چند رسانه

هدیه‌ای که بغض چندین‌ماهه مردم را شکست

این شب‌ها مردم دلتنگ‌تر از همیشه‌اند؛ دلتنگ پدری که شاید در ظاهر دیگر کنار ما نباشد، اما مهرش هنوز در دل تک‌تک ما زنده است و نور راهش، چراغ مسیر تاریک این شب‌های تاریخ شده است.

به گزارش خبرنگار گروه چندرسانه شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ این شب‌ها، جای خالی او بیشتر از همیشه به چشم می‌آید؛ نه فقط در میان جمعیت، که در دل‌هایی که هنوز رفتنش را باور نکرده‌اند.

پدری که شاید در ظاهر دیگر کنار ما نباشد، اما مهرش از دل‌ها نرفته است؛ صدایش در خاطره‌ها مانده، نگاهش در ذهن‌ها و راهش، همچنان چراغی است برای عبور از شب‌هایی که تاریک‌تر از همیشه به نظر می‌رسند.

ماه‌ها گذشته، اما دلتنگی پیر نمی‌شود؛ گاهی تنها سکوت می‌کند، گوشه‌ای از دل می‌نشیند و منتظر یک نشانه می‌ماند و آن نشانه که رسید، بغض‌ها دیگر تاب نیاوردند.

چشم‌هایی که ماه‌ها صبوری کرده بودند، بارانی شدند؛ گویی تمام آن دلتنگی‌های نگفته، راه خود را پیدا کرده بودند. اشک‌ها آرام روی گونه‌ها نشستند و هر قطره، قصه‌ای از یک دلِ بی‌قرار را روایت کرد.

برای بعضی‌ها، آن هدیه تنها یک یادگار نبود؛ رنگی از همان حضوری بود که هنوز در خاطرها زنده است؛ یادآور دستی که شاید دیگر در میان ما نباشد، اما ردّ محبتش هنوز بر شانه‌های این مردم مانده است.

چه عجیب است که گاهی یک نشانه کوچک، می‌تواند دریایی از خاطره را به تلاطم بیندازد؛ می‌تواند فاصله را برای لحظه‌ای کوتاه از میان بردارد و دل را دوباره به روزهایی ببرد که هنوز بوی حضور می‌دهند.

این اشک‌ها، فقط اشک دلتنگی نبودند؛ روایت مردمی بودند که هنوز دلشان برای پدر تنگ است؛ برای کسی که رفتنش پایان حضورش نبود…

 

هانیه ربیعی _ تیتر۱

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا