد ۱۳۴۲ — پس از شهادت دو برادر به بسیج پیوست. او در نامه‌ای به هم‌رزمانش نوشت که «به همه برادران خداحافظی کنید»، به‌ویژه «به برادران امینی، ناصح و شرع‌پسند». سال ۱۳۹۲، او در یک رزمایش نظامی در تنگه هرمز به شهادت رسید و پیکرش در امامزاده محمد، کنار دو برادرش، به خاک سپرده شد.

اما همین عدد «۸۰ درصد» یک هشدار جدی هم در دل خود دارد. دانش کهن در همان اعلام هشدار داد که فضای موجود گلزار اشباع شده و در دو جنگ ‌ اخیر، بخشی از شهدا «به ناچار در پیاده‌روها دفن شدند». که این وضعیت در شأن شهدا و خانواده‌هایشان نیست.

در میان مزارهای گلزار شهدای امامزاده محمد، مزار سیدمهدی یحیوی لقب خاصی دارد. او نه مدافع حرم است، نه شهید امنیت. او فرمانده گردان یاسر از لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در جنگ ایران و عراق بود که در سال ۱۳۶۲، در ۲۱ سالگی در منطقه شرهانی/فکه، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.

هویت چهارم: مزار شهدای مدافع حرم

عباس آسمیه؛ متولد دهم تیر ۱۳۶۸ در رجایی‌شهر کرج. در بیست‌وچهارم دی ۱۳۹۴، در ۲۶ سالگی، در منطقه خان طومان سوریه به شهادت رسید. پیکرش هفت سال مفقود بود تا اینکه از طریق آزمایش DNA شناسایی شد و در ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ در گلزار شهدای امامزاده محمد به خاک سپرده شد.

مراسم تشییع او در عاشورای ۱۴۰۴ برگزار شد؛ تابوتش از میدان سپاه کرج تا امامزاده محمد روی دست مردم تشییع شد. مزارش اکنون کنار دیگر شهدای مدافع حرم در این گلزار است.

هویت پنجم: مزار شهدای امنیت

سید روح‌الله عجمیان؛ متولد ۱۳۷۴ در کمال‌شهر کرج. از نیروهای بسیج که در جریان ناآرامی‌های آبان ۱۴۰۱ در کرج به شهادت رسید. پیکرش از گلشهر تا امامزاده محمد تشییع شد. حسینی همدانی، امام جمعه کرج، بر پیکرش نماز خواند. جمعیت در تشییع شعار «مرگ بر فتنه‌گر» و «مرگ بر آمریکا» سر دادند.

سال بعد، مراسم سالگرد او در گلزار شهدای امامزاده محمد برگزار شد و همزمان نشست تخصصی «شناخت شهدای امنیت» در جوار مزارش برگزار گردید.

هویت ششم: آرامگاه دو چهره غیرمنتظره

در بخشی دیگر از مجموعه، دو چهره دفن شده‌اند که هیچ ربطی به میدان جنگ ندارند، اما در حافظه جمعی ایران جای ویژه‌ای دارند.

علیرضا سلیمانی (۱۳۳۶–۱۳۹۳)، افسانه‌ای‌ترین کشتی‌گیر سنگین‌وزن تاریخ ایران. در مسابقات جهانی ۱۹۸۹ سوئیس، بروس باومگارتنر آمریکایی — دارنده ۱۳ مدال جهانی و المپیک — را شکست داد و تنها مدال طلای سنگین‌وزن ایران در جهان را به گردن آویخت. او شش بار عنوان پهلوان ایران را کسب کرد؛ بالاترین لقب در ورزش سنتی ایران. به همین دلیل به او «پهلوان‌باشی» می‌گفتند.

سلیمانی در اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۵۹ سالگی درگذشت. از آن زمان، هر سال فدراسیون کشتی ایران مراسم یادبودی کنار مزارش برگزار می‌کند. در اردیبهشت ۱۴۰۳، تیم‌های نوجوانان و جوانان کشتی آزاد که در کرج اردو زده بودند، به‌طور ویژه به امامزاده محمد رفتند و مقابل مزار سلیمانی ادای احترام کردند. در دعوت‌نامه فدراسیون آمده بود: «از همه عاشقان پهلوانی دعوت می‌شود.»

روح‌الله داداشی (درگذشته ۱۳۹۰)، بدنساز معروف به «قوی‌ترین مرد ایران». تیر ۱۳۹۰ در درگیری خیابانی در کرج کشته شد. او هنگام مرگ حدود ۲۸ سال داشت. تشییع جنازه‌اش هزاران نفر را به خیابان‌های کرج کشاند؛ صف طولانی که از

خانه‌اش در حصارک تا امامزاده ادامه داشت و ترافیک سنگینی ایجاد کرد. مهدی ایران‌نژاد، شهردار وقت کرج، در مراسم گفت: «روح‌الله داداشی نماد هویت مردم کرج و جوانان این شهر بود.»

این دو قبر به مجموعه معنایی تازه می‌دهد: اینجا فقط محل یادآوری جنگ نیست؛ فضایی برای بیان احساس جمعی نسبت به قهرمانان ورزشی هم هست.

بافت زندگی روزمره: فراتر از سنگ‌قبر

اگر فقط به سنگ‌قبرها و تاریخ توجه کنیم، زنده‌ترین بخش این مکان را از دست می‌دهیم.

غروب سه‌شنبه و پنجشنبه شلوغ‌ترین ساعات اینجاست. صدای دعای کمیل و دعای توسل از مسجد بلند می‌شود و هم‌زمان زائران به مزار شهدا می‌روند و گل می‌گذارند. به گفته یک بازاری قدیمی، مردم در این شب‌ها «با آرمان شهدا تجدید پیمان» می‌کنند.

در ضلع جنوبی مجموعه، یک پارک کودک ساخته شده است. حجت‌الاسلام حسین قبادی، معاون فرهنگی اداره اوقاف البرز، درباره فلسفه این طراحی گفته: «روح کودک در فضای آپارتمانی نمی‌تواند آرام بگیرد؛ فضای معنوی امامزاده و پارک کودک محیطی برای پاسخ به نیازهای روانی و عاطفی کودک است.»

کتابخانه و خیمه معرفت (برای پاسخ به سؤالات دینی) بخشی از کارکردهای روزمره این فضاست. در مناسبت‌های خاص، نمایشگاه و برنامه‌های جمع‌آوری کمک — مثلاً برای زلزله‌زدگان — هم برگزار می‌شود.

تحول: از گلزار تا «الگوی ملی»

شهریور ۱۴۰۵، مجتبی عبداللهی، استاندار البرز، پس از بازدید از مجموعه اعلام کرد که طرح جامع برای تبدیل امامزاده محمد به «قطب فرهنگی-اجتماعی نمونه کشور» تدوین می‌شود.

اقدامات اعلامی استاندار:

راه‌اندازی درمانگاه یا مرکز سلامت با کمک خیرین و پزشکان، به‌صورت رایگان، شامل ویزیت، تزریقات و نوار قلب

توسعه پارکینگ و مسیر دسترسی معلولان

تقویت برنامه‌های قرآنی و کودک و نوجوان – با این هدف که «یک کودک پنج‌ساله، یک خانواده شهید، یک سالمند — همه باید فضای خودشان را اینجا پیدا کنند»

بازطراحی گلزار شهدا – با تأکید بر «پرهیز از سازه‌های سنگین» و حفظ «زیبایی، سبکی و ماندگاری»

استاندار یک نکته مهم دیگر هم گفت: «نباید کاملاً به کمک بیرونی وابسته باشیم» – یعنی برای این مجموعه باید یک مکانیزم اقتصادی پایدار تعریف شود.

جمع‌بندی

غروب که می‌شود، صدای دعای کمیل از مسجد بلند می‌شود و هم‌زمان زائران به مزار شهدا می‌روند و گل می‌گذارند. جلوی درِ مجموعه، بساط نان رایگان پهن است و بچه‌ها صف کشیده‌اند. در پارک جنوبی، صدای خنده از سرسره می‌آید.

در امامزاده محمد، تاریخ، ایمان، خاطره جنگ و زندگی روزمره در همان ۱۸۰ هزار مترمربع فشرده شده‌اند.

وقف‌نامه صفویه، تجمع ۱۲ هزار نفری دی ۵۷، مزار سه برادر، یادبود یک قهرمان کشتی و یک پارک کودک — این عناصر به‌ظاهر بی‌ربط، در یک فضای فیزیکی واحد کنار هم نشسته‌اند، در هم تنیده‌اند و یکدیگر را معنا می‌کنند.

و حالا این مکان در حال بازتعریف خود است — از جایی برای نگه‌داشتن گذشته، به مجموعه‌ای برای ساختن آینده. «طرح جامع» استاندار، درمانگاه، کلاس قرآن و گلزار بازطراحی‌شده را وعده داده. اما معیار موفقیت شاید فقط تعداد ساختمان‌های جدید نباشد؛ بلکه این باشد که: وقتی یک کودک پنج‌ساله، یک مادر شهید، یک نوجوان کشتی‌گیر و یک پژوهشگر در جست‌وجوی سند صفوی، هم‌زمان از این در وارد می‌شوند — آیا هر کدام «امامزاده محمد» خودشان را پیدا می‌کنند؟

سولماز امیدی _ تیتر۱

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا