«تبکش»؛ بازی فراموشنشدنی کوچههای طالقان
یک توپ، تکهچوبی ساده و چند دوست که برای شروع بازی لحظهشماری میکردند؛ همینها برای ساختن یک روز پرهیجان در کودکی کافی بود. «تبکش» یا «تبماچ» از بازیهای قدیمی طالقان است که بخشی از خاطرات نسلهای گذشته را شکل میدهد.

بعضی نامها فقط نام یک بازی نیستند؛ دریچهای به سالهای دورند، به روزهایی که با شنیدن نام یک سرگرمی، خاطرات کودکی دوباره جان میگیرند. بازیهایی که نه به وسایل گرانقیمت نیاز داشتند و نه به صفحههای روشن تلفن همراه؛ کافی بود چند کودک دور هم جمع شوند تا یک زمین خاکی به میدان رقابت و شادی تبدیل شود.
عمو علی، یکی از قدیمیهای طالقان، در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، از این بازی محلی و روزهایی میگوید که سرگرمیها سادهتر بودند، اما شور و هیجانشان تا سالها در خاطر میماند.
عمو علی ادامه داد: بعضی نامها فقط نام یک بازی نیستند؛ دریچهای به سالهای دورند، به روزهایی که با شنیدن نام یک سرگرمی، خاطرات کودکی دوباره جان میگیرند. بازیهایی که نه به وسایل گرانقیمت نیاز داشتند و نه به صفحههای روشن تلفن همراه؛ کافی بود چند کودک دور هم جمع شوند تا یک زمین خاکی به میدان رقابت و شادی تبدیل شود.
«تبکش» یا «تبماچ» یکی از همین بازیهای قدیمی است که نامش در میان بازیهای بومی طالقان باقی مانده است.
تبکش از بازیهایی بود که با توپ و چوب انجام میشد و بازیکنان را به رقابتی پرتحرک میکشاند. در شکل شناختهشده این بازی، افراد به دو گروه تقسیم میشدند؛ گروهی با چوب به توپ ضربه میزد و برای رسیدن به محدوده مشخصشده تلاش میکرد و گروه دیگر با دنبال کردن توپ میکوشید مانع پیشروی حریف شود. سرعت عمل، دقت و همکاری میان بازیکنان در این رقابت نقش داشت و هر ضربه میتوانست جریان بازی را تغییر دهد.
اما جذابیت بازیهای آن روزگار تنها در قواعد و نتیجه رقابت خلاصه نمیشد. پیش از آغاز بازی، خود جمع شدن بچهها بخشی از ماجرا بود؛ پیدا کردن دوستان، آماده کردن وسایل و توافق بر سر شیوه بازی، همه بهانهای برای کنار هم بودن میشد. زمین خاکی، با همه سادگیاش، برای کودکان دنیایی بزرگ بود؛ دنیایی که در آن دوستیها شکل میگرفت، رقابتها بالا میگرفت و گاهی یک بازی ساده تا ساعتها ادامه پیدا میکرد.
تفاوت بازیهای دیروز و امروز، تنها در نوع سرگرمی نیست؛ در شکل کنار هم بودن هم هست. در گذشته، بسیاری از بازیها به حضور چند نفر در یک فضای مشترک نیاز داشتند. بچهها میدویدند، با هم تصمیم میگرفتند، قواعد بازی را یاد میگرفتند و در جریان برد و باخت، تجربههای تازهای به دست میآوردند. خاطره بازی هم تنها به لحظه برنده شدن محدود نمیشد؛ گاهی شیطنتهای میان بازی، شوخیهای دوستانه و ماجراهایی که در مسیر برگشت به خانه تعریف میشد، سالها بعد شیرینتر از نتیجه رقابت به یاد میماند.
امروز تلفنهای همراه، بازیهای رایانهای و سرگرمیهای دیجیتال بخش گستردهای از اوقات فراغت کودکان و نوجوانان را به خود اختصاص دادهاند. این سرگرمیها نیز جذابیتها و قابلیتهای خود را دارند، اما تجربه بازی در فضای باز و ارتباط رودررو با دوستان، حالوهوای متفاوتی دارد؛ تجربهای که در آن هیجان فقط روی صفحه دیده نمیشود، بلکه در دویدن، خندیدن، تلاش کردن و همراهی با دیگران جریان پیدا میکند.
یادآوری تبکش، بهانهای برای بازگشت به همین خاطرات است؛ به روزهایی که یک توپ و تکهچوبی ساده میتوانست جمعی از بچهها را سرگرم کند و پایان بازی، لزوماً پایان خوشی آن روز نبود. شاید آنچه از بازیهای قدیمی در ذهن نسل گذشته باقی مانده، بیش از هر چیز، حس باهم بودن و شادی بیتکلفی باشد که در دل همان سرگرمیهای ساده شکل میگرفت.
گفتگو با عمو علی، فرصتی برای ثبت بخشی از بازیهای بومی طالقان و یادآوری تجربه نسلی است که سرگرمیهایش را در دل زندگی روزمره پیدا میکرد. ثبت نام این بازیها، شیوه انجام آنها و خاطرات کسانی که سالها پیش تجربهشان کردهاند، میتواند به حفظ بخشی از میراث فرهنگی منطقه کمک کند؛ میراثی که ارزش آن تنها در گذشته نیست، بلکه در امکان انتقال خاطرات و شناخت سبک زندگی نسلهای پیشین به کودکان و نوجوانان امروز نیز معنا پیدا میکند.
هانیه ربیعی _ تیتر۱
انتهای خبر/



