فرهنگی
موضوعات داغ

سینما در میانه مردم و قدرت/ نقدی بر ایده «مردمی بودن» یا «سیاسی‌کاری» هنر

نویسنده، محقق و کارگردان تئاتر کرجی طی یادداشتی نوشت: سینما در جهان معاصر صرفاً یک صنعت سرگرمی‌ساز نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تولید معنا و شکل‌دهی به ادراک عمومی تبدیل شده است. از همین رو، تصور جدایی کامل سینما از سیاست بیشتر یک برداشت آرمان‌گرایانه است تا یک تحلیل مبتنی بر واقعیت تاریخی.

به گزارش اختصاصی خبرنگار گروه فرهنگی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»، مریم کریم‌آبادی، نویسنده، محقق و کارگردان تئاتر طی یادداشتی نوشت: تجربه تاریخی سینما نشان می‌دهد که این هنر همواره در بستر مناسبات قدرت اجتماعی و سیاسی معنا یافته است.

سینمای هالیوود نمونه بارز این پیوند است؛ سینمایی که علاوه‌بر نقش سرگرمی، بخشی از دیپلماسی فرهنگی و سرمایه نمادین ایالات متحده محسوب می‌شود. تولید فیلم‌هایی درباره دموکراسی، حقوق بشر یا تهدیدهای امنیتی نشان می‌دهد که سینما می‌تواند در شکل‌دهی به افکار عمومی جهانی نقش مؤثری ایفا کند.

در فضای فرهنگی ایران نیز بحث نسبت میان سینما، مردم و سیاست همواره محل مناقشه بوده است. بخشی از جریان هنری بر این باور است که سینما باید صرفاً به مردم تعلق داشته باشد و از سیاست فاصله بگیرد. با این حال، مفهوم «مردم» در گفتمان فرهنگی، مفهومی یکدست و همگن نیست. جامعه متشکل از لایه‌های متنوع فکری و ارزشی است و هر کنش هنری ناگزیر با بخشی از جامعه هم‌خوانی و با بخشی دیگر تعارض خواهد داشت.
نکته مهم در تحلیل رفتار رسانه‌ای هنرمندان، مسئله گزینش موضوع نقد است.

نقد اجتماعی در هر جامعه‌ای ضروری است، اما زمانی که نقد به شکل گزینشی دنبال شود، این پرسش مطرح می‌شود که آیا کنش فرهنگی صرفاً در چارچوب یک گفتمان خاص حرکت می‌کند یا نماینده طیف گسترده‌تری از جامعه است.

زبان رسانه و هنر تنها ابزار انتقال پیام نیست، بلکه خود بخشی از فرآیند معنا‌سازی اجتماعی محسوب می‌شود. انتخاب واژگان، نحوه روایت یک حادثه و میزان بزرگنمایی یا کوچک‌نمایی آن می‌تواند در شکل‌گیری ادراک عمومی اثرگذار باشد. استفاده از عباراتی که تصویر کلی‌سازی‌شده یا احساسی از یک رخداد ارائه می‌دهد، می‌تواند به قطبی‌سازی اجتماعی منجر شود.

مسئله آزادی بیان نیز باید در چارچوبی واقع‌بینانه‌تر تحلیل شود. برخلاف تصور رایج درباره آزادی مطلق، حتی در بسیاری از کشورهای غربی نیز آزادی بیان با محدودیت‌هایی در حوزه امنیت ملی یا حساسیت‌های اجتماعی همراه است. نمونه‌هایی از جرم‌انگاری انکار برخی وقایع تاریخی در اروپا یا واکنش‌های اجتماعی به مواضع سیاسی خاص در آمریکا، نشان می‌دهد که آزادی بیان همواره در نسبت با مسئولیت اجتماعی تعریف می‌شود.

از سوی دیگر، هنرمند در جهان امروز تنها در چارچوب مخاطب داخل سالن سینما عمل نمی‌کند. پیام هنری به سرعت در شبکه‌های رسانه‌ای جهانی بازنشر می‌شود و می‌تواند در شکل‌دهی به تصویر یک کشور در نظام بین‌الملل اثرگذار باشد. بنابراین آگاهی نسبت به پیامدهای جهانی کنش فرهنگی بخشی از مسئولیت حرفه‌ای هنرمند است.

در تحلیل برخی گردهمایی‌های صنفی یا هنری نیز این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین کنش‌هایی صرفاً یک آیین انسانی است یا در بستر رقابت‌های گفتمانی و رسانه‌ای معنا می‌یابد. زمان، مکان و نوع ادبیات مورد استفاده در این رویدادها می‌تواند نشان‌دهنده جهت‌گیری نمادین آن باشد و به بازنمایی خاصی از یک حادثه اجتماعی منجر شود.

در نهایت، سینما عرصه‌ای است که در آن خلاقیت هنری، آزادی بیان و مسئولیت اجتماعی به‌طور همزمان حضور دارند. مطالبه تعادل میان این سه مؤلفه به معنای محدود کردن هنر نیست، بلکه تأکید بر نقش فرهنگی و اجتماعی آن است. جامعه‌ای که بتواند میان نقد سازنده، حفظ هویت ملی و آزادی خلاقانه توازن برقرار کند، از سرمایه فرهنگی پایدارتری برخوردار خواهد بود.

زهرا بیگدلی _ تیتر یک

انتهای خبر/

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا