گامهای مؤثر در پیشگیری از مصرف دخانیات
یک درمانگر سوءمصرف مواد در رابطه با مصرف دخانیات در میان نوجوانان و جوانان بیان کرد: همچنان یکی از مهمترین دغدغههای حوزه سلامت روان و پیشگیری از اعتیاد بین نوجوانان و جوانان است اگرچه در سالهای اخیر آگاهی عمومی نسبت به مضرات سیگار، قلیان و محصولات نوظهور نیکوتینی مانند ویپ و پاد افزایش یافته است، اما شواهد نشان میدهد که میزان گرایش نسل جدید به این مواد همچنان نگرانکننده است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی شبکه خبری تحلیلی «تیتر۱»؛ حسن ندرلی، در تحلیل پدیده مصرف دخانیات بین نوجوانان و جوانان اظهار کرد: مصرف دخانیات در نسل جدید صرفاً یک رفتار فردی نیست، بلکه محصول تعامل پیچیده عوامل روانشناختی، خانوادگی، اجتماعی و رسانهای است. بسیاری از نوجوانان با وجود اطلاع از خطرات جسمی سیگار، همچنان به سمت مصرف آن گرایش پیدا میکنند، زیرا انگیزه اصلی آنها معمولاً بیماریهای احتمالی آینده نیست، بلکه پاسخ به نیازهای روانی و اجتماعی امروز است.
این درمانگر سوءمصرف مواد، یکی از دلایل گرایش نوجوانان به مصرف دخانیات را تلاش برای هویتسازی و کسب احساس بزرگسالی بیان کرد و افزود: در بسیاری از موارد، نوجوان سیگار را نه به عنوان یک ماده آسیبزا، بلکه به عنوان نمادی از استقلال، بلوغ، آزادی و تفاوت با دیگران میبیند. این برداشت اغلب تحت تأثیر محیط اجتماعی و رسانهای شکل میگیرد. نوجوان در دورهای از زندگی قرار دارد که به دنبال تعریف هویت خود است و هر رفتاری که بتواند احساس متفاوت بودن یا پذیرفته شدن در یک گروه را به او بدهد، جذابیت پیدا میکند.
وی در ادامه تصریح کرد: عامل مهم دیگر، فشار همسالان و نیاز به تعلق اجتماعی است. نوجوانان بیش از هر گروه سنی دیگری تحت تأثیر گروه دوستان قرار میگیرند. در بسیاری از موارد، اولین تجربه مصرف سیگار یا ویپ نه از روی تمایل واقعی، بلکه برای پذیرفته شدن در یک جمع یا جلوگیری از طرد شدن رخ میدهد. هنگامی که مصرف دخانیات در یک گروه دوستانه به رفتاری عادی تبدیل شود، مقاومت در برابر آن برای نوجوان دشوارتر خواهد شد.
ندرلی با اشاره به اینکه از منظر روانشناختی، بسیاری از نوجوانان و جوانان از سیگار و ویپ به عنوان ابزاری برای تنظیم هیجانات خود استفاده میکنند تاکید کرد: اضطراب، استرس، ناکامیهای تحصیلی، مشکلات خانوادگی، تنهایی، احساس طردشدگی و حتی سردرگمی هویتی میتواند فرد را به سمت مصرف سوق دهد. یکی از خطرناکترین باورهای رایج این است که سیگار باعث آرامش میشود. در واقع نیکوتین تنها برای مدت کوتاهی علائم محرومیت ناشی از خود را کاهش میدهد و همین موضوع در ذهن مصرفکننده به اشتباه به عنوان آرامش تفسیر میشود. در نتیجه فرد به تدریج وارد چرخه وابستگی روانی و جسمی میشود.
این درمانگر سوءمصرف مواد با بیان اینکه در سالهای اخیر ویپ و پاد به یکی از چالشهای جدید حوزه پیشگیری تبدیل شدهاند عنوان کرد: بسیاری از نوجوانان به دلیل طراحی مدرن، طعمهای متنوع و تبلیغات گسترده فضای مجازی، این محصولات را بیخطرتر از سیگار تصور میکنند. در حالی که وابستگی به نیکوتین در بسیاری از این محصولات حتی میتواند شدیدتر از سیگارهای سنتی باشد. نگرانی اصلی این است که مصرف ویپ در بسیاری از موارد به نقطه شروع وابستگی به نیکوتین تبدیل میشود و مغز نوجوان را برای پذیرش سایر مواد روانگردان آماده میکند.
وی نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی را در عادیسازی مصرف دخانیات بسیار مهم دانست و افزود: در بسیاری از فیلمها، سریالها و تولیدات رسانهای، شخصیتهای جذاب، موفق یا محبوب در حال مصرف سیگار نمایش داده میشوند. این بازنماییها به صورت غیرمستقیم پیامهایی مانند جذابیت، اعتمادبهنفس، روشنفکری، استقلال یا آرامش را به مصرف دخانیات پیوند میزنند. نوجوانی که هنوز مهارت کافی برای تحلیل انتقادی پیامهای رسانهای را کسب نکرده است، ممکن است این تصاویر را به عنوان واقعیت بپذیرد.
ندرلی در ادامه تاکید کرد: شبکههای اجتماعی نیز با استفاده از الگوریتمهای خود میتوانند این فرآیند را تشدید کنند. نوجوانی که چند محتوای مرتبط با سیگار، ویپ یا سبک زندگی مصرفکنندگان را مشاهده میکند، به تدریج در معرض حجم بیشتری از همین محتوا قرار میگیرد. در نتیجه تصور میکند که مصرف دخانیات رفتاری فراگیر و عادی است. این پدیده میتواند خطای شناختی اجماع کاذب را ایجاد کند؛ یعنی فرد گمان کند همه همسالان او در حال مصرف هستند، در حالی که واقعیت چنین نیست.
این درمانگر سوءمصرف مواد با اشاره به نقش خانواده به عنوان یکی از مهمترین عوامل محافظتکننده یا خطرساز اظهار کرد: نوجوانانی که در خانواده آنها مصرف دخانیات وجود دارد، بیشتر در معرض الگوبرداری قرار میگیرند. همچنین خانوادههایی که ارتباط عاطفی ضعیف، کنترلگری افراطی یا تعارضهای مداوم دارند، ناخواسته زمینه گرایش نوجوان به رفتارهای پرخطر را افزایش میدهند. در مقابل، خانوادههایی که گفتگوی مؤثر، حمایت عاطفی، احترام متقابل و نظارت همدلانه را در پیش میگیرند، نقش مهمی در پیشگیری دارند.
وی در ادامه تصریح کرد: موضوع مهم دیگری که نباید نادیده گرفته شود، ارتباط میان مصرف دخانیات و احتمال ورود به سایر رفتار های پرخطر است. اگرچه همه مصرفکنندگان سیگار به سمت مواد مخدر نمیروند، اما تجربه بالینی و مطالعات متعدد نشان میدهد که مصرف سیگار، قلیان و ویپ میتواند آستانه روانی فرد را نسبت به تجربه مواد دیگر کاهش دهد. هنگامی که مصرف نیکوتین در ذهن نوجوان عادیسازی میشود، مقاومت او در برابر پیشنهاد تجربه مواد دیگری مانند گل نیز کاهش پیدا میکند.
ندرلی با اشاره به اینکه برای مقابله با این روند، صرف هشدار دادن درباره مضرات سیگار کافی نیست گفت: نوجوانان بیش از هر چیز به آموزش مهارتهای زندگی نیاز دارند. مهارت نه گفتن، مدیریت استرس، حل مسئله، کنترل هیجانات، افزایش عزتنفس، تقویت هویت فردی و آموزش سواد رسانهای از جمله مهمترین عوامل محافظتی هستند. نوجوانی که بتواند پیامهای پنهان رسانهها را تحلیل کند و ارزش خود را وابسته به تأیید دیگران نداند، کمتر در معرض گرایش به مصرف دخانیات قرار میگیرد.
این درمانگر سوءمصرف مواد افزود: همچنین لازم است مدارس، خانوادهها، رسانهها و متخصصان حوزه سلامت روان به صورت هماهنگ عمل کنند. پیشگیری مؤثر زمانی اتفاق میافتد که نوجوان احساس کند دیده میشود، شنیده میشود و برای مشکلاتش راهحلهای واقعی وجود دارد. جایگزین کردن لذتهای سالم مانند ورزش، فعالیتهای هنری، مهارتآموزی، موفقیتهای تحصیلی و روابط اجتماعی سالم میتواند نیاز نوجوان به پناه بردن به مواد را کاهش دهد.
وی بیان اینکه در مصرف دخانیات در نسل جدید صرفاً یک مسئله بهداشتی مطرح نیست، بلکه یک مسئله روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی است تصریح کرد: هرچه جامعه بتواند در زمینه سواد رسانهای، مهارتهای زندگی، سلامت روان، تقویت ارتباطات خانوادگی و اصلاح الگوهای فرهنگی سرمایهگذاری بیشتری انجام دهد، احتمال گرایش نوجوانان به سیگار، قلیان، ویپ و در ادامه مواد مخدری مانند گل کاهش خواهد یافت. پیشگیری واقعی از نقطهای آغاز میشود که نوجوان یاد بگیرد برای مدیریت هیجانها، کسب هویت و رسیدن به احساس ارزشمندی، به جای تکیه بر مواد شیمیایی، بر تواناییهای واقعی خود تکیه کند.
ندرلی اولین گام پیشگیری را «شناخت واقعیت به جای تصویر» دانست و اظهار کرد: نوجوان باید بداند سیگار، قلیان و ویپ نه ابزار آرامش، نه نماد جذابیت و نه نشانه بلوغ هستند، بلکه محرکهای نیکوتینی هستند که مغز را وارد چرخه وابستگی میکنند. سادهترین تمرین شناختی در این مرحله این است که نوجوان بین «حس کوتاهمدت بعد از مصرف» و «پیامد بلندمدت مصرف» تفکیک قائل شود. همچنین آموزش مهارت نه گفتن در موقعیتهای واقعی، تمرین پاسخهای کوتاه و بدون توجیه در جمع دوستان، و یادگیری جایگزینهای فوری برای مدیریت استرس (مثل تنفس، پیادهروی، موسیقی یا ورزش کوتاه) میتواند بسیار کاربردی باشد. نوجوان باید یاد بگیرد که نیاز به تعلق اجتماعی را از مسیرهای سالم مثل گروههای ورزشی، هنری یا مهارتی تأمین کند، نه از مسیر مصرف.
در سطح خانواده، مهمترین اقدام «کاهش کنترل سختگیرانه و افزایش ارتباط همدلانه» است. نوجوانی که احساس شنیده شدن ندارد، بیشتر در معرض پناه بردن به گروههای همسال یا رفتارهای پرخطر قرار میگیرد.
این درمانگر سوءمصرف مواد افزود: والدین باید به جای بازجویی و تهدید، وارد گفتوگوی واقعی شوند؛ گفتوگویی که در آن قضاوت حذف و فهم جایگزین میشود. مشاهده رفتار والدین نیز بسیار تعیینکننده است؛ مصرف دخانیات در خانه حتی به صورت محدود، قویترین الگوی یادگیری غیرمستقیم برای نوجوان است. خانوادهها باید به جای تمرکز صرف بر «منع»، روی «تقویت جایگزین» کار کنند؛ یعنی افزایش فعالیت مشترک، ورزش خانوادگی، برنامههای تفریحی بدون دخانیات و تقویت احساس ارزشمندی در نوجوان.
وی با اشاره به اینکه در سطح مدرسه و ساختارهای مسئولیتی، تمرکز باید از «اطلاعرسانی صرف» به سمت «مهارتسازی واقعی» تغییر کند تاکید کرد: آموزشها اگر فقط هشدار باشند، اثر محدود دارند؛ اما اگر همراه با تمرین عملی، نقشآفرینی، تحلیل رسانه و آموزش مهارتهای مقابلهای باشند، اثر پایدار ایجاد میکنند. مدارس باید محیطی ایجاد کنند که در آن تعلق اجتماعی سالم شکل بگیرد، نه اینکه نوجوان برای تعلق مجبور به رفتار پرخطر شود. همچنین لازم است سیاستگذاریها در حوزه کنترل دسترسی به ویپ و دخانیات، نظارت بر تبلیغات پنهان و مدیریت محتوای رسانهای تقویت شود، زیرا بخش مهمی از شکلگیری انگیزه مصرف در بیرون از فرد و در ساختار اجتماعی رخ میدهد.
ندرلی در ادامه بیان کرد: در مجموع، پیشگیری از مصرف دخانیات زمانی موفق خواهد بود که همزمان سه سطح شناخت نوجوان، الگوی ارتباطی خانواده و ساختار حمایتی جامعه اصلاح شوند. تمرکز صرف بر یک بخش، بدون در نظر گرفتن دو بخش دیگر، نمیتواند مانع شکلگیری چرخه مصرف و در ادامه گرایش به مواد سنگینتر شود. در پیشگیری از مصرف دخانیات در جوانان و برخی نوجوانان پسران و دختران در «اصل خطر» مشترک هستند، اما مسیرهای گرایش، انگیزهها و شکل بروز آنها میتواند متفاوت باشد. شناخت این تفاوتها به والدین کمک میکند برخورد دقیقتر و مؤثرتری داشته باشند.
این درمانگر سوءمصرف مواد با اشاره به این موضوع که در پسران، گرایش به دخانیات معمولاً بیشتر از مسیر فشار همسالان، رقابت اجتماعی، هیجانطلبی و اثبات خود در گروه دوستان شکل میگیرد گفت: در این سن، پسران ممکن است برای نشان دادن استقلال، بزرگ شدن یا پذیرفته شدن در جمع، به سمت تجربه دخانیات بروند. در برخی موارد، مصرف به عنوان یک رفتار «جسورانه یا مردانه» در گروههای دوستان تعریف میشود. اگر نوجوان مهارت کنترل هیجان و «نه گفتن» را یاد نگرفته باشد، احتمال همراهی او با گروه بیشتر میشود. پیامد این مسیر معمولاً شروع زودتر مصرف، وابستگی رفتاری، و درگیری بیشتر با رفتارهای پرریسک دیگر (مثل رانندگی پرخطر یا رفتارهای هیجانی) است.
وی در ادامه اظهار کرد: در دختران، مسیر گرایش بیشتر از سمت هیجانات درونی، اضطراب، فشار روانی، تصویر بدنی، روابط عاطفی و نیاز به پذیرش عاطفی شکل میگیرد. در برخی موارد، دخانیات به عنوان راهی برای کاهش استرس، کنترل احساسات، یا حتی تجربه آرامش موقت استفاده میشود. همچنین در برخی محیطها، قلیان یا ویپ ممکن است به عنوان رفتار «اجتماعی و دوستانه» در جمعهای صمیمیتر دیده شود. اگر دختر نوجوان احساس دیدهشدن، امنیت عاطفی یا مهارت بیان احساسات نداشته باشد، احتمال گرایش پنهانتر اما پایدارتر وجود دارد. پیامد این مسیر معمولاً وابستگی روانی، مصرف پنهانتر، و آسیبپذیری بیشتر در برابر اضطراب و افسردگی است.
ندرلی نقش والدین برای پیشگیری از مصرف دخانیات را بسیار مهم دانست و تاکید کرد: برای پیشگیری از مصرف دخانیات در نوجوانان، مهمترین نقش خانواده این است که درککننده، همراه و راهنما باشد. نوجوان وقتی احساس کند خانواده هیجانات، فشارها و نیازهای او را میفهمد، پذیرای آموزش و راهنمایی میشود. با نوجوان درباره احساسات و هیجاناتش صحبت شود.
مهدیه ایمانی _ تیتر۱
انتهای خبر/



